به گزارش عصر دنا، زن جوانی که به همراه همدستش همسرش را در خواب با ضربات چکش به قتل رسانده بود، پس از یک سال فرار، دستگیر و در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.
حدود دو سال پیش، کشف جسد مرد جوان افغان به نام هاشم در خانهاش در میدان منیریه، تیم جنایی را به محل حادثه کشاند. آشنایان او که از بیخبری اش نگران شده بودند، به خانه اش مراجعه کردند و با جسد وی در اتاق طبقه بالای خانه قدیمی مواجه شدند. در بررسیهای اولیه مشخص شد که همسر و فرزندان هاشم در خانه نیستند و سر او در حالی که در خواب بوده با جسمی سخت متلاشی شده است.
تحقیقات میدانی نشان داد که خانواده هاشم در چند روز اخیر به خانه تردد نداشتهاند و همسر او پس از جنایت متواری شده و در محل کارش حاضر نشده است. به همین دلیل، همسر هاشم به عنوان مظنون اصلی پرونده تحت تعقیب قرار گرفت. یک سال بعد، زن جوان به همراه سه فرزندش شناسایی و دستگیر شد و مشخص شد که پس از جنایت زندگی مخفیانهای تشکیل داده است.
زن جوان در بازجوییها به جنایت اعتراف کرد و گفت: «مدتی قبل با مرد جوان افغان به نام تیمور آشنا شدم و به خاطر آزار و اذیتهای شوهرم از او خواستم کمکم کند شوهرم را بکشم. با نقشهای که از قبل کشیده بودم، تیمور در شب حادثه به خانه ما آمد و بالای سر هاشم که خواب بود رفت و او را با چکش به قتل رساند.» بررسی پیامها و تماسهای بین آنها نشان میداد که از مدتها قبل با هم در ارتباط بوده و درباره نقشه جنایت گفتگو کردهاند.
تیمور نیز که همزمان با وقوع جنایت از کشور متواری شده بود، پس از بازگشت به ایران دستگیر شد، اما اتهام خود را نپذیرفت. پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد و متهمان در دادگاه حاضر شدند.
همسر هاشم در دادگاه گفت: «من صاحب یک خیاطخانه بودم و شوهرم بیکار بود و من تنها خرج خانه را تأمین میکردم. هاشم بداخلاق بود و مرا کتک میزد. از رفتارهایش خسته شده بودم. یک روز با تیمور آشنا شدم و کمکم رابطه ما عمیق شد. از او خواستم کمکم کند شوهرم را بکشم.» او درباره شب حادثه گفت: «شب حادثه وقتی مطمئن شدم شوهرم به خواب عمیقی فرو رفته، لای در حیاط را باز گذاشتم و تیمور با چکش وارد شد و پاورچین از پلهها بالا رفت و با ضربات چکش هاشم را به قتل رساند. من هم شب را در پارک خوابیدم و صبح به خانه عمهام رفتم.»
تیمور در دفاع از خود گفت: «من حرفهای این زن را قبول ندارم و کسی را نکشتهام. من هرگز وارد خانه او نشدم.» قاضی پرسید: «اگر مرتکب جنایت نشدی چرا از کشور خارج شدی؟» تیمور پاسخ داد: «من متواری نشده بودم و بهصورت قانونی با پاسپورت از کشور خارج شدم.» قضات دادگاه پس از شنیدن دفاعیات متهمان برای صدور رأی وارد شور شدند.