به گزارش عصر دنا، در هشت سال اخیر، نظام آموزشی ایران با پدیدهای بیسابقه روبهرو شده است: تعطیلیهای پیدرپی و بیرویهی مدارس. آنچه در کرونا بهعنوان یک اقدام اضطراری آغاز شد، اکنون به روالی عادی و تکرارشونده تبدیل شده است.
تعطیلی به بهانهی آلودگی هوا، سرمای شدید، ناترازی انرژی، بارش برف… گویی مدرسه در ایران به اولین قربانیِ هر بحرانی بدل شده است.
اما * پرسش اینجاست: وقتی در کشورهای توسعهیافته و حتی همسایگان، مدارس با این سهولت تعطیل نمیشوند، چرا در ایران تعطیلی مدارس به آسانترین راهکار مدیریتی تبدیل شده است؟ *
* 1⃣ واقعیتِ آماری؛ ایران در صدر جدول تعطیلیها *
آمارها بهخوبی نشان میدهند که ایران در دوران کرونا رکورددار بیشترین تعطیلی مدارس در جهان بوده است. بر اساس اعلام یونسکو، در حالی که ۹۲.۷ درصد مدارس جهان باز بودند، ایران جزو معدود کشورهایی بود که تعطیلی گسترده را ادامه داد. مدارس ایران حدود ۲۰۰ روز تعطیل بودند؛ این در حالی است که متوسط تعطیلی در کشورهای با درآمد بالا ۵۳ روز بود.
اما نگرانکنندهتر، تداوم این الگو پس از کرونا است. فی المثل مشتی از خروار! در سال ۱۴۰۳، در یک روزِ خاص (۲۰ بهمن)، ۲۷ استان از ۳۱ استان کشور تعطیل اعلام شدند. بیش از ۸۵ درصد گسترهی سرزمینی ایران در یک روز عادی، مدارس و ادارات خود را تعطیل کردند. آیا این یک تصمیمِ مدیریتیِ مبتنی بر اولویتبندیِ آموزش است، یا واکنشی کلیشهای در برابر کوچکترین بحران؟
* 2⃣ هزینههای گزافِ تعطیلی؛ نسلِ قربانی
تعطیلیهای مکرر، هزینههای سنگینی بر پیکرهی آموزش و سرمایهی انسانی کشور تحمیل کرده است:
الف) ترک تحصیلِ انبوه
طبق دادههای مرکز آمار ایران، در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۲، * ۹۲۹,۷۹۸ دانشآموز * از تحصیل بازماندهاند. در گروه سنی ۱۵ تا ۱۷ سال، ۵۸۵,۶۰۷ دانشآموز – یعنی بیش از نیمی از بازماندگان – از تحصیل محروم شدهاند. این یعنی هر سال، نزدیک به یک میلیون کودک و نوجوان از چرخهی آموزش خارج میشوند.
ب) افت تحصیلیِ پایدار
عضو پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش هشدار داده است که «افت تحصیلیِ ناشی از تعطیلیها پایدار است و از بین نخواهد رفت». بر اساس تحقیقات بانک جهانی، بهازای هر ۵ ماه تعطیلی، ۹ ماه افت کیفیت آموزشی ایجاد میشود. ایران در دوران کرونا ۲ سال افت کیفیت یادگیری را تجربه کرده است.
ج) پیامدهای اقتصادیِ بلندمدت
بانک جهانی تخمین زده است که کودکانِ دچار افت یادگیری، بهطور متوسط ۱۰ تریلیون دلار از درآمدِ طولعمر خود را از دست خواهند داد. تعطیلی هر ۳ ماه آموزش اثربخش، ۳ درصد کاهش درآمدِ آینده را برای هر دانشآموز به همراه دارد.
3⃣ مقایسه با جهان؛ جایگاهِ شرمآور ایران
اگر به عنوان مثال در دوره کرونا نگاهی به عملکرد سایر کشورها در مواجهه با بحرانهای مشابه بیندازیم، عمقِ فاجعه بیشتر نمایان میشود:
🇸🇪 سوئد در دوران کرونا اصلاً مدارس ابتدایی را تعطیل نکرد.
🇩🇪 آلمان حدود ۲۰ روز مدارس را تعطیل کرد.
🇨🇷 کاستاریکا با ۱۸۰ روز تعطیلی در گروهی مشابه ایران بود، اما این کشور جزو استثناهاست! که مشکلات زیرساختی گسترده و غیرقابل مقایسه با کشوری مثل ایران را دارد.
🇹🇷 ترکیه با ۱۲۰ روز تعطیلی سالانه در رتبهی دوم جهان قرار دارد، اما ایران با ۱۲۵ روز تعطیلی در صدر این جدولِ شرمآور ایستاده است.
متأسفانه کارشناسان اذعان دارند که در ایران «مدرسه نخستین اولویت برای بستهشدن و آخرین اولویت برای بازگشایی است».
4⃣ تحلیل؛ چرا تعطیلی اینچنین ساده گرفته شده است؟
پاسخ را میتوان در چند عامل جست:
۱. ناتوانیِ مدیریتیِ ساختاری
اقتصاددانان معتقدند مشکل اصلی کشور ناترازی انرژی نیست، بلکه بی توجهی به جایگاه تعلیم و تربیت و سیاستگذاریِ نادرست است. تعطیلیهای گسترده، راهکاری برای بهتعویقانداختنِ بحرانهای عمیقتر است.
۲. عادیسازیِ تعطیلی
آنچه زمانی یک اقدامِ اضطراری بود، اکنون به یک روالِ معمول تبدیل شده است. هر بار که آلودگی هوا افزایش مییابد، هر بار که دما کاهش مییابد، گویی «دکمهی تعطیلی» بهراحتی فشرده میشود.
۳. بیتفاوتیِ نسبیِ مسئولان
با وجود هشدارهای کارشناسان و دادههای روشن دربارهی افت تحصیلیِ پایدار، همچنان تعطیلیِ مدارس بهعنوان یک «راهحلِ سریع» در دستور کار قرار میگیرد. گویی آیندهی میلیونها دانشآموز، در برابرِ چند روز صرفهجوییِ انرژی، ارزشی ندارد.
به راستی این یک فاجعهی ملیِ خاموش است.
تهیه و تنظیم: محمدجواد علی اکبریان


دیدگاهتان را بنویسید