به گزارش عصر دنا، بر اساس اطلاعات موجود، فرشته شریفی از پاییز ۱۴۰۴ سرپرستی معاونت فضای مجازی را برعهده گرفته است. رضا وفانژاد نیز از پنجم دیماه ۱۴۰۴ سرپرست معاونت خبر شده و یلدا بادامفیروز از اول دیماه همان سال مدیریت مالی را به عنوان سرپرست اداره میکند.
درباره مهرداد بینا نیز می گویند از ۲۸ اسفندماه ۱۴۰۴ مسئولیت سرپرستی اتاق خبر را برعهده گرفته، در حالی که گفته میشود حکم رسمی سرپرستی برای وی صادر نشده است؛ موضوعی که نیازمند شفافسازی و ارائه مستندات از سوی مسئولان صداوسیماست.
چهار ماه قانونی؛ اما سرپرستیها ماهها ادامه دارد
ماده ۹۴ قانون مدیریت خدمات کشوری، تصدی موقت پست مدیریتی یا حساس به صورت سرپرستی را در موارد ضروری حداکثر چهار ماه مجاز دانسته است.
بر این اساس، ادامه سرپرستی برخی مدیران برای ماهها، دستکم از منظر رعایت ضوابط اداری، نیازمند بررسی جدی است. اگر برای استمرار این مسئولیتها مجوز قانونی وجود دارد، ارائه مستندات میتواند به ابهامات پایان دهد؛ در غیر این صورت، باید پستهای بلاتکلیف تعیین تکلیف شوند.
رسانهای که از همه پاسخ میخواهد، خودش پاسخگو باشد
صداوسیما همواره از دستگاههای اجرایی درباره عملکردشان پاسخ میخواهد و مدیران را در برابر افکار عمومی به پاسخگویی فرامیخواند؛ بنابراین طبیعی است رسانهای که از همه پاسخ میخواهد، درباره ابهامات مدیریتی خودش نیز پاسخگو باشد.
از تولید محتوا تا حاشیه
این وضعیت در حالی است که پس از انتصاب سید شهریار گنجی به عنوان مدیرکل صداوسیمای کهگیلویه و بویراحمد، انتقادهایی درباره کیفیت برخی تولیدات، عملکرد رسانهای و فضای مدیریتی این مجموعه مطرح شده است.
نارضایتی برخی کارکنان، انتقاد از شیوه مدیریت و ضعف برخی برنامهها نیز از جمله مواردی است که مطرح شده و انتظار میرود مدیریت صداوسیما درباره این مسائل نیز پاسخ روشنی ارائه کند.
صداوسیما قرار است صدای مردم باشد؛ بنابراین انتظار میرود خود این مجموعه نیز در برابر پرسشها و ابهامات مطرحشده، شفاف و پاسخگو باشد.
بازرسی صداوسیما و سازمان بازرسی ورود کنند
اکنون انتظار میرود بازرسی صداوسیما با بررسی احکام، تاریخ انتصاب و مدت سرپرستی مدیران مذکور، وضعیت این مسئولیتها را روشن کند.
همچنین سازمان بازرسی کل کشور نیز در چارچوب صلاحیت قانونی خود میتواند به موضوع ورود کند تا مشخص شود استمرار این سرپرستیها بر چه مبنایی صورت گرفته و آیا ضوابط قانونی رعایت شده است یا خیر.
مطالبه روشن است؛ احکام شفاف، پستهای مدیریتی تعیین تکلیف و قانون برای همه یکسان اجرا شود.
صداوسیمای استان بیش از هر چیز به تولید محتوای قوی، مدیریت باثبات و پاسخگویی نیاز دارد؛ نه استمرار ابهام و حاشیه.
چرا از سازمان جهاد کشاورزی که بیش از دو سال مسئولینش سرپرست هستند گزارش تهیه نمیکنید؟
کاش فقط موضوع همین بود
انتصابات کاملا سلیقه ای و بدون شایسته سالاری باعث شده صداوسیما که حساس ترین دستگاههای کشور هستش بخصوص در این برهه زمانی ناکارآمد بشه، اگر داستان برنو رو علم نمیکردن چیز دیگه ای داشتن؟
مشخصه نویسنده این خبر از سوی چه کسانی هدایت می شود. بهتره پیگیر این مشکلات تو بقیه اداره ها هم بگردی
*وقتی استعفاها زنگ خطر میشوند*
*نگاهی به دو سال پرحاشیه مدیریت در صداوسیمای کهگیلویه و بویراحمد*
تغییر مدیر در هر سازمانی طبیعی است. اما وقتی در فاصلهای کمتر از دو سال، معاونان و مدیران یکی پس از دیگری کنار میروند، استعفا میدهند یا جای خود را به سرپرستان میسپارند و برخی معاونتها ماهها با سرپرست اداره میشوند، دیگر نمیتوان همه چیز را صرفاً «تغییرات مدیریتی» نامید.
