هفدهم مرداد؛ روز ارتقای خبرنگاری از یک شغل به یک رسالت

هفدهم مرداد؛ روز ارتقای خبرنگاری از یک شغل به یک رسالت

به گزارش خبرگزاری صداوسیما، «مزار شریف سقوط کرد. هفدهم مردادماه ۱۳۷۷، این‌جا محل کنسولگری ایران در «مزار شریف» است. من محمود صارمی، خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران هستم. گروه طالبان چند ساعت پیش وارد مزار شریف شدند. خبر فوری، فوری. مزار شریف به دست طالبان سقوط کرد، عده‌ای از افراد طالبان در محوطه کنسولگری دیده می‌شوند به من بگویید که چه وظیفه‌ای…».
این‌ها آخرین پیام یک خبرنگار است؛ خبرنگاری که شهادت او به نماد تعهد، فداکاری و خطر پذیری این حرفه بدل شد و به رسم پاسداشت مقام والای او، هفدهم مرداد در تقویم ایران به نام او ثبت شد؛ این روز، روز بزرگداشت مقام خبرنگار و گرامیداشت یاد شهید محمود صارمی، خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) است که در سال ۱۳۷۷ به همراه هشت تن از دیپلمات‌های کشورمان در جریان حمله طالبان به کنسولگری ایران در شهر مزار شریف افغانستان به شهادت رسید.
در دنیای امروز، ماهیت جنگ دستخوش تحولی عظیم شده و از میدان‌های نظامی سنتی به عرصه‌های پیچیده، نامحسوس و ترکیبی سرایت یافته است. امروزه جنگ شناختی در کنار جنگ‌های سخت و نیمه سخت، یکی از اضلاع اصلی نبرد مدرن محسوب می‌شود؛ نبردی که با هدف نفوذ در لایه‌های ادراک، احساس و باور مخاطبان، صورت می‌گیرد. نبردی که در آن، میدان مبارزه، اذهان مردم و افکار عمومی است و سلاح اصلی آن، رسانه‌ها و روایت سازی‌های جهت دار و دروغین هستند.
در این نبرد نابرابر، امپراتوری رسانه‌ای دشمن با در اختیار داشتن شبکه‌های عظیم خبری و سکو‌های فراگیر، به صورت سازمان یافته و نظام‌مند به تحریف واقعیت ها، وارونه نمایی حقایق و مشروعیت بخشی به سلطه طلبی‌ها و زیاده خواهی‌های خود می‌پردازد. هدف اصلی این جنگ، تسخیر افکار عمومی، تغییر باورها، ارزش‌ها و هویت ملت ها، ایجاد یأس و ناامیدی و در نهایت پذیرش سیاست‌های استکباری این قدرت‌ها توسط مردم و تسلیم بی قید و شرط در برابر آن هاست.
در چنین فضای مسمومی نقش خبرنگار، دیگر صرفا اطلاع رسانی نیست؛ بلکه او به سربازی بدل می‌شود که به مصاف ماشین عظیم پروپاگاندای غرب می‌رود. راز دشمنی آن‌ها با خبرنگاران متعهد را هم باید در همین موضوع جست‌و‌جو کرد؛ از شهادت صارمی در افغانستان تا حسام زیدان در لبنان و از بمباران شبکه المنار حزب الله تا هدف قرار دادن ساختمان شیشه‌ای رسانه ملی، همگی نمونه‌هایی روشن از تلاش نظام سلطه برای خاموش ساختن صدای حقیقت است. در نگاه آنان، رسانه‌ای که روایتگر مقاومت باشد و تصویری واقعی از میدان نبرد مخابره کند، هدفی راهبردی و خطرناک‌تر از اهداف نظامی تلقی می‌شود.
