×

در سالروز امضای پیمان سعدآباد، بازخوانی این توافق تاریخی نشان‌دهنده چالش‌ها و واقعیت‌های سیاسی منطقه‌ای است.

به گزارش عصر دنا، ۱۷ تیر ۱۳۱۶ یادآور امضای پیمان سعدآباد میان ایران، ترکیه، عراق و افغانستان است؛ پیمانی که در کاخ سعدآباد تهران به امضا رسید و از سوی دولت رضا پهلوی به عنوان گامی مهم در جهت صلح، ثبات و همکاری منطقه‌ای معرفی شد.

رضاخان نیز در نطق افتتاح دوره یازدهم مجلس شورای ملی از این توافق به عنوان پیمانی بی‌سابقه در مشرق‌زمین یاد کرد و آن را عاملی برای حفظ صلح جهانی دانست. با این حال، گذشت زمان نشان داد که واقعیت‌های سیاسی منطقه و نظام بین‌الملل با این خوش‌بینی فاصله‌ای قابل توجه داشت.

پیمان سعدآباد در شرایطی منعقد شد که جهان در آستانه تحولات بزرگ سیاسی و نظامی قرار داشت. در دهه ۱۳۱۰ خورشیدی، قدرت‌های غربی، به‌ویژه انگلیس، نگران گسترش نفوذ اتحاد جماهیر شوروی در خاورمیانه و آسیای غربی بودند.

از این منظر، ایجاد مجموعه‌ای از دولت‌های همسو در پیرامون مرز‌های جنوبی شوروی می‌توانست به شکل‌گیری یک کمربند امنیتی کمک کند؛ کمربندی که بیش از آنکه بر پایه منافع مشترک کشور‌های منطقه شکل گرفته باشد، در راستای تأمین ملاحظات ژئوپلیتیکی قدرت‌های بزرگ قرار داشت.

بر اساس مفاد پیمان، کشور‌های عضو متعهد شدند به مرز‌های یکدیگر احترام بگذارند، در امور داخلی هم دخالت نکنند، از اقدامات خصمانه علیه یکدیگر بپرهیزند و از فعالیت گروه‌هایی که امنیت و ثبات کشور‌های عضو را تهدید می‌کنند جلوگیری نمایند. همچنین طرف‌ها توافق کردند در مسائل مهم بین‌المللی با یکدیگر مشورت داشته باشند.

در ظاهر، این مفاد می‌توانست زمینه‌ساز همکاری و همگرایی منطقه‌ای باشد، اما ضعف ساختاری پیمان و فقدان سازوکار‌های اجرایی مؤثر، از همان ابتدا کارآمدی آن را با تردید مواجه می‌کرد.

منتقدان معتقدند ایران برای دستیابی به این توافق، امتیازات مهمی را واگذار کرد. از جمله در تعیین مرز با ترکیه، بخشی از ارتفاعات آرارات به آن کشور واگذار شد؛ منطقه‌ای که از نظر نظامی و راهبردی اهمیت قابل توجهی داشت.

همچنین در تنظیم روابط مرزی با عراق، امتیازاتی در منطقه شط‌العرب به بغداد داده شد که بعد‌ها به یکی از محور‌های اصلی اختلافات دو کشور تبدیل گردید. از این رو برخی تاریخ‌پژوهان، پیمان سعدآباد را توافقی می‌دانند که هزینه‌های آن برای ایران بیش از دستاوردهایش بود.

اما مهم‌ترین آزمون این پیمان در شهریور ۱۳۲۰ فرا رسید. با اشغال ایران توسط نیرو‌های انگلیس و شوروی، انتظار می‌رفت کشور‌های هم‌پیمان دست‌کم از نظر سیاسی از ایران حمایت کنند یا نسبت به نقض استقلال و تمامیت ارضی آن واکنش نشان دهند. با این حال، نه تنها کمکی به ایران صورت نگرفت، بلکه پیمان سعدآباد عملاً هیچ نقشی در جلوگیری از این تجاوز یا کاهش پیامد‌های آن ایفا نکرد.

این رخداد نشان داد که توافق‌های منطقه‌ای زمانی مؤثر خواهند بود که بر پایه منافع متوازن، ضمانت‌های اجرایی و اراده واقعی اعضا استوار باشند.

امروز، در سالروز امضای پیمان سعدآباد، بازخوانی این تجربه تاریخی یادآور آن است که سیاست خارجی موفق نیازمند توازن میان همکاری منطقه‌ای و حفظ منافع ملی است. پیمان‌هایی که بیش از آنکه بر نیاز‌های واقعی ملت‌ها متکی باشند، در چارچوب رقابت قدرت‌های بزرگ شکل بگیرند، در بزنگاه‌های تاریخی معمولاً از تحقق اهداف اعلامی خود بازمی‌مانند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *