لوح تقدیر برای سکوت؛ وقتی بلاگرهای خاموش دیده میشوند و روایتگران میدان فراموش!
این روزها خبر تجلیل از برخی بلاگرها و چهرههای مجازی، پرسشهای جدی را در ذهن بسیاری از فعالان فرهنگی و رسانهای ایجاد کرده است؛ پرسشهایی که نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت.
به گزارش عصر دنا، تجلیل از بلاگرهایی که در روزهای جنگ، اغتشاشات و حوادث سرنوشتساز کشور، حتی حاضر نشدند یک استوری در حمایت از مردم و آرمانهای مورد ادعای خود منتشر کنند، این پرسش جدی را پیش روی افکار عمومی قرار داده است که معیار تقدیر چیست؛ مسئولیتپذیری اجتماعی یا صرفاً تعداد دنبالکنندهها؟
این روزها خبر تجلیل از برخی بلاگرها و چهرههای مجازی، پرسشهای جدی را در ذهن بسیاری از فعالان فرهنگی و رسانهای ایجاد کرده است؛ پرسشهایی که نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت.
تجلیل از چه کسانی و به پاس کدام عملکرد؟
آیا صرف داشتن چند هزار دنبالکننده در فضای مجازی، معیار اثرگذاری و شایستگی برای تقدیر است؟ آیا نباید کارنامه افراد در بزنگاههای حساس و روزهای سخت مورد ارزیابی قرار گیرد؟
فضای مجازی، تنها ویترینی برای نمایش سبک زندگی لوکس، تبلیغات و ثبت لحظات شخصی نیست. این فضا امروز به یکی از مهمترین میدانهای نبرد روایتها تبدیل شده است؛ جایی که سکوت نیز معنا دارد و بیتفاوتی، خود نوعی موضعگیری تلقی میشود.
در روزهایی که کشور روزهای پرالتهابی را پشت سر گذاشت؛ از جنگها و ناامنیها گرفته تا حوادث تلخ و شهادت فرزندان این سرزمین، بسیاری از همین بلاگرهای پرمخاطب، ترجیح دادند سکوت کنند؛ نه تولید محتوایی، نه دعوتی به همبستگی ملی و نه دفاعی از ارزشهایی که امروز برخی مسئولان به نام آن، از این افراد تقدیر میکنند.
اما در سوی دیگر میدان، جوانانی هستند که بیهیچ چشمداشتی، با هزینه شخصی، شبها و روزهای خود را صرف فعالیت در عرصه جهاد تبیین کردهاند؛ جوانانی که بیش از صد شب در خیابان و در سنگر فضای مجازی حضور داشتهاند، قلم زدهاند، محتوا تولید کردهاند، پاسخ شبهات را دادهاند و برای دفاع از باورهای خود هزینه پرداختهاند؛ بیآنکه دیده شوند یا لوح تقدیری دریافت کنند.
مسئله، اصل تجلیل نیست؛ مسئله جابهجا شدن معیارهاست.
اگر قرار باشد شاخص ارزشگذاری، صرفاً تعداد دنبالکنندهها باشد و نه میزان تعهد، مسئولیتپذیری و حضور در میدان، طبیعی است که نسل جوان دچار سرخوردگی شود. چراکه میبیند میان «انقلابی بودن» و «انقلابی ماندن» فاصلهای جدی ایجاد شده است.
انقلابی بودن، سخن گفتن در روزهای آرام نیست؛ انقلابی ماندن، ایستادن در روزهای سخت است. آنجا که باید هزینه داد، پای کار ماند و مسئولیت اجتماعی خود را پذیرفت.
شاید وقت آن رسیده باشد که پیش از برگزاری هر مراسم تقدیر، این سؤال ساده اما مهم مطرح شود؛ آیا از کسانی تجلیل میکنیم که در میدان بودهاند یا از کسانی که تنها در قاب تلفن همراه، سرگرم نمایش زندگی شخصی خود بودهاند؟
تاریخ، بیش از آنکه نام صاحبان تریبونها را به خاطر بسپارد، ایستادگی انسانهای بیادعا را ثبت کرده است؛ همانهایی که در سختترین روزها، سکوت نکردند.
تفاوت دقیقاً همینجاست؛ میان آنان که «انقلابی به نظر میرسند» و آنان که در عمل، «انقلابی ماندهاند».


سلام.
ظاهراً حضور شبانه در میدان و کنار مردم مبعوث شده و مطالبه گری از مسئولان ملاک حضور در انقلاب نیست، اکثر این افراد هم جریان ساز موضوعات مهم انقلابی در شرایط حساس و جنگ اخیر هستند و هم از فعالان مهم عرصههای فرهنگی و اجتماعی و سیاسی در این استان و شهر یاسوج هستند، بدون شک برداشت و ملاک عمل و قلم زدن شما براساس بررسیها و مستندات نیست.
درود بر عصر دنا، فرماندار خودش عشق دیده شدن ،و بلاگری داره
پس بلاگر اعظم خانم دکتر ر.پ کو…