عصر دنا

بازتعریف غیرت و شجاعت در کهگیلویه و بویراحمد؛ نقدی بر روایت‌های خونین طایفه‌ای

۳۰ مرداد ۱۴۰۵
۱۶:۰۹
کد خبر: ۳۷۰۹۲
بازتعریف غیرت و شجاعت در کهگیلویه و بویراحمد؛ نقدی بر روایت‌های خونین طایفه‌ای
وقتی نوجوان و جوان امروز می‌شنود که فلان فرد در یک درگیری چند نفر را کشته و به خاطر آن «مرد» و «قهرمان» معرفی شده است؛ وقتی انتقام‌گیری نشانه غیرت و عقب‌نشینی نشانه ضعف معرفی می‌شود؛ وقتی یک نزاع خونین با واژه‌هایی چون «حماسه»، «افتخار» و «مردانگی» روایت می‌شود، نباید تعجب کرد اگر بخشی از نسل جدید نیز بخواهد همان مسیر را، البته با ابزار و شرایط امروز، تکرار کند.

به گزارش عصر دنا، مهدی کاظمی موردراز روانشناس، کارمند سازمان بهزیستی در یادداشتی نوشت:

در سرزمین ما، قصه‌های بسیاری سینه‌به‌سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل شده‌اند؛ قصه‌هایی از غیرت، شجاعت، مهمان‌نوازی، وفاداری و ایستادگی. این میراث شفاهی، بخشی ارزشمند از هویت فرهنگی مردم لر است و نمی‌توان و نباید آن را نادیده گرفت.

اما در میان این روایت‌ها، گاهی داستان‌هایی نیز بازگو می‌شوند که نه از سازندگی، بلکه از نزاع، خونریزی، انتقام و درگیری‌های طایفه‌ای سخن می‌گویند؛ داستان‌هایی که شاید در زمان خود ریشه در شرایط اجتماعی، ضعف قانون، مناسبات سنتی و ساختارهای آن روزگار داشته‌اند، اما امروز اگر بدون نقد و تحلیل برای نسل جدید بازگو شوند، می‌توانند به جای «تاریخ»، تبدیل به «الگوی رفتاری» شوند.

مشکل از جایی آغاز می‌شود که خشونت، لباس قهرمانی می‌پوشد.

وقتی نوجوان و جوان امروز می‌شنود که فلان فرد در یک درگیری چند نفر را کشته و به خاطر آن «مرد» و «قهرمان» معرفی شده است؛ وقتی انتقام‌گیری نشانه غیرت و عقب‌نشینی نشانه ضعف معرفی می‌شود؛ وقتی یک نزاع خونین با واژه‌هایی چون «حماسه»، «افتخار» و «مردانگی» روایت می‌شود، نباید تعجب کرد اگر بخشی از نسل جدید نیز بخواهد همان مسیر را، البته با ابزار و شرایط امروز، تکرار کند.

نسلی که خشونت را قهرمانی بیاموزد، ممکن است فردا برای قهرمان شدن، خشونت را انتخاب کند.

امروز شرایط جامعه تغییر کرده است. شهرنشینی گسترش یافته، قانون و نهادهای رسمی جای بسیاری از سازوکارهای سنتی را گرفته‌اند و مفهوم «حق» دیگر نباید با قدرت اسلحه، تعداد افراد یک طایفه یا توانایی انتقام‌گیری سنجیده شود.

امروز قهرمان واقعی کسی نیست که در یک نزاع پیروز شود؛ کسی است که بتواند نزاع را پیش از وقوع متوقف کند.

قهرمان واقعی کسی نیست که خون بیشتری بریزد؛ کسی است که مانع ریخته شدن خون شود.

قهرمان واقعی کسی نیست که کینه یک نسل را به نسل بعد منتقل کند؛ کسی است که جرئت کند زنجیره کینه را در زمان خودش متوقف کند.

از تاریخ باید عبرت گرفت، نه دستورالعمل ساخت

هیچ‌کس نمی‌گوید گذشته را فراموش کنیم. اتفاقاً جامعه‌ای که گذشته خود را فراموش کند، ممکن است دوباره همان اشتباهات را تکرار کند. اما میان حفظ خاطره تاریخی و تقدیس خشونت تفاوتی بسیار بزرگ وجود دارد.

