احساس افسردگی دارید اما وقتی به یک مهمانی دعوت میشوید حال روحی و خلقیتان خوب میشود، خیلی ناگهانی اشتهایتان زیاد شده و پرخوری میکنید، زیاد میخوابید و از اینکه طرد بشوید احساس ترس به سراغتان میآید...
به آن میگویند افسردگی آتیپیک یا غیرمعمولی، برخلاف اسمش شایع است و در میان خانمها پرطرفدار! نوعی افسردگی که در پاسخ به اتفاقهای مثبت، خلق و خویتان افزایش مییابد. افزایش اشتها، پرخوابی و حساسیت به طرد شدن از علائم و نشانههای این بیماری است و نکته مهم این است که اگر فکر میکنید به آن مبتلا شدهاید اصلا نگران نباشید چرا که این نوع افسردگی، با رواندرمانی و داروهای ضد افسردگی، قابل درمان است.
در علم روانشناسی افسردگی به دو نوع تقسیم شده؛ روانی و فیزیولوژیک. واکنش طبیعی طولانی و شدید هیجانی شخص در مقابل ناراحتیها، ناامیدیها و از دست دادن اقوام در نوع روانی قرار میگیرد. در نوع فیزیولوژیک اما خلق همیشه افسرده نیست و بیشتر تغییرات منفی در فعالیتهای بدنی و فکری دیده میشود. از پایه ثابتترین و مهمترین علائم افسردگی اختلال در خواب، اشتها، وزن و میل جنسی است. این تغییرات نشان دهنده تغییرات فیزیولوژیک موقت در اعمال سیستم اعصاب مرکزی است. افسردگی معمولی و غیرمعمولی هم در دسته فیزیولوژیک هستند و هر دو حسهای طولانیمدت غم و ناامیدی را شامل میشوند.
یک فرد مبتلا به افسردگی اساسی کلاسیک حداقل پنج علامت از 9 علامت زیر را دارد:
غمگینی یا خلق افسرده در بیشتر روز یا تقریباً هر روز
از دست دادن لذت از چیزهایی که زمانی لذت بخش بودند
تغییر عمده در وزن (افزایش یا کاهش بیش از 5 درصد وزن در یک ماه) یا اشتها
بی خوابی یا خواب زیاد تقریباً هر روز
حالتی از بی قراری فیزیکی یا فرسودگی که توسط دیگران قابل توجه است
خستگی یا از دست دادن انرژی تقریباً هر روز
تقریباً هر روز احساس ناامیدی یا بی ارزشی یا احساس گناه مفرط
مشکلات تمرکز یا تصمیم گیری تقریباً هر روز
افکار مکرر مرگ یا خودکشی، طرح خودکشی یا اقدام به خودکشی
در افسردگی اساسی خلق افسرده معمولا ثابت است و هیچ تغییری نمیکند اما در افسردگی غیر معمول، خلق و خوی شما به طور موقت در اثر اتفاقات مثبت (مثل یک جشن تولد) بهتر میشود.
کسانی که افسردگی معمولی دارند اغلب از بیخوابی و کماشتهایی گله میکنند، این در حالی است که افسردگی غیر معمول با خواب کافی یا زیاد شدن اشتها همراه است. علاوه بر این تفاوتها، افسردگی غیر معمول در سنین پایینتر شروع شده و زمان آن طولانیتر از افسردگی معمولی است.
احتمال ابتلا به افسردگی غیر معمول در زنان دو برابر بیشتر از مردان است و معمولا در سالهای نوجوانی یا اوایل 20سالگی شروع میشود.افسردگی غیر معمول، بسیار رایج است و ۱۵ تا ۳۶درصد از افراد مبتلا به اختلال افسردگی را تحت تاثیر قرار میدهد و تقریبا 121میلیون نفر در سراسر جهان به اختلال افسردگی مبتلا هستند.
