به گزارش عصر دنا، مراسم تشییع باشکوه «آقای شهید ایران» آزمونی برای سنجش صداقت مدعیان ایراندوستی بود؛ آزمونی که بسیاری از بلاگرهای پرادعا حتی حاضر نشدند در آن نقشآفرینی کنند. با این حال، همان چهرههایی که در بزنگاههای ملی حضوری نداشتند، همچنان در فهرست مهمانان ویژه برخی مسئولان قرار دارند؛ مسئولانی که گویی تعداد فالوور را بر تعهد، حضور میدانی و اثرگذاری واقعی ترجیح دادهاند.
تشییع «آقای شهید ایران» فقط یک مراسم نبود؛ صحنهای بود که مرز میان ادعا و عمل را به نمایش گذاشت. میلیونها ایرانی با حضور خود نشان دادند که در لحظههای سرنوشتساز، میدان را خالی نمیکنند، در کنار آنان، خبرنگاران، عکاسان و حتی شماری از اینفلوئنسرها و رسانههای خارجی نیز برای پوشش این رویداد راهی ایران شدند.
اما سؤال اینجاست؛ بلاگرهایی که هر روز از عشق به ایران، مردم و وطن میگویند، کجا بودند؟ سهم آنان از این حماسه چه بود؟ چند استوری تکراری و چند جمله کلیشهای، جای حضور در میدانی را نمیگیرد که مردم با جان و دل در آن حاضر شدند.
حضور در میدان، هزینه دارد؛ اما همین هزینه است که تفاوت میان «تولیدکننده محتوا» و «صاحب مسئولیت اجتماعی» را مشخص میکند. وطندوستی با قابهای زیبا و متنهای احساسی اثبات نمیشود؛ در روزهای حساس، این حضور و همراهی است که اعتبار میآفریند.
از سوی دیگر، جای گلایه از برخی مدیران نیز وجود دارد. چرا همان بلاگرهایی که در بزنگاههای ملی غایب بودند، همچنان پای ثابت نشستها، تقدیرها و حمایتهای برخی دستگاهها هستند؟ چرا رسانههای حرفهای، خبرنگاران میدانی و نخبگان فرهنگی که سالها بیهیاهو برای استان و کشور تلاش کردهاند، کمتر دیده میشوند؟

اگر قرار است از کسی تقدیر شود، معیار باید تعهد، اثرگذاری و حضور در میدان باشد، نه صرفاً تعداد دنبالکنندگان. فالوور سرمایه است، اما جای مسئولیت اجتماعی را نمیگیرد.
وقت آن رسیده است که مسئولان در معیارهای انتخاب و حمایت از چهرههای رسانهای تجدیدنظر کنند. مردم بهخوبی تشخیص میدهند چه کسانی در روزهای سخت کنار ایران ایستادند و چه کسانی فقط در قاب تلفن همراه، مدعی ایراندوستی بودند.


دیدگاهتان را بنویسید