اینجا یک سؤال جدی شکل میگیرد: مسئله از مدیران است یا از شیوه مدیریت؟
در دوره مدیریت آقای گنجی بر صداوسیمای مرکز کهگیلویه و بویراحمد، فهرست تغییرات کم نیست.
در معاونت خبر، احمدپور از مسئولیت کنار گذاشته شد و بعدها به عنوان قائممقام محتوایی صداوسیمای مرکز فارس منصوب شد. پس از او احسان ناظمی معاون خبر شد، اما حدود شش ماه بعد استعفا داد. پس از وی نیز معاونت خبر به صورت سرپرستی اداره شد و اکنون وفانژاد این مسئولیت را برعهده دارد؛ مدیری که بنا بر اطلاعات مطرحشده، چندین بار اعلام کرده حاضر به ادامه این مسئولیت نیست و موضوع استعفای خود را نیز مطرح کرده است. این در حالی است که او پیش از سرپرستی معاونت خبر، مدیر پژوهش مرکز بوده است.
در معاونت صدا نیز احمدیصفت از مسئولیت کنار رفت و این معاونت نزدیک به دو سال است که با سرپرست اداره میشود. نکته قابل تأمل اینکه احمدیصفت پس از آن در مرکز فارس به عنوان معاون مالی و اداری منصوب شد.
در سطح مدیریت ارشد مرکز نیز سید فرزاد رضاتوفیقی، قائممقام مرکز که همزمان با حفظ سمت سرپرستی معاونت سیما را برعهده داشت، از مجموعه جدا شد. باقری، مدیر خدمات و پشتیبانی، نیز استعفا داد.
در حوزه خبر، موسوی، از مدیران باسابقه اتاق خبر، کنار گذاشته شد و پس از او بینا به عنوان سرپرست منصوب شد؛ اما او نیز استعفا داد.
در واحد شعر و موسیقی نیز رحمتپور که به تازگی سرپرستی این واحد را برعهده گرفته بود، بنا بر اطلاعات موجود، در فاصلهای کوتاه چندین بار موضوع استعفای خود را مطرح کرده است.
ماجرا به همینجا ختم نمیشود. گفته میشود تعدادی از کارکنان نیز برای انتقال به سایر مراکز سازمان اقدام کردهاند. اگر این روایت صحت داشته باشد، دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک تصمیم شخصی تلقی کرد. وقتی مدیران میروند و نیروها نیز به دنبال راه خروج میگردند، باید درباره فضای سازمان سؤال کرد.
مسئله فقط استعفا نیست
آنچه این فهرست را نگرانکنندهتر میکند، وجود چندین معاونت و مدیریت است که همچنان با سرپرست اداره میشوند. سرپرستی برای دوره گذار است، نه برای اداره طولانیمدت یک معاونت مهم.
اما شاید مسئله اصلی جای دیگری باشد؛ در سبک مدیریت.
درباره نحوه اداره جلسات داخلی و برخی نشستهای برونسازمانی نیز انتقادهایی مطرح شده است؛ از جمله اینکه مدیرکل عملاً نقش متکلموحده را برعهده میگیرد و مجال کافی برای اظهار نظر سایر مدیران و معاونان باقی نمیماند. همچنین درباره نحوه برخورد با برخی مدیران، ادعاهایی درباره تندی، تحقیر و فشار مدیریتی مطرح شده است.
این ادعاها طبیعتاً نیازمند بررسی و پاسخ رسمی هستند، اما یک اصل مدیریتی روشن است:
مدیری که تصور کند باید درباره همه چیز خودش تصمیم بگیرد، لزوماً مدیر مقتدری نیست؛ ممکن است سازمان را به شخص خودش وابسته کرده باشد.
