عصر دنا یادداشت دریافتی: بخش اول مطلب به موضوع پروژه های عمرانی از جمله پل های ارتباطی تعطیل شده، آزادراه ها، راه آهن، تصفیه خانه آب شرب یاسوج و دیگر پروژه هایی پرداخته شده که بدلیل عدم رایزنی نماینده بویراحمد برای اخذ بودجه و اعتبارات لازم به تعطیلی کشیده شدند و داد فریاد پیمانکاران را آورده و دست به دامان تاجگردون شده اند؛
اکنون با همه دغدغه هایی که برای حوزه انتخابیه اش دارد اما در بحث مدیریت استانی و مرکزیت سیاسی بویراحمد در نگاه مخالفین و هم طرفدارانش بسیار ضعیف سنجیده می شود که به این مهم پرداخته می شود.
بخش دوم؛
مدل سیاست ورزی محمد بهرامی
در موضوع مدیریت استان پرسشهای جدی وجود دارد. بسیاری از مردم بویراحمد احساس میکنند وزن مدیریتی آنان در ساختار استان نسبت به گذشته کاهش یافته و عزت بویراحمد از دست رفته است. بحث، دفاع از انتصاب قومیتی نیست؛ هیچکس نباید صرفاً به دلیل بویراحمدی، گچسارانی، باشتـی یا کهگیلویهای بودن مدیر شود. معیار باید شایستگی باشد.
اما شایستگی نیز نباید به پوششی برای تمرکز قدرت در یک شبکه محدود تبدیل شود.
وقتی مردم یک منطقه احساس میکنند مدیرانشان کمتر در سطوح تصمیمگیری حضور دارند، طبیعی است که درباره علت این وضعیت سؤال کنند. اگر پاسخ این باشد که نماینده مسئول انتصابات نیست، این سخن از منظر حقوقی قابل بحث است؛ نماینده منصوبکننده مستقیم مدیران اجرایی نیست. اما از منظر سیاست واقعی نیز نمیتوان نقش نمایندگان را در شکلگیری فضای سیاسی و مدیریتی استان نادیده گرفت.
بنابراین سؤال این نیست که چرا نماینده همه مدیران را منصوب نکرده است.
سؤال این است:نماینده بویراحمد برای حفظ وزن سیاسی و مدیریتی حوزه انتخابیه خود چه کرده است؟ آیا از شایستگان منطقه دفاع کرده است؟ آیا نسبت به کاهش نقش بویراحمد در مدیریت استان حساسیت نشان داده است؟ آیا در برابر تمرکز قدرت در هر نقطهای از استان، موضعی روشن و مبتنی بر عدالت داشته است؟
و در کنار همه این مسائل، مسئله حلقه اطراف نماینده نیز اهمیت پیدا میکند. سیاستمدار را فقط از سخنرانیهایش نمیتوان شناخت؛ گاهی باید به کسانی نگاه کرد که در کنار او ایستادهاند، به نام او حرف میزنند و در همه جلسات حضور دارند.
تغییر عقیده جرم نیست. انسانها میتوانند مسیر سیاسی خود را تغییر دهند. اما مردم نیز حافظه دارند. میدانند چه کسانی در دورههای مختلف در کنار چه جریانهایی بودهاند. میدانند چه کسانی دیروز خود را نزدیکترین افراد به یک نماینده معرفی میکردند، امروز در کنار نمایندهای دیگر ایستادهاند و احتمالاً فردا نیز اگر قدرت تغییر کند، مسیر تازهای انتخاب خواهند کرد.
این پرسش متوجه یک فرد خاص نیست؛ یک مسئله کلی در سیاست محلی است:
سیاستمدار چگونه حلقه نزدیکان خود را انتخاب میکند؟ آیا بر اساس سابقه و تخصص؟ یا بر اساس میزان حضور؟ آیا کسانی که همیشه در کنار قدرت هستند، لزوماً بهترین مشاوران برای قدرتاند؟
خطر سیاست محلی از جایی آغاز میشود که نزدیکی به یک نماینده، به یک سرمایه اقتصادی و اجتماعی تبدیل شود. آنجا که مردم تصور کنند سیاست دیگر ابزار خدمت نیست، بلکه نردبانی است برای رسیدن به مجوز، امتیاز، ارتباط و منفعت.نمایندهای که از «عزت» سخن میگوید، باید بیش از همه مراقب باشد که اطراف او به محل تولید رانت و شایعه تبدیل نشود.
