عصر دنا- یادداشت دریافتی: انتصاب شهریار گنجی به عنوان مدیرکل صدا و سیمای مرکز کهگیلویه و بویراحمد در مردادماه ۱۴۰۳، برای بخشی از افکار عمومی و کارکنان این مرکز با امید به تقویت مدیریت بومی، استفاده از ظرفیت نیروهای متخصص استان و ایجاد تحول در شبکه دنا همراه شد؛ اما اکنون، نزدیک به دو سال پس از آن انتصاب، مجموعهای از پرسشها درباره وضعیت سرمایه انسانی، ثبات مدیریتی، شیوه اداره واحدها و میزان رضایت کارکنان مطرح است که پاسخ روشن و مستند به آنها میتواند به رفع ابهامها کمک کند.
این گزارش قصد صدور حکم درباره عملکرد یک فرد را ندارد؛ مسئله اصلی، مجموعهای از ادعاها و نشانههایی است که از سوی برخی کارکنان و منابع مطلع مطرح شده و اکنون نیازمند بررسی رسمی، بیطرفانه و مستند است.
مسئله نخست؛ خروج نیروهای باتجربه
یکی از مهمترین موضوعاتی که درباره وضعیت فعلی شبکه دنا مطرح میشود، تغییر یا کنار رفتن شماری از مدیران و نیروهای باسابقه است.
بر اساس اطلاعات ارائهشده به این رسانه، احمدعلی احمدپور از معاونت اطلاعات و اخبار کنار گذاشته شد و پس از مدتی، احسان ناظمی به این سمت منصوب شد؛ مدیری که بنا بر اطلاعات مطرحشده، پس از حدود شش ماه از سمت خود کنارهگیری کرد.
در حوزه صدا نیز تغییر علی احمدیصفت، از مدیران باسابقه این حوزه، یکی دیگر از مواردی است که درباره آن پرسشهایی مطرح شده است. احمدیصفت پس از خروج از مرکز استان، در ساختار صداوسیمای استان فارس به مسئولیتهای مدیریتی رسید؛ موضوعی که از منظر مدیریت سرمایه انسانی میتواند دستکم این پرسش را ایجاد کند که چرا بخشی از نیروهای باتجربه، به جای آنکه در مرکز استان به کار گرفته شوند، مسیر ادامه فعالیت خود را در سایر مراکز دنبال کردهاند؟
پرسش مهمتر این است: آیا شبکه دنا توانسته است نیروهای توانمند خود را حفظ کند یا بخشی از سرمایه انسانی آن در حال خروج است؟
مسئله دوم؛ معاونتهایی که با سرپرستی اداره میشوند
موضوع دیگری که نیازمند بررسی دقیق است، وضعیت پستهای مدیریتی و معاونتهایی است که بنا بر اطلاعات رسیده، در مقاطعی با سرپرست اداره شدهاند.
از جمله درباره معاونت سیما، قائممقامی، معاونت صدا و برخی مدیریتهای تخصصی مانند تأسیسات، امور مالی و پشتیبانی، ادعاهایی درباره استمرار سرپرستی مطرح شده است.
اینجا یک موضوع کاملاً حقوقی مطرح میشود.
ماده ۹۴ قانون مدیریت خدمات کشوری تصدی بیش از یک پست سازمانی را برای کارکنان دولت ممنوع اعلام کرده و در موارد ضروری، تصدی موقت پست مدیریتی یا حساس به صورت سرپرستی را حداکثر برای چهار ماه مجاز دانسته است. همچنین در تبصره همین ماده، عدم رعایت این حکم، موضوع رسیدگی در هیأتهای رسیدگی به تخلفات اداری قرار گرفته است.
بنابراین اگر درباره هر یک از پستهای مورد اشاره، سرپرستی بیش از مهلت قانونی ادامه یافته باشد، موضوع نیازمند بررسی دقیق حقوقی است؛ البته باید توجه داشت که شمول مستقیم قانون مدیریت خدمات کشوری نسبت به سازمان صداوسیما و جزئیات مقررات استخدامی این سازمان نیز باید جداگانه احراز شود.
