عصر دنا

از تذکر حجاب دو نوجوان اسیر تا مصاحبه پزشکیان با خبرنگار هندی؛ روایتی از چهل سال تغییر

۲۴ شهریور ۱۴۰۵
۱۸:۰۲
کد خبر: ۴۲۱۶۴
از تذکر حجاب دو نوجوان اسیر تا مصاحبه پزشکیان با خبرنگار هندی؛ روایتی از چهل سال تغییر

به گزارش عصر دنا، پخش مصاحبه مسعود پزشکیان با خبرنگار هندی در حالی که همزمان با مسابقه فوتبال استقلال و السد بود، خاطره‌ای از چهل سال پیش را زنده کرد؛ زمانی که دو نوجوان اسیر ایرانی در عراق، مصاحبه با خبرنگار هندی را مشروط به داشتن حجاب کردند.

شبکه خبر تلویزیون دوشنبه شب و همزمان با پخش مسابقه فوتبال استقلال و السد از شبکه سه، مصاحبه رییس جمهور پزشکیان با خبرنگار رسانه هندی (ایندیانا تودی) را روی آنتن برد. مشخص نیست این همزمانی تعمدی بوده یا نه، اما درک این موضوع که هنگام تماشای یک مسابقه زنده جذاب نباید مصاحبه مهمی پخش کرد دشوار نیست؛ شاید هم واقعا عمدی نبوده و تصمیم‌گیران صدا و سیما به آن توجه نکرده‌اند.

خانم خبرنگار هندی با موهای بلند مقابل رییس جمهوری ایران نشسته بود و همین قاب، نویسنده را به بیش از چهل سال پیش برد؛ زمانی که خبرنگار هندی دیگری در اردوگاه اسیران ایرانی در عراق سراغ دو نوجوان اسیر رفت: مهدی طحانیان ۱۳ ساله و علیرضا رحیمی هم در همان سنین. نوجوان اسیر (طحانیان) انجام مصاحبه را مشروط به حجاب خبرنگار کرد و در همین حال علیرضا رحیمی این بیت را خواند: «ای زن به تو از فاطمه این گونه خطاب است/ ارزنده‌ترین زینت زن حفظ حجاب است». خبرنگار زن هندی نه مسلمان بود و نه فارسی می‌دانست تا معنی شعر را بفهمد و نه با حضرت زهرا آشنایی داشت، ولی همین واکنش توجه‌ها را جلب کرد تا بیش از نوجوانی آنان، این بحث پررنگ شود.

یکی یا هر دوی آن‌ها بعدها آزاد یا مبادله شدند و گویا پای یکی به دلیل عفونت ناشی از جراحت تا نیمه قطع و جانباز شده بود. با اینکه مصاحبه با مهدی طحانیان بود، اما چون آن بیت را علیرضا رحیمی خواند، همه تصور می‌کنند کل مصاحبه با او بوده است.

نوجوان اول (طحانیان) لیسانس علوم سیاسی گرفت و به استخدام وزارت بهداشت درآمد و از همان وزارتخانه با محاسبه سال‌های اسارت بازنشسته شد. علیرضا رحیمی اما به نمایندگی مجلس دهم رسید و جالب است آرای او به عنوان نماینده بیست و نهم تهران از آرای نماینده اول مجلس فعلی (نبویان) بیشتر بود. در اسفند ۹۴ و پس از امید ایجادشده با تصویب برجام و موفقیت دولت اول روحانی در تک‌رقمی کردن نرخ تورم و توصیه سید محمد خاتمی با «تکرار می‌کنم» مشهور به رأی به همه فهرست امید، استقبال از انتخابات بالا بود و چون علیرضا رحیمی گرایش اصلاح‌طلبانه داشت و به خاطر آن سابقه و شهرت گذشته از غربال شورای نگهبان تأیید صلاحیت شد و در فهرست قرار گرفت و با کسب ۱٬۱۱۴٬۸۳۹ رأی – رتبه بیست و نهم تهران – وارد مجلس دهم شد و عضو فراکسیون امید به ریاست دکتر عارف شد.

با این همه همچنان او با مهدی طحانیان اشتباه گرفته می‌شود، در حالی که مصاحبه‌شونده طحانیان بود و رحیمی تنها همان یک بیت را خواند. رحیمی در انتخابات سال ۷۸ و در حالی که بسیار جوان‌تر بود نامزد مجلس ششم شد و به روزنامه پیام‌آزادی آمد که سردبیری آن را بر عهده داشتم و به او گفتم این انتخابات لیستی است و اگر در فهرست اصلاح‌طلبان (مشارکت) یا مطبوعات دوم خردادی قرار نگیری بختی نداری و همین اتفاق هم رخ داد و از راه‌یابی به مجلس بازماند.