مقایسه با تاجگردون
این مقایسه را نباید به ستایش مطلق یک نفر و نفی مطلق نفر دیگر تبدیل کرد. هر دو قابل نقدند. هر دو باید پاسخگو باشند. اما نمیتوان یک تفاوت را نادیده
گرفت.
مدل سیاستورزی محمد بهرامی از ابتدای ورود به عرصه نمایندگی، در ظاهر تلاش کرده تصویری مقتدر از خود ارائه دهد. در لحن، زبان بدن، نحوه ورود به جلسات و ادبیات سیاسی، این تلاش قابل مشاهده است. اما اقتدار سیاسی را نمیتوان با زبان بدن سنجید.
اقتدار واقعی یعنی قدرت چانهزنی.
یعنی بتوانی وارد اتاقی شوی که بودجه در آن تقسیم میشود و سهم منطقه خود را افزایش دهی.
یعنی بتوانی یک وزیر را متقاعد کنی.
یعنی بتوانی یک پروژه را در فهرست اولویتها قرار دهی.
یعنی بتوانی سرمایهگذار را به منطقه بیاوری.
یعنی وقتی از جلسه بیرون میآیی، چیزی بیش از یک عکس با خود داشته باشی.
یک اعتبار.
یک مصوبه.
یک پروژه.
یک تصمیم.
یک نتیجه.
و شاید برای همین است که مقایسه میان عملکردها اجتنابناپذیر میشود. نه به دلیل اینکه گچساران باید در برابر بویراحمد قرار گیرد، بلکه به این دلیل که مردم میخواهند بدانند چرا یک حوزه انتخابیه میتواند برای پروژههای خود صدای بلندتری در تهران داشته باشد و حوزه دیگر، با وجود مرکز استان بودن، چنین احساسی از قدرت ندارد.
گچساران و بویراحمد دشمن یکدیگر نیستند.
توسعه گچساران، شکست بویراحمد نیست.
اما توسعه نامتوازن، میتواند به شکست همه استان تبدیل شود.
استانی که مرکز آن ضعیف شود، ساختار مدیریتی آن نیز ضعیف میشود. آقای بهرامی باید بداند که امروز دیگر دوران تهدید مدیران کمکار، بدون ارائه نتیجه، رو به پایان است. مردم نمیخواهند هر هفته ببینند نمایندهشان در جلسهای مدیران را توبیخ میکند. مردم میخواهند چند ماه بعد نتیجه آن توبیخ را ببینند.
مردم نمیخواهند فقط تصویر نمایندهشان را در کنار وزرا ببینند؛ میخواهند اثر دیدار با وزیر را در شهر و روستای خود ببینند.
سلفی با وزیر، توسعه نیست.
سخنرانی درباره پروژه، پروژه نیست.
کلنگزنی، کارخانه نیست.
دکل حفاری، اشتغال نیست.
و «لایک» در فضای مجازی، جایگزین قدرت سیاسی در تهران نمیشود.
بویراحمد از «پروژهمحوری» نباید به «رویدادمحوری» سقوط کند. حوزه انتخابیهای با این همه ظرفیت طبیعی، انسانی، گردشگری و اقتصادی نباید به جایی تبدیل شود که مهمترین اتفاقات سیاسیاش در انتشار یک فیلم، یک سخنرانی یا یک مراسم خلاصه شود.
مردم بویراحمد، دنا و مارگون انتظار معجزه ندارند.
میدانند اقتصاد کشور دشوار است.میدانند بودجه محدود است.میدانند تحریم، تورم و مشکلات ملی وجود دارد.
اما حق دارند بدانند در میان همین محدودیتها، نمایندهشان برای آنها چه کرده است.
امروز دیگر سؤال اصلی این نیست که آقای بهرامی چه وعدههایی برای آینده دارد.