به همین دلیل، پیشنهاد روشن این است که احکام انتصاب، تاریخ شروع سرپرستی، شرح پست سازمانی و مقررات استخدامی مربوط به این سمتها بررسی و نتیجه آن برای افکار عمومی روشن شود.
مسئله سوم؛ یک مشاور و ابهام درباره دامنه نقش او
یکی دیگر از موضوعاتی که از سوی برخی کارکنان و منابع مطلع مطرح شده، نقش پررنگ یک مشاور زن در کنار مدیرکل است.
بر اساس این ادعاها، این فرد که پیش از این در مجموعه در حوزه صدا به عنوان صدابردار فعالیت داشته، اکنون علاوه بر عنوان مشاور، در حوزه روابط عمومی نیز نقش دارد و بنا بر ادعاهای مطرحشده، در موضوعات مربوط به انتصابات، استعفا و برکناری برخی مدیران نیز مورد مشورت مدیرکل قرار میگیرد.
حتی ادعاهایی مطرح شده که تصمیمهای مربوط به برخی استعفاها، برکناریها و انتصابات، عمدتاً با مشورت همین فرد دنبال میشود.
این رسانه درباره صحت این ادعاها حکم قطعی صادر نمیکند و تأکید دارد که صرف داشتن عنوان مشاور یا همکاری یک فرد با مدیرکل، به خودی خود تخلف محسوب نمیشود.
مسئله اصلی، حدود اختیارات و جایگاه رسمی این فرد است.
این پرسشها زمانی اهمیت پیدا میکند که گفته میشود یک فرد که سابقه فعالیت تخصصی در حوزه صدابرداری داشته، اکنون در چند حوزه مدیریتی و ارتباطی نقش پیدا کرده است.
پاسخ رسمی مدیریت مرکز میتواند مشخص کند که این نقشها دقیقاً چه جایگاهی در ساختار سازمانی دارند و تصمیمهای مدیریتی بر اساس چه فرآیندی اتخاذ میشوند.
مسئله چهارم؛ از مشاوره تا تصمیمگیری
اصل استفاده مدیرکل از مشاور، امری طبیعی و در بسیاری از سازمانها ضروری است؛ اما مرز میان «مشاوره» و «تصمیمگیری» باید روشن باشد.
اگر یک مشاور صرفاً نظر کارشناسی ارائه میکند، تصمیم نهایی طبیعتاً در ساختار رسمی مدیریت اتخاذ میشود.
اما اگر یک مشاور عملاً در تعیین مدیران، پذیرش استعفاها، برکناری افراد یا چینش مدیریتی نقش تعیینکننده داشته باشد، لازم است این نقش برای کارکنان و افکار عمومی شفاف شود.
از همین رو چند پرسش مشخص مطرح است:
آیا برای این فرد حکم رسمی مشاوره صادر شده است؟
شرح وظایف او چیست؟
آیا مسئولیت روابط عمومی نیز به صورت رسمی به او واگذار شده است؟
آیا در فرآیند انتصاب یا برکناری مدیران، اختیار رسمی دارد یا صرفاً مشورت میدهد؟
تصمیم نهایی درباره استعفاها و تغییر مدیران بر اساس چه سازوکاری گرفته میشود؟
پاسخ به این پرسشها میتواند بسیاری از ابهامهای مطرحشده درباره ساختار تصمیمگیری در شبکه دنا را روشن کند.
مسئله پنجم؛ ادعای رفتار نامناسب با کارکنان
بخش دیگری از مطالب مطرحشده، به نحوه تعامل مدیرکل با کارکنان بازمیگردد.
برخی کارکنان مدعی شدهاند که در جلسات اداری با آنان برخورد تند، تحقیرآمیز یا خارج از عرف سازمانی صورت گرفته است.
