یادداشت دریافتی: هفته دولت فرصتی برای روایت خدمات نظام است، اما این روایت بدون همراهی واقعی روابط عمومی استانداری با رسانهها ناقص میماند؛ همراهیای که باید از شعار عبور کند و در عمل دیده شود.
هفته دولت فقط چند روز در تقویم رسمی کشور نیست؛ فرصتی است برای بازخوانی خدمات، دستاوردها و اقدامات نظام جمهوری اسلامی در عرصههای مختلف اجتماعی، اقتصادی، عمرانی و خدماتی و البته فرصتی برای اینکه مردم بدانند دولت در استانها چه کرده و چه برنامهای برای حل مشکلات دارد.
در کهگیلویه و بویراحمد نیز رسانهها مهمترین پل میان دولت و مردم هستند. اگر قرار است اقدامات دولت برای مردم روایت شود، این کار بدون حضور فعال، آزادانه و حرفهای اصحاب رسانه امکانپذیر نیست.
اینجاست که نقش روابط عمومی استانداری و تیم رسانهای دولت در استان اهمیت پیدا میکند.
طبیعی است که روابط عمومی استانداری باید حلقه اتصال دولت و رسانه باشد؛ نه اینکه خود به یک حلقه محدود برای انتخاب برخی رسانهها تبدیل شود. رسانه، چه موافق دولت باشد و چه منتقد آن، بخشی از بدنه اطلاعرسانی جامعه است و حذف رسانه منتقد از برنامههای رسمی، نه به نفع دولت است و نه به نفع افکار عمومی.
با آغاز فعالیت محسن عسکری در حوزه روابط عمومی استانداری، این امید شکل گرفت که رویکردی تازه در تعامل با رسانهها رقم بخورد؛ رویکردی که بتواند فاصله میان بدنه اجرایی دولت و اصحاب رسانه را کاهش دهد و زمینه همکاری حرفهایتر را فراهم کند.
اما در همین روزهای اخیر، برخی اتفاقات نشان میدهد هنوز تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله وجود دارد.
وقتی رسانه منتقد دعوت نمیشود
یکی از نخستین انتظارات از روابط عمومی استانداری، عدالت رسانهای است، قرار نیست همه رسانهها در همه برنامهها الزاماً حضور داشته باشند، اما اگر قرار است برای پوشش برنامههای مهم دولت گزینشی صورت گیرد، این گزینش باید بر مبنای معیارهای روشن، حرفهای و قابل دفاع باشد؛ نه بر اساس میزان همراهی رسانه با مدیران.
حذف یا کمرنگ کردن حضور رسانههای منتقد، در نهایت تصویری یکسویه از عملکرد دولت به مردم ارائه میدهد؛ در حالی که دولت برای شنیدن نقد و اصلاح ضعفها بیش از هر چیز به رسانههای مستقل و مطالبهگر نیاز دارد.
سفر وزیر؛ فرصتی که میتوانست بهتر مدیریت شود
در جریان سفر وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به کهگیلویه و بویراحمد نیز نحوه تعامل با رسانهها محل تأمل بود.
وقتی یک مقام ملی به استان سفر میکند، حضور خبرنگاران و عکاسان خبری در کنار او باید از نخستین اولویتهای برنامهریزی روابط عمومی باشد. فراهم کردن وسیله رفتوآمد مناسب برای رسانهها، اطلاعرسانی دقیق درباره برنامهها و فراهم کردن امکان تصویربرداری و پوشش لحظه ورود مقام مسئول، حداقل انتظاری است که از تیم رسانهای دولت میرود.
اما در این سفر، آنطور که باید و شاید این موضوع مورد توجه قرار نگرفت؛ تا جایی که پوشش تصویری ورود وزیر عملاً در ورودی سیسخت انجام شد و رسانهها نتوانستند آنگونه که شایسته یک سفر وزیر است، لحظه ورود وی را پوشش دهند.
این موضوع شاید در ظاهر یک مسئله کوچک به نظر برسد، اما در مدیریت رسانهای یک سفر رسمی، همین جزئیات است که تفاوت میان یک برنامه حرفهای و یک برنامه کمرمق را رقم میزند.
رسانهها نباید از برنامههای وزیر بیخبر بمانند
مسئله مهمتر، نحوه پوشش برنامههای وزیر در بخش سپیدار، دهدشت، گچساران و چرام است، وقتی وزیر یک وزارتخانه مهم اقتصادی و اجتماعی وارد استان میشود، حضور رسانهها در کنار او تنها برای تهیه چند عکس و خبر نیست؛ بلکه فرصتی است برای انعکاس مطالبات مردم، شنیدن مشکلات شهرستانها و ثبت وعدهها و تصمیمات مسئولان.
