عصر دنا- رحمان رزم پا: سالگرد شهادت آیتالله سید ابراهیم رئیسی نه صرفاً یادآور حادثهای تلخ که فرصتی نیکو برای تأملی ژرف در ساحت شخصیت انسانی و سیاسی اوست. در روزگاری که نگاه عمومی به سیاستمداران، آمیخته با بدبینی و تردید است نام «رئیسی» همچون نقطهای روشن در افق سیاست ایران میدرخشد.
برای درک ارزش و جایگاه این مرد، نخست باید تصویری از ذهنیت رایج نسبت به سیاستمداران ترسیم کرد. در اذهان بسیاری سیاستپیشه فردی است درگیر بازیهای قدرت، آغشته به شعار، دور از مردم و شاید بینیاز از فضیلت.
سهراب سپهری ـ با زبان شاعری خویش در تعبیر تلخی گفته بود:
جای مردان سیاست بنشانید درخت / تا هوا تازه شود
و این نگاه، بیعلت هم نیست. سیاست در بسیاری از جوامع به جای آنکه بوی اخلاق و مردم بدهد در برزخ مصلحتسنجیهای دور از فضیلت معلق مانده است.
اما شهید رئیسی از جنسی دیگر بود. او با سیاست، چنان برخورد میکرد که گویی عبادتی است میان بنده و پروردگار. به تعبیر فیلسوفان، او نه در پی «قدرت» بلکه در پی «معنای قدرت» بود.
نخست او مردی باهوش بود. صعود آرام، اما پیوستهاش در عرصههای حساس قضایی و اجرایی، بدون وابستگیهای جناحی و غوغاسالاری نشان از هوش سیاسی بالا و درک عمیق از مناسبات قدرت داشت، اما آنچه او را از بسیاری دیگر جدا میساخت این بود که این هوش را نه برای حفظ جایگاه بلکه برای تعهدی بزرگتر صرف میکرد: اهداف انقلاب اسلامی.
شهید رئیسی عمیقاً باورمند بود. باور به آنچه امام (ره) بنیاد نهاد و رهبر معظم انقلاب استمرار بخشیدند در تار و پود وجودش جاری بود. این باور صرفاً شعاری در تریبونها نبود؛ شعوری بود که در رفتار و سلوکش نمود داشت.
صداقت و اخلاصش را آنان دیدند که از نزدیک با او کار کرده بودند. گاه سکوتش، گویاتر از هزار ادعا بود. او هرگز نخواست بزکِ لفظ باشد، بلکه خواست آیینهی عمل شود.
در پیگیری اهداف، جدیتی عجیب داشت. به گفتهی بسیاری آنگاه که کاری را بر حق میدانست با عزم پولادین پیگیرش میشد و از مانع نمیهراسید. نه از غوغا میترسید، نه از جوسازیها عقب مینشست. او خود را در برابر خداوند و مردم مسؤل میدانست، نه رسانهها و محافل قدرت.
ولایتمداریاش نه صرفاً ارادت به شخص ولی فقیه بلکه فهمی عمیق از فلسفهی امامت و رهبری در نظام اسلامی بود. او " ممحض " در ولی فقیه بود یعنی در مسیر او ذوب شده بود بیآنکه استقلال عقل و رای خود را وانهد.
چه متواضع بود. ساده میزیست، بیتظاهر، بیزرقوبرق. در جلسات رسمی و سفرهای استانی، هیچ نشانی از تکبر یا مرزبندی طبقاتی در او دیده نمیشد. گویی از مردم بود، میان مردم بود، برای مردم بود. در کوچههای محروم مینشست، به سخن روستایی و کارگر و دانشجو گوش میسپرد. سیاست را از برج عاج فرو آورده بود و بر خاک واقعیت نشانده بود.
شهید رئیسی، شاید شبیهترین سیاستمدار معاصر ما به آن تصویری بود که امام خمینی (ره) ترسیم میکند: «خادمِ ملّت»
سالگرد شهادت او تنها برای سوگواری نیست؛ زمان تأمل و بازشناسی یک مسیر است.
مسیر کسی که در نهایتِ سادگی و شرافت، در بلندترین قلهٔ سیاست، صدای مردم بود و سایهبان ارزشها.
آری، سید ابراهیم رئیسی، سیاستمداری بود از جنس دیگر.
از جنسی که سیاست را نه هنر ممکنها که پیمان با حقیقت میداند.
رحمان رزم پا | معاونت سیاست ورزی سازمان بسیج دانشجویی استان کهگیلویه و بویراحمد.