طبق DSM-IV، علائم افسردگی با ویژگی های غیر معمول شامل موارد زیر است:
واکنش خلقی (یعنی خلق و خو در پاسخ به رویدادهای مثبت روشن می شود)
دو یا چند مورد از ویژگی های زیر که در اکثر مواقع حداقل به مدت دو هفته وجود دارند:
افزایش اشتها، افزایش خواب، فلج سرب (یعنی احساس سنگینی و سربی در بازوها یا پاها)، حساسیت به طرد بین فردی (که به دوره های اختلال خلق محدود نمی شود) که منجر به آسیب اجتماعی یا شغلی قابل توجهی می شود.
نشانه اصلی افسردگی غیر معمول (در مقایسه با افسردگی معمولی) این است که خلق و خوی شما به طور موقت در پاسخ به رویدادهای مثبت بهبود مییابد. این اتفاق معمولا در افسردگی معمولی رخ نمیدهد.
احساس غم زیاد یا ناامیدی، لذت نبردن از چیزهایی که قبلا باعث شادی میشده، به راحتی عصبانی یا ناامید شدن و مشکل در تمرکز یا به خاطر سپردن چیزها هم از سایر ویژگیهای افسردگی غیرمعمول است.
طبق DSM-IV، تشخیص افسردگی آتیپیک مستلزم واکنشپذیری خلقی (توانایی احساس بهتر موقت در پاسخ به رویداد مثبت زندگی) به اضافه حداقل دو مورد زیر است: هیپرفاژی (حداقل 2 کیلوگرم اضافه وزن) یا گزارشهایی از افزایش واضح اشتها در طول بیماری افسردگی فعلی)، پرخوابی (10 ساعت در روز یا دو ساعت یا بیشتر از حد معمول در روز بخوابید)، فلج سرب (احساس میکند که اندامها سنگین شدهاند یا یک خستگی مداوم) و الگوی طولانی مدت حساسیت به طرد (بیمار) اغلب پاسخ بیش از حد به طرد دارد، که منجر به اجتماعی می شود.
اعتقاد بر این است که افسردگی نتیجه اختلال در عملکرد مدارهای مغز است که خلق و خو را تنظیم میکند و به یک منطقه از مغز اجازه میدهد تا با منطقه دیگر ارتباط برقرار کند. سلولهای عصبی موجود در این مدارها سیگنالها را از طریق مواد شیمیایی مغز به نام انتقال دهنده های عصبی - مانند دوپامین، سروتونین و نوراپی نفرین، منتقل می کنند. تصور میشود که داروهای ضد افسردگی این مواد شیمیایی را ذخیره می کنند و در نتیجه کارایی مدارهای مغزی مرتبط با خلق و خو را بهبود می بخشند.
سابقه خانوادگی افسردگی، از دست دادن مثل مرگ، طلاق، یا جدایی که ممکن است باعث آسیب پذیری اساسی در برابر افسردگی شود (به جای غم و اندوه عادی)، تعارضات بین فردی و احساسات مرتبط مانند احساس گناه، هر نوع سوء استفاده جسمی، جنسی یا عاطفی، هر نوع رویداد مهم زندگی مانند جابجایی، تغییر یا از دست دادن شغل، فارغ التحصیلی، بازنشستگی یا انزوای اجتماعی در افرادی که آسیب پذیری بیولوژیکی در برابر افسردگی دارند، هر نوع بیماری جدی مانند سرطان، بیماری قلبی، سکته مغزی یا HIVو سوء مصرف مواد مخدر یا الکل
بسته به شدت علائم، پزشکان احتمالاً روان درمانی (گفتار درمانی) و/یا داروها را برای افسردگی غیر معمول توصیه میکنند. انواع مختلفی از روان درمانی و داروها برای درمان وجود دارد و ممکن است بیمار برای مراقبت به متخصصی مانند روانپزشک، روانشناس یا سایر متخصصان بهداشت روان دارای مجوز ارجاع داده شود.