سؤال این است که از وعدههای گذشته چه باقی مانده است.چه پروژهای تمام شده؟چه سرمایهای جذب شده؟چه صنعتی شکل گرفته؟ چه بودجهای تثبیت شده؟ چه حق سرزمینی حفظ شده؟چه گرهی باز شده؟ و اگر قرار باشد فردا، مردم بویراحمد یک صفحه از کارنامه این دوره را ورق بزنند، در برابر هر یک از این پرسشها چه خواهند نوشت؟
سیاست، سرانجام به همین نقطه میرسد.
روزهای سخنرانی تمام میشوند.
جلسات فراموش میشوند.
مدیران تغییر میکنند.
عکسها در آرشیو تلفنها گم میشوند.
اما کارنامه باقی میماند.
و مردم روزی دفتر را باز میکنند؛ در یک صفحه وعدهها را مینویسند و در صفحه دیگر نتیجهها را. اگر فاصله این دو صفحه زیاد باشد، هیچ میزان سخنرانی نمیتواند آن فاصله را پر کند.
بویراحمد امروز در آستانه همین پرسش ایستاده است.
نه از سر کینه.
نه از سر دشمنی.
بلکه از سر حق.
حق مردم برای پرسیدن.
حق مردم برای مقایسه کردن.
حق مردم برای اینکه بدانند حوزهای که روزگاری مرکز ثقل سیاست استان بود، چرا امروز چنین احساس عمیقی از عقبماندگی، انفعال و حاشیهنشینی بودجهای دارد.
و پرسش نهایی، شاید سادهتر از همه این تحلیلها باشد: آقای نماینده! آن همه تغییر کجاست؟ آن همه پروژه کجاست؟ آن همه توسعه کجاست؟ و مهمتر از همه: وقتی دوران وعده تمام شود، از این دوره نمایندگی چه چیزی برای مردم بویراحمد، دنا و مارگون باقی خواهد ماند؟
با سلام و تشکر از عصر دنا، واقعیتش ایشان در حد نمایندگی بویراحمد، دنا و مارگون هیچوقت نبوده و نیست، نه سابقه مدیریتی قوی داشته اند، نه عملکرد مطلوبی داشته است، در شهرداری نیز برای جذب نیرو بدون ضابطه و رعایت عدالت جهت انتخابات برنامه ریزی شده عمل کردند! تا توانست از امکانات شهرداری که اموال مردم بود به عنوان رانت جهت انتخابات آینده خود سوء استفاده نمود! اما همه اینها نتیجه اش همینه که کاملا ضعیف و به عنوان نماینده نمی تواند عملکرد خوبی داشته باشد.
ایشان در حدو اندازه یک بخشدار هم نیست نه سوادی،نه بیانی،نه عدالتی،نه شایسته سالاری،نه پروژه ای ،نه طرحی،هیچی هیچی
ضعیف ترین نماینده ادوار مجلس
بهرامی هست اخ سی نماینده ترازززززززملییییی.
رای 10هزار تایی منتظرته
روشنفکر و بهرامی هر دو ،دو نماینده ناتوان بودن که بدعت پخمه پروری و فامیل بازی را رواج دادند.