با او مصاحبه مفصلی انجام دادیم که جزئیات جراحت و اسارت را شرح داد و چند بار تأکید کرد مصاحبه‌شونده مهدی طحانیان بود و مردم همه او را با طحانیان اشتباه می‌گیرند، در حالی که تنها همان بیت را خواند و کنار مهدی نشسته بود. (چون دفتر استیجاری بود بعد از توقیف فله‌ای در اردیبهشت سال بعد آرشیو هم از بین رفت و بد هم نشد چون سعید مرتضوی برای محاکمه مدیرمسوول در دو سه سال بعد هیچ مستندی نداشت و در واقع اول بسته بود و بعد به دنبال سند و مدرک می‌گشت و مدام از مدیرمسوول می‌خواست چند شماره بیاورد تا از آن‌ها شکایت درست کند. خدا رحمت کند هاشمی شاهرودی را که از میان آن همه روحانی و مجتهد اطراف خود، خاصه برای منصبی که خاص مجتهدین می‌دانند – دادستانی – را به چنین آدمی سپرده بود!)

وقتی به علیرضا رحیمی گفتم خبرنگار هندی آمده بود تا تصویر اعزام نوجوانان ایرانی به خدمت (البته داوطلبانه) را برجسته کند و به همین خاطر درباره حجاب مقاومت نکرد، سری تکان داد و البته این که او قاعدتا مسلمان نبوده و فارسی هم نمی‌دانسته.

سال یا چهار دوره بعد رحیمی نماینده مجلس شد در حالی که طحانیان شهرتی نداشت و نمی‌دانم چه سری است که صدا و سیما چندان از آزادگان یا اسیران جنگ دعوت نمی‌کند و ترجیح می‌دهد هر سال با پخش فیلم حاتمی‌کیا (بوی پیراهن یوسف) یاد کند و سراغ آزادگان زنده نرود که سر به ده‌ها هزار نفر می‌زنند. شاید به خاطر آن باشد که با گذشت زمان دیدگاه‌های آنان تفاوت کرده یا در زمان اسارت در معرض تبلیغات ضد جنگ بوده‌اند و موارد دیگر، ولی حتی همین علیرضا رحیمی و مهدی طحانیان را هم به بوته نسیان سپرده‌اند، با این که اکنون باید در سنین ۵۰ تا ۶۰ باشند.

غرض این که مسعود پزشکیان هم آن زمان دانشجو بوده یا تازه فارغ‌التحصیل شده بود و به جبهه هم می‌رفته و در مجموع در همین حال و هوا به سر می‌برده و احیانا اگر مصاحبه می‌کرد بعید نبود چنین موضعی بگیرد، هر چند انتخاب دو نوجوان با هدف دیگری بود.

چهل‌و‌اندی سال بعد می‌توان حدس زد که مطلقا به ذهن رییس جمهور پزشکیان خطور نکرده که برای خبرنگار هندی شرط حجاب بگذارد، چرا که عرف رایج در کشور و سنت خود را رعایت کرده و به دفتر رییس جمهوری ایران در تهران نیامده تا بگویند چه بپوش و چه نپوش. هر چند کیهان که این روزها دوباره دل‌تنگ مرحوم رییسی شده شاید یادآوری کند که او در نیویورک حاضر نشد با خبرنگار آمریکایی – ایرانی (کریستین امان پور) مصاحبه کند مگر آن که روسری بر سر بگذارد و او زیر بار نرفت و انجام نشد و البته احتمالا توصیه مشاوران بود چون مشخص بود پرسش‌ها درباره ماجرای مهسا می‌توانست باشد. (سعید جلیلی که مدام نصیحت می‌کرد و به جای مذاکره به قول دکتر ولایتی کلاس فلسفه گذاشته بود، البته به خانم کاترین اشتون تذکر حجاب نمی‌داد).

باری، چهل‌و‌اندی سال پیش دغدغه دو نوجوان اسیر ایرانی (۱۳ و ۱۴ ساله) در عراق و در مصاحبه با خبرنگار هندی این بود که او روسری داشته باشد و در ۱۴۰۵ خورشیدی رییس‌جمهوری ایران چنین تذکری به او نداد، چرا که تذکرات‌شان در داخل را هم نسل تازه توجه نمی‌کند و امام جمعه‌ها دست به دامان نیروی انتظامی و پاسبان‌ها شده‌اند و آنان هم می‌دانند اگر سراغ جرم واقعی بروند مردم همراهی می‌کنند، ولی در افتادن با آنچه را که همه جرم نمی‌دانند و به سبک زندگی و سلیقه و انتخاب ربط می‌دهند ثمری برای پلیس ندارد جز فاصله و تولید نفرت.

نظرات کاربران (۰)

ارسال دیدگاه شما