حتی ادعاهایی درباره استفاده از تعابیر توهینآمیز درباره حقوق کارکنان مطرح شده است.
این رسانه درباره صحت این ادعاها حکم قطعی صادر نمیکند؛ چراکه چنین موضوعی نیازمند شهادت افراد، مستندات، صورتجلسات، مکاتبات یا بررسی نهادهای نظارتی است.
اما حتی طرح مکرر چنین ادعاهایی نیز یک علامت هشدار مدیریتی محسوب میشود؛ زیرا سرمایه انسانی یک سازمان رسانهای، مهمتر از تجهیزات، ساختمان و بودجه آن است.
اگر کارکنان احساس کنند شأن حرفهای آنان نادیده گرفته میشود، نخستین پیامد میتواند کاهش انگیزه، سپس انتقال، استعفا، بازنشستگی زودتر از موعد یا فاصله گرفتن نیروهای متخصص از مسئولیتهای مدیریتی باشد.
مسئله ششم؛ مدیرانی که یکی پس از دیگری کنار میروند
در ماههای اخیر نیز نام چند مدیر و نیروی باسابقه در میان افرادی مطرح شده که گفته میشود از وضعیت موجود ناراضی هستند یا به دنبال انتقال، استعفا یا بازنشستگیاند.
درباره برخی افراد از جمله معاونت خبر، مدیر خبر، مدیر مالی و مدیر تأسیسات نیز ادعاهایی مطرح شده است که نیازمند تأیید رسمی است.
اما حتی اگر بخشی از این ادعاها صحت داشته باشد، موضوع دیگر صرفاً اختلاف میان چند مدیر نیست؛ بلکه باید پرسید آیا یک الگوی مدیریتی در حال شکلگیری است که نتیجه آن کاهش ماندگاری نیروهای متخصص است؟
این پرسش اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا سازمان رسانهای بدون نیروی انسانی متخصص، نمیتواند مأموریت خود را به شکل مطلوب انجام دهد.
مسئله هفتم؛ شبکه دنا فقط یک اداره نیست
صدا و سیما با یک اداره معمولی تفاوت دارد.
اصل ۱۷۵ قانون اساسی برای صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران جایگاه ویژهای تعیین کرده و علاوه بر تصریح بر آزادی بیان و نشر افکار در چارچوب مقرر، نظارت بر این سازمان را نیز پیشبینی کرده است.
قانون «نحوه اجرای اصل ۱۷۵ قانون اساسی در بخش نظارت» نیز برای شورای نظارت، وظایفی همچون نظارت بر حسن اجرای قوانین در سازمان، سیاستهای اجرایی، ایجاد یا انحلال واحدها و گزارش جریان امور را پیشبینی کرده و مدیران مراکز استانها را مکلف به همکاری با این شورا کرده است.
از سوی دیگر، قانون برنامه هفتم نیز سازمان صداوسیما را مکلف به ارتقای مرجعیت رسانهای، افزایش کارایی و اثربخشی رسانه ملی، پاسخگویی به نیاز مخاطبان و ارتقای کیفیت تولیدات کرده است.
پس مسئله شبکه دنا صرفاً مسئله یک ساختمان، چند معاونت یا چند مدیر نیست؛ موضوع، عملکرد بخشی از رسانه ملی در استانی است که در حوزههای فرهنگی، اجتماعی، امنیتی و سیاسی با مسائل متعددی مواجه است.
مسئله هشتم؛ رسانه ملی و ضرورت پاسخگویی بیشتر
انحصار قانونی یا جایگاه ویژه صداوسیما، مسئولیت آن را کاهش نمیدهد؛ بلکه اتفاقاً سطح انتظار از این سازمان را بالاتر میبرد.
هرچه یک رسانه از ظرفیت، دسترسی و جایگاه عمومی بیشتری برخوردار باشد، ضرورت شفافیت در مدیریت آن نیز بیشتر است.
