به گزارش عصر دنا، مدیرعامل شرکت مادرتخصصی مدیریت تولید، انتقال و توزیع نیروی برق ایران (توانیر) با تأکید بر اینکه مسئله آینده صنعت برق فقط احداث نیروگاه جدید نیست، اعلام کرد: شبکه انتقال، توزیع، ذخیرهسازی و مدیریت بار اجزای بههمپیوسته امنیت برق هستند و افزایش ظرفیت اسمی تولید بدون توسعه متناسب این حلقهها، الزاماً به افزایش قابلیت اطمینان منجر نخواهد شد.
محمد الهداد در یادداشتی نوشت: پرسش اصلی این است که آیا شبکه برق کشور میتواند انرژی تولیدشده را در زمان مناسب، به مکان مناسب و در سختترین شرایط به مصرفکننده برساند یا نه؟ امروز ظرفیت تولید، شبکه انتقال، فوقتوزیع، توزیع، ذخیرهسازی، مدیریت بار و آمادگی در برابر بحران، اجزای بههمپیوسته امنیت برق هستند. اگر یکی از این حلقهها متناسب با نیاز کشور توسعه پیدا نکند، افزایش ظرفیت اسمی تولید الزاماً به افزایش قابلیت اطمینان منجر نخواهد شد.
پیشبینی آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد تقاضای جهانی برق در فاصله سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ بهطور متوسط سالانه ۳.۶ درصد افزایش خواهد یافت. توسعه صنایع، خودروهای برقی، سرمایش، مراکز داده و هوش مصنوعی مهمترین عوامل این رشد هستند. اما همزمان با افزایش تقاضا، بسیاری از کشورها با کمبود ظرفیت شبکه مواجه شدهاند و صفهای اتصال نیروگاهها، ذخیرهسازها و مصرفکنندگان بزرگ به شبکه، به یکی از چالشهای اصلی صنعت برق تبدیل شده است. این شرایط نشان میدهد که جهان از مرحله «ساخت نیروگاه بیشتر» عبور کرده و اکنون با مسئله «انتقال و توزیع برق تولیدشده» مواجه است.
در ایالت تگزاس آمریکا، موضوع توقف یا تأخیر پروژهای حدود ۳۳ میلیارد دلاری برای توسعه شبکه انتقال، به یک مسئله مهم امنیت برق تبدیل شده است. این پروژه، توسعه خطوط انتقال ۷۶۵ کیلوولت در غرب تگزاس را نیز در بر میگیرد. رشد صنایع، توسعه مراکز داده و برقیشدن بخشی از فعالیتهای نفت و گاز، نیاز به توسعه شبکه انتقال را افزایش داده است. اپراتور شبکه تگزاس هشدار داده که تأخیر در اجرای این طرح میتواند از تابستان ۲۰۲۷، خطر کمبود برق و خاموشیهای چرخشی را افزایش دهد. پیام این تجربه برای ما روشن است: نیروگاه بدون شبکه انتقال کافی، لزوماً به معنای برق قابل اتکا در نقطه مصرف نیست.
شبکه برق ایران یکی از گستردهترین زیرساختهای کشور است. این شبکه بیش از یک میلیون کیلومتر وسعت دارد و حدود ۹۱۰ هزار پست انتقال و فوقتوزیع را شامل میشود. مدیریت چنین شبکهای با روشهای کاملاً متمرکز، بهتنهایی پاسخگوی نیازهای آینده نخواهد بود. ما باید به سمت مدیریت غیرمتمرکز، پایش هوشمند، نگهداری پیشبینانه و مدیریت پایدار داراییهای شبکه حرکت کنیم. ظرفیت نصبشده نیروگاهی کشور نیز به حدود ۹۸ هزار و ۸۰۲ مگاوات رسیده است. این رقم به ما نشان میدهد که مسئله برق را نمیتوان تنها با افزودن ظرفیت اسمی نیروگاهها حل کرد. آنچه اهمیت دارد، میزان برقی است که در شرایط واقعی و در زمان اوج مصرف، بهطور پایدار به مشترک میرسد.
در برنامهریزی صنعت برق باید میان «ظرفیت نصبشده» و «ظرفیت قابل اتکا» تفاوت قائل شویم. ظرفیت قابل اتکا حاصل عملکرد هماهنگ تولید، انتقال، فوقتوزیع، توزیع، ذخیرهسازی، کنترل و پایش شبکه، مدیریت بار، آمادگی اضطراری و سرعت بازیابی پس از حادثه است. بنابراین، هر مگاوات تولید جدید زمانی ارزش واقعی دارد که شبکه بتواند آن را در سختترین روز سال، در سختترین نقطه شبکه و در کوتاهترین زمان به مصرفکننده برساند.