آمریکا و رژیم صهیونی برای از پا درآوردن جمهوری اسلامی و تسلیم شدن بی قید و شرط ملت ایران، در کمتر از یک سال، دو جنگ و یک شبه کودتای بزرگ راه انداختند؛ جنگی که در آن هیچ دستاورد راهبردی نداشته و به هیچ یک از اهداف اعلامی خود نرسیدند: نه ایران بی قید و شرط تسلیم شد، نه تغییر نظام یا تغییر رفتار صورت گرفت، نه مسئله هسته‌ای به سودشان حل شد، نه قدرت نظامی ایران از بین رفت و نه مردم ایران به شورش روی آوردند و نه تمامیت ارضی خدشه دار شد.
پیشتر، از کارزار فشار حداکثری آنان با محوریت تحریم‌ها نیز آبی برایشان گرم نشد و نتوانستند سد مقاومت ایرانیان را بشکنند. به همین دلیل پس از شکست‌های پی در پی، آن‌ها اکنون بیش از گذشته به رسانه‌ها و ابزار‌های جنگ روانی خود امید بسته‌اند و با بهره گیری از شبکه‌ای گسترده از رسانه‌های عمدتا فارسی زبان، به دنبال روایت سازی دروغین در میان افکار عمومی هستند. به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران نه فقط برنامه‌های این شبکه ها، حتی نوشته‌های روزانه رئیس جمهور آمریکا و سایر مقامات وابسته به صهیونیسم بین الملل در شبکه‌های اجتماعی نیز در همین چارچوب ارزیابی می‌شود.
دشمنی آن‌ها با خبرنگاران و رسانه‌های مستقل و حقیقت جو، ریشه در ذات اشغالگری و توسعه طلبی نظام سلطه دارد. آن‌ها برای توجیه جنایات مستمر خود به فضایی از ابهام و تحریف نیاز دارند. رسانه‌های حق طلب که فریاد مظلومان را به گوش جهانیان می‌رسانند، بزرگترین مانع در برابر پروژه‌های عملیات روانی آن‌ها هستند. به همین دلیل الگوی رفتاری آن‌ها در قبال خبرنگاران و رسانه‌های متعهد، همیشه پاسخی از جنس رسانه نیست، بلکه بسیاری اوقات، پاسخ از جنس مشت آهنین است؛ موضوعی که در روند رو به افزایش ترور ده‌ها خبرنگار در غزه و لبنان به وضوح دیده می‌شود.
در این نبرد نابرابر، رسانه‌ها به مثابه اصلی‌ترین سنگر و خبرنگاران به عنوان سربازان خط مقدم، نقشی حیاتی در خنثی سازی توطئه‌های دشمن و صیانت از حقیقت ایفا می‌کنند. تلاش‌های بسیاری از رسانه‌ها و خبرنگاران متعهد ایرانی برای انعکاس صدای حقیقت از ایران و مبارزه با امپریالیسم رسانه‌ای غرب در طول یک سال اخیر نشان می‌دهد خبرنگاران و رسانه‌های ما هم عمیقا اهمیت این موضوع را دریافته و حتی حاضر هستند برای آن هزینه‌های گزافی پرداخت کنند. خبرنگاران ایرانی به ویژه گروه‌های خبری رسانه ملی، با حضور شجاعانه در قلب میدان، ایران قوی را به خوبی روایت کردند. آن‌ها با شکستن انحصار روایت دشمن، معادلات رسانه‌ای دشمن را بر هم زدند.
تلاش این خبرنگاران آشکارا نشان داد، خبرنگاری از یک شغل به یک رسالت ارتقا یافته است؛ رسالتی به نام جهاد تبیین، آن هم جهاد در یکی از پیچیده‌ترین و مخرب‌ترین میدان‌های نبرد تاریخ بشریت. آن‌ها نشان دادند همچون صارمی‌ها و رجب پورها، ایران اسلامی مسئله و دغدغه آن هاست و همچنان برای آن ایستاده‌اند.
نویسنده: عباس کریمیان

ارسال نظر (0)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ورود / ثبت‌نام پیامکی

کد تأیید به شماره ارسال شد.
02:00