انشالله که مردم بویر احمد این سری از این دو فرد ناتوان ، عبور خواهند کرد
قطعا امثال شماها مانع پیشرفت استان هستید سوال چرا سهم الایندگی از شهرستانها گرفته شد و فقط مختص گچساران هست
شما خط ومش اصلی خود رافراموش کرده وقلم زدنتان ازروی تعصب بیجا وغرض ورزی هست کدام یکی از نمایندگان استارت همین کارهای ملی زدن یکی رانام ببرید تا ماهم مطلع شویم هیچ قدرتی بالاتراز قدرت خدانیست سعی کنیم دربرابر گفتار خود انسانیت از دست ندهیم، در قوی بودن دکتر تاجگردون شکی نیست ولی بااین اوضاع حاکم بر کشور ادامه دادن کار هنربزرگی هست ولی خدایی برو تحقیق کن چرا سهم الایندگی از ما گرفتن
درجواب اقای احمدی بله حیف دکتربهرامی که نماینده امثال توهست
سلام
اینکه تاج قوی ست و برای حوزه اش کار میکند یا در بحث انتصابات قوی عمل میکند جای هیچ نقدی نیست یه امر عادی ست و هر کسی هم بجای ایشان بود تلاش میکرد بنده بویراحمدی ام و به تاج افتخار میکنم هرکسی از این استان سری بین سرها در تهران باشد باعث افتخار ست اما اینکه نماینده ما ضعیف باشد و جریان سیاسی را به قوم و قبیله ای تغییر دهد که دیگه جناب تاج مقصر نیست یک بویراحمد و دهها و بیشتر طایفه، اینکه در عملکرد سیاسی و توسعه و پیشرفت بویراحمد ضعیف باشی و انتصابات هم شایسته سالاری نباشد و طایفه گرایی کند قطعا در آینده تنها کسی متضرر میشود خود ایشان و در نهایت عدم توسعه بویراحمد ست، مسولین مرتبط کجای این شهر زندگی میکنند احیانا گذرشون به خارج از شهر مسیر سراب تاوه نمیخورد خداوکیلی آسفالت ورودی را می بینید خود خجالت نمی کشید
ببخشید صحبت هام جسته و گریخته بود ، مردم زیر بار فشار قد خم کرده آند دیگه چه باشد و چه شود برا هیچکس مهم نیست
با سلام
متاسفانه جناب آقای بهرامی در قامت نماینده مردم برای بویراحمد بزرگ نیست و چه بسا همین عملکرد ضعیف اش باعث شده که باز هم شخص ضعیف تری همچون آقای روشنفکر به ظن خود ؛ بهترین گزینه برای بازگشت به عرصه انتخابات است…باید افسوس خورد اشخاصی همچون آقایان بهرامی و روشنفکر و حتی زارع با عملکرد ضعیف و نگران کننده در بویراحمد باعث پسرفت این شهر در تمام عرصه ها شده اند…
طرح یک سوال
جناب زارع و جناب روشنفکر شما چه دستاوردی در دوره های نمایندگی خود داشتید که روی بازگشتن به انتخابات رو دارید؟
بس است…لطفا
جناب آقای بهرامی که نشان داده نماینده مردم بویراحمد نیست ایشون نماینده ی قوم و قبیله و فامیل خودشون هستند ایشون نشان داده که این چهار سال هم اشتباهی وارد مجلس شده،مردم نماینده میخوان که شایسته باشد و شایسته انتصاب نماید هر نماینده ای تا حالا بوده از بهرامی بهتر وسرتر وشایسته تربوده،با شرایط الان انتخابات بین آقای زارع روشنفکر هست .مردم هم بی لیاقتی کاندید فعلی را به وضوح دیده اندبرای آخرین بار وآخرین سال در مجلس هستند اشتباهی هم رفتند انشاءالله به حول و قوه الهی کنارخواهند رفت بااین شرایط هم شاید ثبت نام نکنند
آموزش و پرورش بویراحمد خانوادگی اداره میشود مدیر آغا،معاون ابتدایی آغا،مسئول تعاون آغا،،معاون مالی و پشتیبانی آغا،معاون متوسطه میگن همونکه هم آغا بود رفته قراره برگرده،جدا از تعدادی از کارشناسان هم که از همین خانواده اند کلا این مشت نمونه خروار هست
در جواب مدافعین بهرامی فقط عزیزان مدیران انتخابی تاج و بهرامی در سطح استان ، یعنی مدیران کل( نه دیگه مسئول حمل ونقل و فلان…) رو اسم ببرن تا وزن مدیریتی نمایندگان مشخص بشه
نظرات روغرض نوشته شده وعده ای هنوز تو جو انتخابات هستن ودارن میسوزن.عملکرد بهرامی در این اوضاع بر همگان مشخصه واحتیاج به گزارش نیست.کسانی که دم از طایفه گری میزنن فکر میکنم که یادشون رفته شهر در محاصره شلوار کردیخوزنجیر سربی بود و بویراحمد آزاد شد.
امیدوارم عملکرد بهرامی باعث برگشت زارع و روشنفکر نشه…