تابآوری به این معناست که شبکه برق فقط در شرایط عادی پایدار نباشد، بلکه در برابر بحران نیز بتواند خدمترسانی خود را حفظ کند یا در سریعترین زمان ممکن به وضعیت عادی بازگردد. موج گرما، رشد ناگهانی بار، آتشسوزی، طوفان، خرابی تجهیزات، محدودیت سوخت، تهدیدهای فیزیکی و سایبری، کمبود تجهیزات کلیدی و خروج همزمان چند تجهیز، از جمله مخاطراتی هستند که باید در طراحی و بهرهبرداری شبکه در نظر گرفته شوند. تجربه حوادث اخیر و گزارشهای منتشرشده درباره آسیب به زیرساختهای برق نشان داد که صدمه به تجهیزات میتواند همزمان ظرفیت تولید، انتقال و امکان تأمین برق در اوج مصرف را کاهش دهد. به همین دلیل، تابآوری دیگر یک موضوع صرفاً فنی نیست؛ بلکه بخشی از امنیت انرژی و امنیت ملی کشور است.
مدیرعامل توانیر پنج اولویت برای آینده این شرکت برشمرد: نخست، اجرای نهضت ظرفیت انتقال با هدایت سرمایهگذاریها به سمت نقاطی که محدودیت انتقال، مانع استفاده کامل از ظرفیت تولید موجود شده است. شاخص موفقیت این برنامه نباید فقط تعداد کیلومتر خطوط احداثشده باشد؛ بلکه باید مشخص شود چه میزان ظرفیت تولید در نتیجه رفع گلوگاههای شبکه آزاد شده است. دوم، مقاومسازی شبکه در برابر گرما؛ لازم است ظرفیت واقعی خطوط، ترانسفورماتورها، پستها و تجهیزات کلیدی بر اساس شرایط تابستانهای آینده ارزیابی شود، نه فقط بر مبنای ظرفیت نامی. سوم، شناسایی نقاط بحرانی شبکه با تهیه اطلس ملی تابآوری که در آن نقاط شبکه بر اساس میزان ریسک به چهار دسته قرمز (بحرانی)، نارنجی (ریسک بالا)، زرد (نیازمند تقویت) و سبز (پایدار) تقسیمبندی میشوند. شناسایی و اصلاح هزار نقطه بحرانی شبکه میتواند یکی از برنامههای عملیاتی مهم صنعت برق در سالهای آینده باشد. چهارم، توسعه شبکه منعطف با استفاده از باتری، تولید پراکنده، نیروگاههای کوچک، پاسخگویی بار، کنتورهای هوشمند، اتوماسیون و سامانههای مدیریت انرژی در کنار شبکه سنتی. پنجم، حرکت به سمت مدیریت دادهمحور با پایش وضعیت تجهیزات، تشخیص زودهنگام خرابی، تعمیرات پیشبینانه و مدیریت داراییها.
الهداد تأکید کرد: موفقیت پروژههای صنعت برق نباید فقط با تعداد مگاوات نیروگاه، کیلومتر خط یا تعداد پستهای احداثشده سنجیده شود. باید به شاخصهای دقیقتری مانند میزان ظرفیت قابل اتکا ایجادشده، تعداد گلوگاههای انتقال برطرفشده، تعداد نقاط بحرانی مقاومسازیشده، میزان کاهش خاموشی، کاهش زمان بازیابی شبکه، قابلیت تأمین بار در صورت خروج تجهیز بزرگ و میزان ظرفیت تولید آزادشده با توسعه شبکه توجه شود. این تغییر در شاخصها، نگاه ما به سرمایهگذاری و اولویتبندی پروژههای صنعت برق را اصلاح خواهد کرد.
تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که شبکه برق به اندازه نیروگاه اهمیت دارد. رشد هوش مصنوعی، مراکز داده، سرمایش، خودروهای برقی و صنایع جدید، تقاضای برق را افزایش میدهد؛ اما اگر ظرفیت انتقال و توزیع همزمان توسعه پیدا نکند، تولید بیشتر بهتنهایی مشکل ناترازی را حل نخواهد کرد. در ایران، به دلیل گستردگی شبکه، رشد بار، فشار بر تجهیزات و افزایش تهدیدهای طبیعی و انسانی، موضوع تابآوری اهمیت بیشتری دارد. برنامه آینده صنعت برق باید از «برنامه افزایش تولید» به «برنامه افزایش ظرفیت قابل اتکا، توسعه شبکه و ارتقای تابآوری ملی برق» تغییر کند. آینده صنعت برق را فقط با تعداد نیروگاههای ساختهشده نمیسنجیم؛ معیار اصلی این است که شبکه در سختترین شرایط، چه میزان برق پایدار را به مصرفکننده میرساند.