اگر رسانهها از برنامههای چنین سفر مهمی بیخبر بمانند یا امکان همراهی با وزیر را نداشته باشند، عملاً بخشی از رسالت اطلاعرسانی عمومی از بین میرود.
مردم باید بدانند وزیر چه گفت، چه دید، چه وعدهای داد و چه تصمیمی برای مشکلات مناطق مختلف استان اتخاذ شد.
رسانه قرار نیست صرفاً خبر آماده روابط عمومی را بازنشر کند؛ خبرنگار باید بتواند سؤال بپرسد، مطالبه کند، همراه مسئول باشد و روایت مستقل خود را از یک رویداد ارائه دهد.
ماجرای خبرنگار دهدشتی؛ زنگ خطری که نباید نادیده گرفته شود
از سوی دیگر، اتفاق رخداده در ارتباط با خبرنگار دهدشتی نیز موضوعی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد.
بدون ورود به جزئیات و قضاوت درباره ابعاد این اتفاق، اصل ماجرا یک پیام روشن دارد: مدیریت برنامههای رسانهای و حضور خبرنگاران در سفرهای مسئولان باید به گونهای باشد که زمینه بروز چنین حواشی و برخوردهایی ایجاد نشود.
اگر برنامهریزی رسانهای دقیق باشد، خبرنگار بداند کجا باید حضور داشته باشد، چه کسی مسئول هماهنگی است و چارچوب پوشش برنامه برای همه رسانهها روشن باشد، بخش قابل توجهی از این حاشیهها اساساً شکل نمیگیرد.
اینجاست که استقلال، قدرت تصمیمگیری و مدیریت روابط عمومی اهمیت پیدا میکند.
روابط عمومی قدرتمند، روابط عمومیای نیست که رسانهها را محدود کند؛ روابط عمومی قدرتمند آن است که بتواند حتی در حضور رسانههای منتقد، نظم رسانهای برنامه را مدیریت کند و اجازه ندهد اختلاف سلیقه به تنش تبدیل شود.
دولت به رسانههای منتقد بیشتر نیاز دارد
مسئولان استان باید بدانند که رسانه منتقد، دشمن دولت نیست، رسانهای که از یک پروژه نیمهتمام میپرسد، درباره یک وعده اجرا نشده مطالبه میکند، از مشکلات مردم گزارش تهیه میکند یا عملکرد یک مدیر را نقد میکند، در بسیاری از موارد دقیقاً همان کاری را انجام میدهد که به بهبود حکمرانی کمک میکند.
دولت اگر از نقد محروم شود، ممکن است تصویری غیرواقعی از عملکرد خود دریافت کند، از همین رو انتظار میرود روابط عمومی استانداری در هفته دولت و پس از آن، رویکرد خود را نسبت به رسانهها بازنگری کند؛ دعوت از رسانهها نباید بر اساس میزان تمجید از دولت باشد و نقد نباید هزینه حضور خبرنگار در برنامههای رسمی تلقی شود.
مطالبه روشن؛ شفافیت، عدالت و تعامل
اطلاعرسانی بهموقع، دعوت عادلانه، امکان همراهی خبرنگاران، فراهم کردن امکانات حداقلی پوشش خبری، دسترسی برابر به مسئولان و احترام به شأن حرفهای خبرنگار مطالبه رسانهها می باشد که اینها امتیاز ویژه نیست، حداقلهای یک ارتباط حرفهای میان دولت و رسانه است.
هفته دولت امسال میتواند فرصتی برای اصلاح این روند باشد
اگر قرار است خدمات دولت به بهترین شکل برای مردم روایت شود، باید اجازه داد رسانهها در میدان باشند؛ رسانههای رسمی، خبرگزاریها، پایگاههای خبری، رسانههای محلی و حتی رسانههای منتقد.
دولت برای دیدهشدن خدماتش به رسانه نیاز دارد و رسانه برای انجام وظیفهاش به دسترسی. این رابطه باید دوطرفه، حرفهای و مبتنی بر اعتماد باشد.
روابط عمومی استانداری اگر میخواهد در دوره جدید به یک نقطه اتکای واقعی برای تیم رسانهای دولت تبدیل شود، باید از همین امروز یک پیام روشن به جامعه رسانهای استان بدهد: درِ استانداری به روی رسانهها باز است؛ نه فقط رسانههای همسو، بلکه رسانههای مطالبهگر و منتقد نیز بخشی از این خانهاند.
و این شاید مهمترین خدمتی باشد که روابط عمومی استانداری میتواند در هفته دولت به «رسانه» و در نهایت به «مردم» ارائه کند.