شبکه دنا باید بتواند برای افکار عمومی توضیح دهد:
آیا تغییرات مدیریتی اخیر بر اساس ارزیابی عملکرد بوده است؟
آیا نیروهای کنار گذاشتهشده از سمتهای خود، امکان ادامه فعالیت حرفهای در مجموعه را داشتهاند؟
دلایل استعفا یا انتقال مدیران چه بوده است؟
وضعیت دقیق پستهای سرپرستی چیست و هرکدام از چه تاریخی با سرپرست اداره میشوند؟
آیا برای تمامی پستهای مدیریتی، حکم معتبر و منطبق با مقررات وجود دارد؟
حدود اختیارات مشاوران و مدیران در فرآیند انتصابات چیست؟
و مهمتر از همه، میزان رضایت کارکنان از فضای مدیریتی مرکز چگونه ارزیابی شده است؟
مسئله نهم؛ آیا عملکرد شبکه دنا هم تغییر کرده است؟
یکی دیگر از محورهایی که نیازمند بررسی است، مقایسه عملکرد شبکه دنا پیش و پس از مدیریت فعلی است.
تعداد جشنوارهها و رتبههای کسبشده، میزان تولیدات فاخر، میزان پوشش رویدادهای مهم استان، کیفیت برنامههای رادیویی و تلویزیونی، میزان تولیدات خبری و مستند، میزان تعامل با نخبگان و گروههای اجتماعی و همچنین وضعیت مخاطبان باید با شاخصهای روشن بررسی شود.
به جای قضاوت بر اساس شنیدهها، میتوان یک کارنامه دوساله تهیه کرد.
اگر عملکرد بهتر شده است، آمار باید از مدیریت فعلی دفاع کند؛ اگر کاهش یافته است، باید علت آن مشخص شود.
سرمایه انسانی را نباید با مدیریت سلیقهای از دست داد
شبکه دنا برای تربیت یک خبرنگار، تهیهکننده، صدابردار، تصویربردار، سردبیر، مدیر تولید یا مدیر فنی سالها هزینه داده است.
از دست دادن یک نیروی متخصص فقط جابهجایی یک کارمند نیست؛ انتقال بخشی از تجربه سازمانی به بیرون از مرکز است.
مدیریت موفق، الزاماً مدیریتی نیست که همه مدیران قبلی را تغییر دهد؛ مدیریت موفق مدیریتی است که بتواند بهترین نیروها را شناسایی، حفظ و در جای درست به کار بگیرد.
اگر اختلاف سلیقه مدیریتی به حذف نیروهای متخصص منجر شود، در نهایت خود سازمان متضرر خواهد شد.
همچنین اگر تصمیمهای مدیریتی به جای فرآیندهای روشن و سازمانی، بیش از اندازه به یک حلقه محدود مشورتی وابسته شود، این مسئله میتواند اعتماد درونسازمانی را تحت تأثیر قرار دهد؛ موضوعی که باید با اسناد و فرآیندهای رسمی بررسی شود.
یک پیشنهاد برای پایان دادن به ابهامها
راهحل این وضعیت، نه تخریب شخصیت مدیرکل و نه دفاع بیقیدوشرط از اوست.
راهحل، بررسی است.
یک هیأت بازرسی و ارزیابی مستقل میتواند وضعیت مدیریتی مرکز را در دو سال گذشته بررسی کند؛ از احکام انتصاب و مدت سرپرستیها گرفته تا میزان جابهجایی نیروها، استعفاها، انتقالیها، شکایتهای کارکنان، تولیدات، رتبههای جشنوارهای و شاخصهای مخاطب.
همچنین میتوان جایگاه و شرح وظایف رسمی مشاوران را بررسی کرد تا مشخص شود نقش آنان در ساختار مدیریتی مرکز تا چه اندازه است و تصمیمهای مربوط به انتصاب، استعفا و برکناری مدیران چگونه اتخاذ شده است.
