اصطلاح «صلح حدیبیه» این روزها در ادبیات سیاسی ایران جایگاه ویژهای یافته و در بحثهای مربوط به مذاکره تهران و واشنگتن به کار میرود. در این میان، اظهارات سعید جلیلی، از مخالفان سرسخت مذاکرات هستهای، که از ابتکاری برای رفع سایه جنگ سخن میگوید، توجهها را به خود جلب کرده است.
به گزارش عصر دنا، چند سالی است که اصطلاح «صلح حدیبیه» به ادبیات سیاسی کشور وارد شده و هر زمان صحبت از مذاکره میان تهران و واشنگتن به میان میآید، موافقان مذاکره به آن استناد میکنند. این روزها نیز اگرچه برخی چهرههایی چون مجید انصاری و علیاکبر صالحی با اشاره به این واقعه تاریخی از تلاش برای پایان دادن به جنگ میگویند، اما نکته قابل توجه اظهارات فردی است که از مخالفان شدید مذاکرات هستهای به شمار میرود.
در جریان بررسی برجام در کمیسیون مشترک مجلس در سال ۹۴، مناظرهای میان جلیلی و ظریف درباره رفع تحریمها شکل گرفت. در آن مناظره، جلیلی از عدم رفع تحریمها توسط برجام سخن میگفت و ظریف در پاسخ گفت: «برخی به نوعی امروز صحبت میکنند که انگار قطعنامه ۲۲۳۱ اولین قطعنامهای است که درباره ایران صادر شده است اما در قطعنامه ۱۷۳۷ و ۱۷۴۷ حتی آموزش دانشجویان ایرانی ممنوع شده بود نه اینکه استثنا باشد ممنوع شده بود.»
همچنین جلیلی در مراسم افتتاحیه کنگره ملی «مصطفای شهید با گفتمان جوان مؤمن انقلابی» و هفتمین سالگرد شهید مصطفی احمدیروشن در دانشگاه صنعتی شریف، با اشاره به شکلگیری توافق برجام و با کنایه به اظهارات محمدجواد ظریف، وزیر خارجه دولت دوازدهم، گفته بود: «میگفتند باغ گلابی برجام در راه است، برجام آفتاب تابان است و امضای فلانی تضمین است، پس چه شد؟»
این عضو شورای عالی امنیت ملی حتی زمانی که دولت روحانی در روزهای پایانی سال ۹۹ به دنبال احیای برجام و مذاکره با دولت بایدن بود، در توئیتی نوشت: «بدتر از فشار اقتصادی دشمن، آن است که کسانی در داخل کشور با آنکه شاهد این دشمنی آشکار هستند، میگویند اگر لازم باشد مجدداً مذاکره خواهیم کرد؛ مگر دفعات قبل که لازم دیدید، چه فرجامی را به ارمغان آوردید؟»
بررسی اظهارات جلیلی در جریان رقابتهای انتخاباتی سال ۹۲، ۱۴۰۰ و ۱۴۰۳ یا در جریان حمله اسرائیل و آمریکا نیز از دیگر مواردی است که میتوان با اتکا به آن گفت جلیلی و یارانش از مخالفان شدید توافق با آمریکا هستند. بهویژه آنکه کسانی که در جریان دولت روحانی شعارهایی چون «ای آنکه مذاکره شعارت، استخر فرح در انتظارت» سر میدادند، در دولت پزشکیان بارها شعار «مرگ بر سازشگر» را فریاد زده و حتی با هو کردن و سنگپراکنی علیه مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف و عباس عراقچی موضعگیری خود را نشان دادند. حتی گاهی پای خود را فراتر گذاشته و آنان را به خیانت متهم کردند.
اکنون شاید جلیلی همچنان همان جلیلی سالهای گذشته باشد و هنوز مذاکره را راهحل نداند؛ اما استناد او به حدیبیه، دستکم نشان میدهد برای روایت شرایط امروز، دیگر نمیتوان همه چیز را در دوگانه جنگ و مقاومت خلاصه کرد. حدیبیه از دل یک وضعیت جنگی، فرصتی برای تغییر شرایط ساخت؛ نه با چشمپوشی از هدف، بلکه با انتخاب روشی متفاوت برای رسیدن به آن.
اما پرسش اینجاست که آیا میتوان این روایت را فقط یک استناد تاریخی دانست یا آنکه باید آن را نشانهای از تغییر در ادبیات سیاسی جلیلی تلقی کرد؟ سیاستمداری که سالها به منتقدان مذاکره میتاخت، امروز از ابتکاری سخن میگوید که قرار است «سایه جنگ را برای همیشه از سر کشور بردارد». شاید پاسخ این پرسش را نه در واژه «مذاکره» که جلیلی همچنان با احتیاط درباره آن سخن میگوید، بلکه در معنای تازهای که او از «ابتکار» ارائه میکند، باید جستوجو کرد.