خبر، صدا، سیما، فنی، مالی، پشتیبانی، پژوهش، شعر و موسیقی و فضای مجازی هرکدام حوزه تخصصی خود را دارند.
هنر مدیرکل این نیست که در همه این حوزهها «همهچیزدان» باشد؛ هنر او این است که متخصصان را بشناسد، به مدیرانش اعتماد کند، نظر مخالف را بشنود و مسئولیت را تقسیم کند.
سازمانی که در آن مدیران جرئت مخالفت نداشته باشند، دیر یا زود به سازمانی تبدیل میشود که همه در آن موافقاند، اما کمتر کسی مسئولیت واقعی تصمیمها را میپذیرد.
و حالا چند سؤال ساده
چرا معاونت خبر در این مدت چند بار دستخوش تغییر شده است؟
چرا احسان ناظمی پس از حدود شش ماه استعفا داد؟
چرا وفانژاد، بنا بر اطلاعات مطرحشده، چندین بار اعلام کرده حاضر به ادامه سرپرستی معاونت خبر نیست؟
چرا معاونت صدا نزدیک به دو سال با سرپرست اداره میشود؟
چرا احمدیصفت پس از کنار رفتن از معاونت صدا، در مرکز فارس به یک معاونت مهم منصوب شد؟
چرا مدیر باسابقه اتاق خبر کنار گذاشته شد و سرپرست پس از او نیز استعفا داد؟
چرا رحمتپور در مدت کوتاهی پس از پذیرش مسئولیت واحد شعر و موسیقی، چندین بار موضوع استعفا را مطرح کرده است؟
چرا مدیر خدمات و پشتیبانی استعفا داد؟
چرا قائممقام مرکز که همزمان سرپرستی معاونت سیما را نیز برعهده داشت، از مجموعه جدا شد؟
و مهمتر از همه، چرا هنوز بخشهایی از ساختار مدیریتی مرکز با سرپرست اداره میشوند؟
اینها اتهام نیستند؛ سؤالاند. سؤالهایی که پاسخ روشن آنها میتواند بسیاری از ابهامات را برطرف کند.
اگر همه این تغییرات ناشی از ضعف مدیران قبلی بوده، باید پرسید چرا برخی از همین مدیران در ادامه در مراکز دیگر سازمان به مسئولیتهای مهم منصوب شدهاند؟
و اگر مشکل از افراد نبوده، باید پرسید پس مشکل کجاست؟
صداوسیمای مرکز کهگیلویه و بویراحمد برای اداره شدن، بیش از هر چیز به ثبات، اعتماد، تخصص و کار تیمی نیاز دارد؛ نه سازمانی که مدیرانش مدام در حال رفتن باشند، معاونتهایش با سرپرست اداره شوند و بخشی از نیروهایش به فکر انتقال بیفتند.
وقتی تعداد رفتنها زیاد میشود، دیگر فقط از رفتن آدمها حرف نمیزنیم؛ باید درباره چیزی که آنها را به رفتن واداشته سؤال کنیم.
و شاید اکنون مهمترین پرسش برای مدیران ارشد سازمان صداوسیما این باشد:
آیا در این مرکز، مشکل واقعاً «مدیران» هستند یا مدیریتی که مدیران را یکی پس از دیگری از خود دور میکند؟
کسی که طومار به اون بلندبالایی رو نوشته انگار خیلی دل پری مدیر نشدن خودش داره معلومه که حسابی تشنه مدیریته ولی از تشنگی خفه شده😂
متأسفم برای عصر دنای نون به نرخ روز خور
جهت گیری مغرضانه حتی در نظرات کاربران وجود دارد
دیدگاه مغرضانه و دست های پشت پرده ایی وجود دارند
عصردنا ، کاش میتونستم اسمت رو عوض کنم به عصر ریا، عصر فریب مردم، عصر پستی
نظراتی که مثبت هستند از عملکرد مدیر شبکه دنا همان نان به نرخ روز خورهای اطراف این شخص اند که تعداد آنها هم به تعداد انگشتان دست ها نمیرسند چون فقط همین تعداد اندک این شخص را به خاطر جیره خواری خود تعریف میکنند
اون آقا یا شاید هم به احتمال زیاد خانم حقیقتگو رو حدس میزنم چه سمتی تو سازمان داره، پست خوب و مزد عالی بهش تقدیم شده که همین کارا رو بکنه و زیرآب زنی کنه