عصر دنا

حسن طوفانیان؛ از خلبانی ارتش تا مدیریت خریدهای میلیاردی تسلیحاتی ایران

۸ شهریور ۱۴۰۵
۱۶:۲۰
کد خبر: ۳۹۰۲۷
حسن طوفانیان؛ از خلبانی ارتش تا مدیریت خریدهای میلیاردی تسلیحاتی ایران

به گزارش عصر دنا، حسن طوفانیان، از چهره‌های کلیدی ارتش شاهنشاهی در دوره محمدرضا پهلوی، به‌عنوان مسئول اصلی خریدهای تسلیحاتی ایران شناخته می‌شود. او از اوایل دهه ۱۳۴۰ تا پایان سلطنت پهلوی، در مذاکرات نظامی با کشورهای مختلف از جمله آمریکا، اسرائیل و آلمان حضور داشت و نقش محوری در اجرای سیاست‌های دفاعی شاه ایفا کرد.

در میان فرماندهان بلندپایه ارتش ایران در دوره محمدرضا پهلوی، نام حسن طوفانیان بیش از هر چیز با یک حوزه پیوند خورده است: خرید تسلیحات. او نه فرمانده مشهور یک نیروی نظامی بود و نه مانند بسیاری از رجال آن دوره در عرصه عمومی حضور پررنگی داشت؛ با این حال، جایگاهی به دست آورد که او را در مرکز یکی از مهم‌ترین برنامه‌های حکومت پهلوی قرار می‌داد. از اوایل دهه ۱۳۴۰ تا ماه‌های پایانی سلطنت محمدرضا پهلوی، طوفانیان در مذاکرات تسلیحاتی ایران با کشورهای مختلف حضور داشت و به یکی از افراد مورد اعتماد شاه در این زمینه تبدیل شد.

بررسی کارنامه او فقط روایت زندگی یک ارتشبد نیست. مسیر حرفه‌ای طوفانیان به بخشی از تاریخ سیاست دفاعی ایران در دوران جنگ سرد، افزایش درآمد نفت، گسترش مناسبات نظامی با ایالات متحده و شکل‌گیری همکاری‌های کمتر علنی با اسرائیل گره خورده است. اسناد و خاطرات باقی‌مانده نشان می‌دهد او با مقام‌های نظامی و سیاسی کشورهای مختلف مذاکره می‌کرد، در پرونده خرید پیشرفته‌ترین جنگ‌افزارهای روز حضور داشت و در مواردی نیز مأمور اجرای سیاست منطقه‌ای ایران می‌شد.

یکی از اسناد مربوط به ۱۸ مهر ۱۳۴۵ تصویری روشن از این موقعیت ارائه می‌کند. در این تاریخ، طوفانیان در نامه‌ای با طبقه‌بندی «به کلی سری» خطاب به سرهنگ یعقوب نیمرودی، وابسته نظامی اسرائیل در ایران، درخواست خرید مجموعه‌ای از تجهیزات نظامی را مطرح کرد. اهمیت این سند تنها در فهرست تسلیحات مورد تقاضا نیست؛ نامه نشان می‌دهد در میانه دهه ۱۳۴۰، ارتباط مستقیم و سازمان‌یافته‌ای میان مسئول خریدهای نظامی ایران و نماینده نظامی اسرائیل وجود داشته است؛ ارتباطی که در سال‌های بعد نیز ادامه پیدا کرد.

حسن طوفانیان در ۲۹ تیر ۱۲۹۲ خورشیدی در تهران به دنیا آمد. پدرش، میرزا مهدی، در محدوده امامزاده یحیی تهران مغازه خیاطی و پارچه‌فروشی داشت و مادرش آمنه حاج شیخ علی عرب بود. خانواده پدری او پیش از سکونت در تهران، سابقه زندگی در تفرش، فراهان و آشتیان داشتند. حسن فرزند ارشد خانواده‌ای با پنج پسر دیگر و یک دختر بود.

او دوره ابتدایی را در مدرسه ترقی به پایان رساند و سپس در مدرسه ادب و دارالفنون تحصیل کرد. در تیر ۱۳۱۲ دیپلم علمی گرفت. مدتی نیز تحصیل در مدرسه طب را تجربه کرد، اما آن را نیمه‌تمام گذاشت و زندگی حرفه‌ای کاملاً متفاوتی را انتخاب کرد. طوفانیان ۱۹ دی ۱۳۱۲ وارد ارتش شد. در مهر ۱۳۱۵ دوره دانشکده افسری را به پایان رساند و در اول بهمن ۱۳۱۶ به عنوان خلبان نظامی شناخته شد. ورود او به ارتش هم‌زمان با دوره‌ای بود که حکومت رضاشاه می‌کوشید سازمان نظامی متمرکز و جدیدی ایجاد کند. نیروی هوایی نیز در زمره بخش‌های تازه ارتش قرار داشت و تجهیزات و تجربه آن با قدرت‌های نظامی بزرگ آن زمان قابل مقایسه نبود.

این ضعف چند سال بعد آشکار شد. طوفانیان در خاطرات خود، هنگام توضیح اشغال ایران توسط متفقین در شهریور ۱۳۲۰، از حضور هواپیماهای انگلیسی و شوروی بر فراز ایران سخن می‌گوید و یادآوری می‌کند که خلبانان ایرانی با امکانات موجود عملاً توان چندانی برای مقابله نداشتند. این تجربه از آن جهت اهمیت دارد که نگاه بعدی او به ضرورت تقویت ارتش و تهیه تجهیزات مدرن را نیز تا حدودی توضیح می‌دهد. طوفانیان پس از جنگ جهانی دوم مسیر ترقی در ارتش را ادامه داد و در فروردین ۱۳۳۰ به درجه سرهنگی رسید. سپس برای آموزش نظامی به ایالات متحده رفت و در ۲۱ شهریور ۱۳۳۱ گواهی فارغ‌التحصیلی در دوره افسری رزمی نیروی هوایی آمریکا را دریافت کرد.

حضور در آمریکا و آشنایی با ساختار نظامی این کشور برای افسری که بعداً بخش بزرگی از معاملات تسلیحاتی ایران با شرکت‌های آمریکایی را مدیریت کرد، تجربه مهمی بود. در سال‌های بعد، طوفانیان به‌تدریج از یک افسر نیروی هوایی به یکی از مدیران ارشد نظامی ایران تبدیل شد. او همراه شماری از افسران بلندپایه، ازجمله عبدالحسین حجازی، علی‌اشرف مطهری و فریدون جم، عضو ثابت کمیته نظامی پیمان بغداد بود؛ پیمانی که ایران، ترکیه، عراق، پاکستان و بریتانیا با هدف ایجاد یک چارچوب امنیتی در برابر نفوذ اتحاد شوروی در آن حضور داشتند. پس از خروج عراق، این سازمان با عنوان «سنتو» ادامه فعالیت داد.

طوفانیان در مصاحبه با تاریخ شفاهی هاروارد در این باره گفته است: «آن‌وقتی که می‌رفتیم پیمان بغداد من بودم و جم بود و منصور افخمی بود و علی زند و اربابی. ما ۵ تا جزء طراح‌ها بودیم که طرح‌های مختلف نظامی را آن‌وقت آن‌جا هم خیلی حرف است. می‌دانید برای نوشتن هر طرح اولین چیز، آن چیز اول…سیاست چیست؟ خط مشی چیست؟ تهدید چیست؟ کسی نبود، چیزی نبود. همان‌وقت من رفتم مثلاً وزارت خارجه رفتم اداره آگاهی رفتم، اداره دوم دیدم اصلاً چیزی نمی‌دانند، گزارشات را که آوردند چه بود؟ آقای فلان از پشت دیوار سفارت انگلیس رد شده. بابا تو اگر می‌خواهی جزو یک پیمانی بشوی که خط دفاعی جلوی روسیه بکشی باید بدانی در شوروی چند تا، در مرز قفقاز چند تا لشکر نشسته، چند تا فرودگاه آن‌جا هست، چند تا هواپیما آن‌جا هست. آن‌وقت در ترکستان روسیه وضع چیست، راه‌ها چیست، حساب‌تان چیست، راهتان کجاست، کمیت‌تان کجاست. اگر به شما الان هزار تا تانک دادند شما می‌توانید هزار تا تانک را برگردانی؟ می‌توانی این را حرکتش بدهی؟ این حساب‌ها نبود. آن‌وقت اولین برآورد تهدید من بودم. من نشستم آن‌جا دیدم اصلاً هیچی ندارم […] شستم ترکیه نظرش را داد، پاکستان نظرش را داد، انگلیس نظرش را داد، همه این‌ها یکی بالا داد یکی پایین داد، ما این‌ها را جمع کردیم، تقسیم به تعداد کردیم، حد وسطش را ما نظر دادیم. برای این‌که چیزی نداشتم. ما نمی‌دانستیم که آن هم به زحمت. اصلاً ما بلد نبودیم یک مدرک استراتژیکی را نگهش داریم. زحمت کشیده شده برای این ارتش.» (نوار شماره: ۱)

طوفانیان در مهر ۱۳۳۶ سرتیپ شد و همان سال به عضویت کمیسیون دائمی سازمان دفاع غیرنظامی کشور درآمد. در ۱۳۴۰ عنوان آجودان کشوری شاه را گرفت، اول مهر ۱۳۴۱ به درجه سرلشکری رسید و ۲۸ فروردین ۱۳۴۵ سپهبد شد. در دوران سپهبدی ریاست اداره چهارم ستاد بزرگ ارتشتاران را بر عهده داشت. سرانجام در سوم آبان ۱۳۵۱ به درجه ارتشبدی، یکی از بالاترین درجات ارتش شاهنشاهی، رسید. نشان اول همایون، مدال تاج‌گذاری، نشان درجه یک خدمت و نشان درجه یک سپاس ازجمله نشان‌هایی بود که در این دوره دریافت کرد. در زندگی شخصی نیز طوفانیان در ۲۴ مرداد ۱۳۲۰ با فاطمه شکوه‌الملوک زرهی ازدواج کرد. حاصل این ازدواج چهار پسر و دو دختر بود.

با وجود این، آن‌چه جایگاه طوفانیان را در تاریخ سیاسی و نظامی ایران متمایز می‌کند نه درجات و نشان‌های او، بلکه مأموریتی بود که از اوایل دهه ۱۳۴۰ بر عهده گرفت. از سال ۱۳۴۲، خرید اقلام نظامی به مهم‌ترین حوزه فعالیت طوفانیان تبدیل شد. او ریاست اداره کل صنایع نظامی را نیز تجربه کرد و به تدریج به چهره محوری در مذاکرات خرید تجهیزات دفاعی تبدیل شد. این مسئولیت تا پایان حکومت پهلوی ادامه پیدا کرد.

زمان انتخاب او برای این مأموریت نیز اهمیت داشت. ایران در دهه‌های ۱۳۴۰ و به‌ویژه ۱۳۵۰ به سرعت در حال افزایش توان نظامی خود بود. افزایش درآمد نفت، سیاست منطقه‌ای محمدرضا پهلوی و رابطه نزدیک امنیتی با آمریکا امکان خرید حجم بی‌سابقه‌ای از تجهیزات نظامی را فراهم کرده بود. در این میان، نباید مسئولیت طوفانیان را با اختیار تصمیم‌گیری نهایی یکسان دانست. خاطرات خود او و سایر اسناد نشان می‌دهد تصمیم‌های اصلی درباره جهت‌گیری نظامی کشور در سطح شاه گرفته می‌شد. به طور مثال در مصاحبه با تاریخ شفاهی هاروارد می‌گوید: «اعلی‌حضرت مثلاً می‌خواست از انگلستان خرید بشود. می‌خواست از نظر سیاسی از شوروی خرید بشود. بنابراین، رئوس مسئله را به من می‌گفت، نیازمندی‌های ارتش را هم من می‌دیدم.» طوفانیان مأمور مذاکره، ارزیابی، پیگیری قراردادها و اجرای تصمیم‌هایی بود که در ساختار فرماندهی ارتش و درنهایت با تأیید محمدرضا پهلوی گرفته می‌شد. با این حال، استمرار طولانی او در این سمت و دسترسی مستقیمش به شاه نشان می‌دهد نظر کارشناسی و قدرت چانه‌زنی او نیز بی‌اهمیت نبوده است.

