×

با گذشت ۱۲ روز از امضای تفاهم‌نامه اولیه، نشانه‌های کارشکنی در جبهه غربی-صهیونیستی نمایان شده و ایران باید با ابزارهای اقتدار ملی، این چالش‌ها را مدیریت کند.

به گزارش عصر دنا، با گذشت ۱۲ روز از امضای تفاهم‌نامه اولیه، نشانه‌های آشکاری از کارشکنی و وقت‌کشی در جبهه غربی-صهیونیستی به چشم می‌خورد. بند‌های اصلی پیش‌شرط آغاز گفت‌و‌گو‌های توافق نهایی، کماکان روی کاغذ مانده‌اند و دشمن صهیونیستی با حمایت واشنگتن، استراتژی «خرید زمان» را پیش گرفته است. بررسی روند تحولات نشان می‌دهد که بدون فعال‌سازی ابزار‌های اقتدار ملی و منطقه‌ای ایران، این تفاهم‌نامه می‌تواند به ضد خود تبدیل شود. این یادداشت در ۱۱ بند، ابعاد راهبردی این وضعیت و راهکار‌های پیش‌روی تهران را تحلیل می‌کند.

۱. بند اول تفاهم؛ گروگانِ استمرار اشغالگری و تهدید
بر اساس بند یکم تفاهم‌نامه، عملیات نظامی در تمامی جبهه‌ها باید متوقف شده و تمامیت ارضی لبنان محقق می‌شد. با این حال، نه تنها هیچ نشانه‌ای از عقب‌نشینی رژیم صهیونیستی از مناطق اشغالی لبنان دیده نمی‌شود، بلکه اظهارات مقامات این رژیم دال بر اصرار بر اشغال طولانی‌مدت است. علاوه بر این، بند اول بر عدم به‌کارگیری زور یا تهدید صراحت دارد؛ اما استمرار ادبیات تهدیدآمیز مقامات آمریکایی و تجاوزات هوایی هفته گذشته به مناطقی از کشورمان، نقض آشکار این تعهد است.

۲. باشگاه ابرقدرت‌های منطقه‌ای؛ تولد نقش جدید ایران در لبنان
تشکیل «کمیته تنش‌زدایی در لبنان» فراتر از یک سازوکار دیپلماتیک، یک نقطه عطف راهبردی است. سال‌هاست کشور‌های عربی با ابزار اقتصادی و غرب با قدرت نظامی و سیاسی در لبنان جای پا ایجاد کرده‌اند. این بار، اما ایران، به عنوان مابه ازای پیروزی راهبردی خود در «جنگ تحمیلی سوم»، رسماً و پیش چشم جهانیان به عنوان یک بازیگر اصلی و فرامرزی وارد معادله لبنان شده که گویای ورود تهران به باشگاه ابرقدرت‌های منطقه‌ای است.

۳. آسیب‌شناسی دیپلماسیِ منهای قدرت
ایفای نقش مقتدرانه در این کمیته تنها با تکیه بر اقتدار راهبردی ممکن است. فلسفه وجودی حضور ایران، دفاع از حقوق و به کرسی نشاندن اهداف جبهه مقاومت است. اگر این عضویت با ابزار‌های قدرت ملی پشتیبانی نشود، حضور در کمیته تنش‌زدایی نه تنها بی‌فایده خواهد بود، بلکه ممکن است در تله دشمن، به ابزاری برای فشار بر مقاومت جهت پذیرش شروط تحمیلی (این بار از زبان متحدش ایران) تبدیل شود.

۴. تله محاسباتی دشمن؛ پشت‌پرده چراغ سبز ترامپ به تمدید مهلت
طولانی شدن روند اجرای بند‌های پیش‌شرط، شاید برای ایران منافع کوتاه‌مدتی نظیر کسب حدود ۲۵ میلیارد دلار درآمد نفتی و بازسازی ذخایر اساسی داشته باشد، اما برای دشمن یک «راه تنفس حیاتی» است. بی‌تفاوتی دشمن در اجرای شروط و حتی اعلام آمادگی ترامپ برای تمدید مهلت ۶۰ روزه تفاهم، کاملاً تردیدبرانگیز است. دستگاه محاسباتی دشمن به این نتیجه رسیده که منافع زمان بخر، بازسازی توان نظامی، عبور از گردنه‌های سیاسی داخلی (همچون انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره) و رویداد‌های بین‌المللی (جام جهانی فوتبال)، بسیار بیشتر از منافع مالی ایران است تا خود را برای دور جدید و شدیدتری از جنگ آماده کند؛ لذا تغییر این محاسبات برای ایران فوریت دارد.

۵. اهرم دوجانبه تهران: تثبیت حاکمیت بر هرمز و معامله لبنان
در حال حاضر اولویت اساسی و دوجانبه ایران باید بر دو محور متمرکز شود:
اول: تثبیت حاکمیت دائمی، موثر و قاطع بر «تنگه هرمز».
دوم: تحمیل این معادله به واشنگتن که «آمریکا یا باید اسرائیل را وادار به پایان تجاوز و اشغال در لبنان کند، یا رویای نشستن بر سر میز مذاکرات توافق نهایی (هسته‌ای و تحریم) با ایران را به گور ببرد».

۶. ابزار‌های فشار ایران؛ از خروج از NPT تا سیاست «تعلل در برابر تعلل»
پاسخ قاطع نظامی ایران به رژیم صهیونیستی پس از حمله به ضاحیه ثابت کرد که تنها راه تثبیت دستاورد‌های جنگ اخیر، اقدام قاطع نظامی و به‌کارگیری اهرم‌های راهبردی است. ایران ابزار‌های متعددی برای تغییر محاسبات دشمن دارد:
۱. تعیین ضرب‌الاجل‌های سخت‌گیرانه برای آغاز فرآیند خروج از NPT.
۲. مشروط کردن تعهدات خود به اقدام متقابل دقیق طرف مقابل.
۳. اجرای سیاست «تعلل در برابر تعلل»؛ به این معنا که تا زمان عدم عقب‌نشینی رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان، ایران نیز عبور و مرور کشتی‌ها در تنگه هرمز را متوقف یا به شدت محدود خواهد کرد.

نتیجه‌گیری
مسئله عقب‌نشینی صهیونیست‌ها از جنوب لبنان، صرفاً یک موضوع لبنانی نیست؛ بلکه معیار و شاخصی از وزن‌کشی راهبردی میان ایران و آمریکا در نظم جدید منطقه است. توانایی یا عدم توانایی ایران در مجبور کردن اسرائیل به عقب‌نشینی، عیار اقتدار و پیروزی راهبردی تهران را مشخص خواهد کرد. دیپلماسی بدون ابزار قدرت در برابر دشمن تعهدناپذیر، محکوم به شکست است و امروز میدانِ تنگه هرمز، پشتیبان اصلی دیپلماسی لبنان در بیروت و نیویورک است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *