از نجف تا دهدشت؛ روایت سلوک عالمی که نور علم را به خدمت مردم آورد

هفتمین سالگرد رحلت آیت‌الله سید میر احمد تقوی، فرصتی است برای بازخوانی زندگی عالمی که سلوک علمی و معنوی خود را در مکتب نجف آغاز کرد و در دهدشت به خدمت، تربیت و پناه مردم پیوند زد. او زهد را در بی‌اعتنایی به دنیا، عرفان را در حضور میان مردم و علم را در مسئولیت اجتماعی معنا کرد؛ عالمی که در طول دهه‌ها حضور در کهگیلویه، از تربیت طلاب و تأسیس حوزه علمیه دهدشت تا حل اختلافات، آرام‌سازی جامعه و تقویت هویت دینی منطقه، به الگویی از «معماری معنوی» و پدری معنوی برای مردم بدل شد.
از نجف تا دهدشت؛ روایت سلوک عالمی که نور علم را به خدمت مردم آورد

به گزارش عصر دنا، حجت الاسلام سید اقبال راستگوئی در یادداشتی نوشت:

 

 

بسم‌الله الرحمن الرحیم

قال الإمام الصادق(ع):
«العالِمُ إذا عَمِلَ بِعِلمِهِ نُورَ لَهُ وَلِغَيرِهِ، وَمَثَلُهُ كَالمِصْبَاحِ يُضِيءُ لِأَهْلِ البَيتِ»
امام صادق(ع) فرمود:
«عالمی که به علم خود عمل کند، نور برای خود و دیگران خواهد بود؛ و مثال او همچون چراغی است که خانه را برای اهلش روشن می‌سازد.»
تبیینی از «سلوک نجفی»، «زهد دهدشتی»، و «معماری معنویِ یک عمر مجاهدت» در وجود مردی که از حریم امیرالمؤمنین(ع) برخاست و در کهگیلویه، به قامت یک «پدر معنوی» ایستاد.
آغاز سلوک در مدرسهٔ ولایت نجف، شهر «علمِ قدسی» و «فقرِ الهی» است؛ شهری که در آن، شاگردی یعنی ایستادن بر آستانهٔ حقیقت. آمیر احمد تقوی، در این شهر، از سرچشمهٔ ولایت نوشید؛ از همان‌جا که امیرالمؤمنین(ع) فرمود:«مَن نَصَبَ نَفسَهُ لِلنّاسِ إماماً فَلیَبدَأ بِتَعلِیمِ نَفسِهِ»
هر که خود را پیشوای مردم می‌داند، باید نخست خود را تربیت کند.او در نجف، همین را آموخت: پیشوایی، پیش از آنکه مقام باشد، مسئولیتِ تزکیهٔ نفس است.در حلقهٔ درس بزرگان، زهد را نه در لباس، بلکه در «نیت» دید؛ تقوا را نه در ظاهر، بلکه در «حضور قلب»؛ و علم را نه در محفوظات، بلکه در «نور هدایت»
تا دهدشت: تبدیل علم به ولایت اجتماعی وقتی از نجف به دهدشت آمد، علم را با خود نیاورد؛ نور را آورد.
دهدشت، در آن سال‌ها، نیازمند عالمی بود که «علم را به زندگی مردم» بیاورد؛ عالمی که میان عشایر، میان اختلافات، میان سختی‌ها، چراغ باشد، نه فقط واعظ.حدیث نبوی می‌فرماید:«العُلَماءُ بَینَ النّاسِ کَالنُّجومِ فِی السَّماء»
عالمان در میان مردم همچون ستارگان آسمان‌اند.آمیر احمد تقوی، ستاره‌ای بود که نه در آسمان، بلکه در دل مردم طلوع کرد.
او علم را به «اصلاح ذات‌البین» تبدیل کرد؛ تقوا را به «پناه مردم»؛ زهد را به «استقلال و بی‌نیازی»؛ و عرفان را به «خدمت».
عرفان عملی: زهدی که در رفتار دیده می‌شدعرفان او، عرفانِ گوشه‌نشینی نبود؛ عرفانِ حضور بود.
زهد او، زهدِ بی‌مسئولیتی نبود؛ زهدِ مسئولیت بود.
تقوای او، تقوای فردی نبود؛ تقوای اجتماعی بود.حدیث امام صادق(ع):«لیسَ الزُّهدُ أن لا تَملِکَ شَیئاً، إنّما الزُّهدُ أن لا یَملِکَکَ شَیءٌ»
زهد آن نیست که چیزی نداشته باشی؛ زهد آن است که چیزی تو را در اختیار نگیرد.آمیر احمد تقوی، همین بود:
هیچ‌چیز او را در اختیار نگرفت؛ نه قدرت، نه مال، نه شهرت.
او تنها در اختیار خدا بود.