گسترش خریدها به اندازه‌ای بود که ایران در دهه ۱۳۵۰ در میان مهم‌ترین مشتریان صنایع تسلیحاتی آمریکا قرار گرفت. براساس داده‌های مؤسسه بین‌المللی پژوهش‌های صلح استکهلم (SIPRI)، ارزش واردات تسلیحات عمده ایران (بر حسب شاخص روند ثابت ۱۹۹۰) از حدود ۱.۲ میلیارد دلار در سال ۱۳۴۹ (۱۹۷۰) به بیش از ۵.۵ میلیارد دلار در سال ۱۳۵۶ (۱۹۷۷) رسید و در سال‌های ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۶ (۱۹۷۵-۱۹۷۷) در اوج خود قرار داشت. ایران در این دوره به یکی از بزرگ‌ترین واردکنندگان تسلیحات در جهان سوم و بزرگ‌ترین واردکننده در خاورمیانه تبدیل شد و در برخی سال‌ها بیش از نیمی از صادرات تسلیحاتی آمریکا را جذب می‌کرد. هزینه نظامی ایران نیز به حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد تولید ناخالص داخلی رسید (اوج ۱۲٫۰۷ درصد در سال ۱۳۵۴ / ۱۹۷۵)، رقمی که بالاتر از بسیاری از کشورهای منطقه بود. شاخص‌ترین نمونه، خرید جنگنده اف-۱۴ تامکت بود؛ هواپیمایی پیشرفته که ایران تنها مشتری خارجی آن شد. منابع مورد استفاده در این گزارش همچنین به گزارش روزنامه فرانسوی «لوموند» در مه ۱۹۷۸ اشاره می‌کنند که حجم بالای خریدهای نظامی ایران از آمریکا را مورد توجه قرار داده بود.

درباره ابعاد اقتصادی این برنامه از همان زمان اختلاف نظر وجود داشت. مدافعان سیاست نظامی شاه، با اشاره به همسایگی ایران با اتحاد شوروی، بی‌ثباتی خلیج‌فارس و سیاست منطقه‌ای تهران، نوسازی سریع ارتش را ضرورتی امنیتی می‌دانستند. منتقدان در مقابل معتقد بودند سرعت خرید تجهیزات بیش از ظرفیت جذب ارتش است و منابع مالی بزرگی را که می‌توانست در بخش‌های غیرنظامی مصرف شود، به حوزه دفاعی منتقل می‌کند. این اختلاف، برای فهم موقعیت طوفانیان نیز ضروری است. او طراح اصلی سیاست کلان نظامی ایران نبود، اما یکی از مهم‌ترین مجریان آن بود.

اگرچه آمریکا مهم‌ترین تأمین‌کننده تسلیحاتی ایران در سال‌های پایانی حکومت پهلوی بود، فعالیت طوفانیان به این کشور محدود نمی‌شد. ایران از بریتانیا، آلمان غربی، اسرائیل و حتی اتحاد شوروی نیز تجهیزات یا فناوری نظامی تهیه می‌کرد. طوفانیان در تاریخ شفاهی خود به خرید کارخانه‌های تولید سلاح از آلمان اشاره کرده و گفته است یکی از این مجموعه‌ها امکان تولید سالانه حدود ۴۰ هزار تفنگ را فراهم می‌کرد. او همچنین درباره خرید تجهیزات هوایی آمریکایی و مذاکره با کشورهای دیگر توضیح داده است. میزان وابستگی ایران به تجهیزات آمریکایی، حتی موضوع شوخی مقام‌های نظامی کشورهای دیگر با طوفانیان شده بود. او در خاطراتش نقل می‌کند که یک ژنرال شوروی، از طریق مترجم، به او خوشامد گفته و او را «پولدارترین ژنرال دنیا» خوانده بود، اما اضافه کرده بود که این ژنرال «همه پول‌هایش را می‌دهد به آمریکا». فارغ از لحن طنزآمیز این روایت، ماجرا موقعیت طوفانیان را به‌خوبی نشان می‌دهد: نام او در محافل نظامی خارجی مستقیماً با بودجه بزرگ خریدهای تسلیحاتی ایران گره خورده بود.