می‌توان درباره یک درگیری تاریخی سخن گفت، اما همزمان از پیامدهای تلخ آن نیز گفت؛ از خانواده‌هایی که عزیز از دست دادند، از کودکانی که با داغ پدر و برادر بزرگ شدند، از زنانی که سال‌ها با ترس و اندوه زندگی کردند و از نسل‌هایی که قربانی کینه‌هایی شدند که حتی آغازش را به یاد نمی‌آوردند.

اگر قرار است داستان آن روزها برای جوانان روایت شود، چرا بخش پایانی داستان را هم نگوییم؟

چرا نگوییم که خشونت چه بر سر خانواده‌ها آورد؟

چرا از کسانی که در آن نزاع‌ها قربانی شدند نام نبریم؟

چرا نگوییم که بسیاری از «پیروزی‌ها» در نزاع‌های طایفه‌ای، در واقع شکست چند خانواده و زخمی شدن یک جامعه بوده‌اند؟

بزرگان، مسئولیت بزرگی بر دوش دارند

بزرگ بودن فقط به سن، جایگاه خانوادگی، نفوذ اجتماعی یا توانایی جمع کردن افراد یک طایفه نیست. بزرگی یعنی توانایی پایان دادن به چیزی که نسل‌های قبل نتوانستند به پایان برسانند.

بزرگی آن نیست که جوانان را با داستان‌های خونین گذشته به هیجان بیاوریم؛ بزرگی آن است که به جوان بگوییم:

«آنچه بر سر نسل‌های گذشته آمد، کافی است. تو قرار نیست ادامه‌دهنده کینه من باشی.»

بزرگان طوایف و معتمدان محلی می‌توانند نقشی تاریخی در تغییر این فرهنگ داشته باشند. آنها بیش از هر نهاد دیگری می‌توانند به جوانان بگویند که غیرت با خشونت یکی نیست، شجاعت با اسلحه تعریف نمی‌شود و آبرو با انتقام به دست نمی‌آید.

جامعه امروز بیش از آنکه به «جنگاور» نیاز داشته باشد، به میانجی، گفت‌وگوگر، بخشنده و صلح‌ساز نیاز دارد.

اجازه ندهیم گذشته، آینده را گروگان بگیرد

کهگیلویه و بویراحمد سرزمین فرهنگ، شعر، موسیقی، مهمان‌نوازی و دلاوری است؛ اما نباید اجازه داد تصویری که از دلاوری ارائه می‌کنیم، با خشونت و خونریزی گره بخورد.

اگر گذشته ما جنگ داشته است، آینده ما نباید جنگ داشته باشد.

اگر نسل‌های قبل گرفتار چرخه انتقام بوده‌اند، نسل امروز باید نخستین نسلی باشد که این چرخه را متوقف می‌کند.

ما به جای آنکه برای جوانانمان قصه «چه کسی چه کسی را کشت» تعریف کنیم، باید از خود بپرسیم:

چه کسی توانست جلوی یک قتل را بگیرد؟
چه کسی دو طایفه را آشتی داد؟
چه کسی کینه‌ای قدیمی را بخشید؟
چه کسی یک جوان را از رفتن به سمت خشونت بازگرداند؟

شاید وقت آن رسیده باشد که تعریف خود از «قهرمان» را تغییر دهیم.

قهرمان امروز، آن کسی نیست که بر زمین دیگری غلبه کند؛
قهرمان کسی است که بر خشم خودش غلبه کند.

و شاید بزرگ‌ترین حماسه‌ای که می‌توانیم برای نسل آینده به یادگار بگذاریم، نه داستان یک جنگ، بلکه داستان پایان دادن به جنگ باشد.

بیایید گذشته را فراموش نکنیم؛
اما آن را به نسل آینده به‌عنوان عبرت منتقل کنیم، نه به‌عنوان افتخار.

چرا که هیچ جامعه‌ای با تکرار زخم‌های گذشته، آینده‌ای سالم نخواهد ساخت.

نظرات کاربران (۰)

ارسال دیدگاه شما