معماری معنویِ یک عمر: از تربیت تا تأسیس هفت دهه حضور او در کهگیلویه، یک «معماری معنوی» بود:تربیت ده‌ها روحانی و طلبه تأسیس حوزه علمیه دهدشت نقش محوری در آرام‌سازی عشایر در سال‌های انقلاب پناه مردم در اختلافات ساخت مساجد، حسینیه‌ها و امامزاده‌ها تثبیت هویت دینی منطقه حدیث نبوی:«خَیرُ النّاسِ أنفَعُهُم لِلنّاسِ»
بهترین مردم، سودمندترین آنان برای مردم‌اند.او، مصداق کامل این حدیث بود.
هفتمین سالگرد: یادِ مردی که زمان را تربیت کرداکنون، هفت سال از غروب آن خورشید می‌گذرد؛ اما نورش خاموش نشده.
مردی که از نجف آمد، دهدشت را به «مدرسهٔ اخلاق» تبدیل کرد.
مردی که زاهد بود، اما در متن جامعه ایستاد.
مردی که عارف بود، اما عرفانش در رفتار دیده می‌شد.
مردی که عالم بود، اما علمش در خدمت تجلی داشت.به تعبیر امیرالمؤمنین(ع):«عَظُمَ الخالِقُ فِی أنفُسِهِم فَصَغُرَ ما دُونَهُ فِی أعیُنِهِم»
خدا در جانشان بزرگ شد و هرچه جز او کوچک گشت.آمیر احمد تقوی، همین انسان بود:
خدا در جانش بزرگ بود؛ و دنیا در چشمش کوچک.
این دلنوشته، نه فقط یادنامهٔ یک عالم، بلکه روایتِ «سلوک یک انسان کامل» است؛ انسانی که از نجف، نور گرفت و در دهدشت، نور پاشید.او، نه فقط عالم کهگیلویه، بلکه معیار انسانیت بود؛
نه فقط زاهد دهدشت، بلکه عارف نجف؛
نه فقط پدر معنوی مردم، بلکه شاگرد راستین ولایت.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍاللَّهُمَّ يا رَحْمٰنُ يا رَحِيمُ، يا غَفُورُ يا كَرِيمُ، اغْفِرْ لِعَبْدِكَ الصَّالِحِ، العَارِفِ بِاللَّهِ، الزَّاهِدِ المُتَّقِي، سَيِّدِ مِير أَحْمَد التَّقَوِي، وَارْفَعْ دَرَجَتَهُ فِي عِلِّيِّينَ، وَاجْعَلْ قَبْرَهُ رَوْضَةً مِنْ رِيَاضِ الجَنَّةِ، وَأَلْحِقْهُ بِآبَائِهِ الطَّاهِرِينَ وَأَجْدَادِهِ المُنَوَّرِينَ، فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ.

سید اقبال راستگوئی

ارسال نظر (0)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ورود / ثبت‌نام پیامکی

کد تأیید به شماره ارسال شد.
02:00