بخش مهم دیگری از فعالیت طوفانیان به رابطه ایران و اسرائیل مربوط می‌شود. ایران و اسرائیل در دوره پهلوی روابط کامل دیپلماتیک در سطح معمول سفارتخانه‌ها نداشتند، اما همکاری عملی دو طرف در زمینه‌های اقتصادی، اطلاعاتی و نظامی گسترده بود. اسناد آمریکایی منتشرشده درباره این دوره نیز به همین وضعیت اشاره می‌کنند: اسرائیل در ایران هیأتی سیاسی داشت و وابسته نظامی اسرائیل در تهران فعالیت می‌کرد. طوفانیان به دلیل مسئولیتش یکی از مقام‌های ایرانی بود که به طور مستمر با این شبکه ارتباط داشت. خود او سال‌ها بعد درباره این مناسبات گفت: «هم من آن‌جا نماینده داشتم، هم ساواک داشت، هم آن‌ها وابسته نظامی در ایران داشتند. من از آن‌جا وسایل دفاعی می‌خریدم.» او مشخصاً از خرید توپ ۱۰۶ میلی‌متری ضدتانک سخن گفته و افزوده است که ایران بخشی از این تجهیزات را در اختیار پاکستان و اردن نیز قرار داده بود.

دفترچه‌ها و یادداشت‌های باقی‌مانده از طوفانیان نیز رفت‌وآمدهای متعدد او به اسرائیل را ثبت کرده‌اند. برای نمونه، در یادداشت ۲۹ آبان ۱۳۴۵ به حرکت به سوی اسرائیل اشاره شده است. در ۲۴ مهر ۱۳۴۶ او به تل‌آویو رفت و با اسحاق رابین ملاقات کرد و چند روز بعد نیز با عزر وایزمن، از فرماندهان برجسته نظامی اسرائیل، دیدار داشت.

یکی از اسناد قابل توجه درباره نقش طوفانیان، گزارش مذاکرات او با موشه دایان است. اسناد دیپلماتیک منتشرشده نشان می‌دهند طرفین نه فقط درباره خرید یک سلاح مشخص، بلکه درباره موقعیت منطقه‌ای ایران و اسرائیل نیز گفت‌وگو می‌کردند. در یکی از این ملاقات‌ها، طوفانیان با اشاره به وضعیت پاکستان، افغانستان، عراق و ترکیه، از علاقه ایران به «اتکای متقابل» با اسرائیل سخن گفت. این عبارت نشان می‌دهد همکاری نظامی دو طرف در نگاه مقام‌های وقت صرفاً رابطه فروشنده و خریدار نبود و ابعاد امنیتی منطقه‌ای نیز داشت. در همان مذاکرات، موضوع یک توپ ۱۵۵ میلی‌متری اسرائیلی مطرح شد. براساس گزارش موجود، طوفانیان نمونه اسرائیلی را با گزینه‌های آلمانی و سوئدی مقایسه و از برتری فنی آن سخن گفته بود.

این اسناد به شناخت شیوه کار او نیز کمک می‌کنند. طوفانیان در مذاکرات، درباره مشخصات فنی، شرایط خرید و پیامدهای سیاسی معاملات صحبت می‌کرد و تنها انتقال‌دهنده یک سفارش مکتوب نبود. روابط تهران و تل‌آویو در دوره پهلوی تنها به خرید اسلحه محدود نمی‌شد. نفت یکی دیگر از پایه‌های اصلی این رابطه بود. به دلیل مناقشه اعراب و اسرائیل، تأمین پایدار انرژی برای اسرائیل اهمیت راهبردی داشت و ایران یکی از منابع مهم تأمین آن محسوب می‌شد. منابع مورد استناد درباره روابط خارجی ایران به انتقال نفت ایران از مسیر ایلات و اشکلون اشاره کرده‌اند. این مناسبات حتی پس از جنگ اعراب و اسرائیل در ۱۹۷۳ نیز ادامه یافت. نام طوفانیان در این پرونده نیز دیده می‌شود.

نظرات کاربران (۰)

ارسال دیدگاه شما