نتیجه چنین ارزیابیای هرچه باشد، میتواند به نفع شبکه دنا تمام شود.
اگر عملکرد مدیریت مطلوب بوده است، گزارش بازرسی باید این موضوع را اثبات کند و اگر اشکالاتی وجود دارد، باید پیش از آنکه نارضایتی به فرسایش سازمانی تبدیل شود، اصلاح شود.
مطالبه از نهادهای مسئول
انتظار میرود شورای نظارت بر صداوسیما، با توجه به جایگاه قانونی خود، موضوع را صرفاً از دریچه گزارشهای داخلی نبیند و در صورت وجود مستندات، وضعیت مدیریتی مرکز کهگیلویه و بویراحمد را بررسی کند.
همچنین واحدهای بازرسی و حراست سازمان میتوانند درباره ادعاهای مربوط به نحوه انتصابات، استمرار سرپرستیها، خروج نیروهای متخصص و نحوه تعامل مدیریتی با کارکنان بررسی لازم را انجام دهند.
این مطالبه به معنای متهم کردن مدیرکل یا کارکنان نیست؛ بلکه دقیقاً برعکس، فرصتی برای روشن شدن حقیقت و جلوگیری از شکلگیری روایتهای غیرمستند است.
پایانبندی؛ شبکه دنا نیازمند آرامش مدیریتی است
شبکه دنا در شرایطی به مدیریت پایدار، حرفهای و آرام نیاز دارد که نقش رسانهای آن بیش از گذشته اهمیت یافته است.
مسئله امروز شبکه دنا را نباید به «اختلاف یک مدیر با چند کارمند» تقلیل داد.
اگر ادعاهای مطرحشده بیاساس است، باید مستند و شفاف پاسخ داده شود.
اگر بخشی از آن درست است، باید اصلاح شود.
و اگر خروج نیروهای متخصص و استمرار برخی سرپرستیها واقعیت دارد، باید درباره چرایی آن توضیح داده شود.
همچنین اگر درباره نقش یک مشاور در انتصابات، استعفاها و برکناریها ابهامی وجود دارد، بهترین راه، شفافسازی درباره حکم، شرح وظایف و حدود اختیارات این فرد است.
در نهایت، آنچه اهمیت دارد نه ماندن یا رفتن یک فرد، بلکه ماندگاری سرمایه انسانی، ارتقای کیفیت رسانه و حفظ اعتماد کارکنان و مخاطبان است.
شبکه دنا بیش از هر چیز به یک سؤال روشن پاسخ میخواهد:
آیا مدیریت فعلی توانسته سرمایه انسانی و ظرفیتهای حرفهای این مرکز را حفظ و تقویت کند، یا بخشی از این سرمایه در مسیر خروج قرار گرفته است؟
پاسخ به این سؤال، با مصاحبه و تکذیب و دفاع اداری روشن نمیشود؛ با آمار، اسناد، احکام، عملکرد و ارزیابی مستقل روشن خواهد شد.
توضیح عصر دنا
مطالب مربوط به استعفا، انتقال، اختلافات مدیریتی، برکناری، انتصابات، نحوه برخورد با کارکنان و نقش افراد در فرآیندهای مدیریتی در این گزارش، در مواردی بر اساس اطلاعات و ادعاهای مطرحشده از سوی منابع و کارکنان تنظیم شده و تا زمان ارائه اسناد و پاسخ رسمی، به معنای اثبات تخلف یا انتساب قطعی رفتار مجرمانه یا خلاف اداری به هیچ فردی نیست.
این رسانه آمادگی دارد پاسخ و توضیحات رسمی مدیرکل صداوسیمای مرکز کهگیلویه و بویراحمد، افراد مورد اشاره و سازمان صداوسیما را بدون دخل و تصرف منتشر کند.
خجالت بکشید مزدوران با این خبر
خجالت بکشید مزدوران
متن خیلی طولانی بود. چرا گزارش ها رو کوتاه تر نمی زنید.