بررسیهای اخیر نشان میدهد که نسبت پول به شبهپول در اقتصاد ایران در حال افزایش است و این امر نشاندهنده کاهش تمایل به سپردهگذاری بلندمدت است.
به گزارش عصر دنا، آمارهای بانک مرکزی در کمتر از یک دهه اخیر نشان میدهد که نسبت پول به شبهپول روندی افزایشی داشته و همزمان نسبت نقدینگی به شاخص قیمتها کاهش یافته است.
این تحولات بیانگر افزایش درجه پول داغ در اقتصاد و کاهش تمایل به سپردهگذاری بلندمدت است؛ بهگونهایکه نقدینگی بیش از گذشته در قالب داراییهای نقدشونده نگهداری میشود.
اگرچه رشد نقدینگی یکی از مهمترین عوامل شکلگیری و تداوم تورم به شمار میرود، اما بررسی دقیقتر تحولات پولی نشان میدهد که در سالهای اخیر، رابطه میان این دو متغیر در اقتصاد ایران به سادگی قابل تبیین نیست. به عبارت دیگر، همه تورم تجربهشده را نمیتوان تنها با افزایش حجم نقدینگی توضیح داد و برای درک کاملتر تحولات قیمتی باید به متغیر دیگری به نام سرعت گردش پول نیز توجه کرد.
یکی از شواهد این موضوع، روند نزولی مانده حقیقی نقدینگی در سالهای اخیر است. کاهش این شاخص بیانگر آن است که سطح عمومی قیمتها با سرعتی بیش از رشد نقدینگی افزایش یافته و در نتیجه، قدرت خرید نقدینگی موجود در اختیار خانوارها و بنگاهها کاهش یافته است. چنین وضعیتی به معنای کاهش تمایل فعالان اقتصادی به نگهداری داراییهای ریالی است.
در شرایط تورمی، نگهداری پول به دلیل کاهش مستمر قدرت خرید، هزینه فرصت بالایی پیدا میکند. بنابراین خانوارها و بنگاهها تلاش میکنند منابع نقد خود را هرچه سریعتر به کالا، ارز، طلا، مسکن یا سایر داراییهایی تبدیل کنند که بتواند ارزش ثروتشان را حفظ کند. در چنین شرایطی، پول کمتر به عنوان ابزار نگهداری ارزش عمل میکند و بیشتر به وسیلهای موقت برای انجام مبادلات تبدیل میشود.
از نظر اقتصاددانان، با افزایش انتظارات تورمی، تقاضای حقیقی برای نگهداری پول کاهش مییابد. افراد در محیطهای تورمی، دوره نگهداری پول را کوتاهتر میکنند و با فاصلههای زمانی کمتری موجودی نقد خود را به کالا یا داراییهای واقعی تبدیل میکنند. نتیجه این رفتار آن است که سرعت گردش پول افزایش یافته و هر واحد رشد نقدینگی، فشار تورمی بیشتری نسبت به گذشته ایجاد میکند.
زمانی که مردم پول خود را به سرعت به کالا و دارایی تبدیل میکنند، افزایش عرضه پول نهتنها این روند را متوقف نمیکند، بلکه در صورت تشدید انتظارات تورمی، میتواند به افزایش بیشتر قیمتها و در نهایت کاهش بیشتر مانده حقیقی نقدینگی منجر شود.
در شرایط باثبات، بخش عمده نقدینگی در قالب سپردههای مدتدار یا همان شبهپول نگهداری میشود؛ زیرا افراد انگیزهای برای برداشت سریع منابع خود ندارند. اما با افزایش انتظارات تورمی، افراد ترجیح میدهند که داراییهای نقدشونده بیشتری داشته باشند.
بنابراین، سپردههای مدتدار به تدریج به پول تبدیل میشوند تا امکان خرید سریع کالا، ارز یا سایر داراییها فراهم باشد. در نتیجه، سهم پول از کل نقدینگی افزایش مییابد.
نسبت پول به شبهپول که در ابتدای سال ۱۳۹۵ حدود ۱۴ درصد بود، با رشد نزدیک به دو و نیم برابری، در ابتدای سال جاری به حدود ۳۴ درصد رسیده است. این تغییر نشان میدهد فعالان اقتصادی افق تصمیمگیری کوتاهتری پیدا کردهاند و تمایل بیشتری به نگهداری داراییهای کاملا نقدشونده دارند. از این منظر، تورم ماههای اخیر را نمیتوان صرفا حاصل رشد حجم نقدینگی دانست؛ بلکه افزایش سرعت تبدیل شبهپول به پول و سپس تبدیل پول به کالا و سایر داراییها نیز نقش مهمی در تشدید فشارهای تورمی ایفا کرده است.
در آمارهای پولی ایران، نقدینگی از دو بخش تشکیل میشود: پول و شبهپول. پول شامل اسکناس، مسکوک و سپردههای دیداری است که امکان خرج شدن فوری دارند، در حالی که مهمترین جزء شبهپول، سپردههای مدتدار بانکی است. بنابراین، پول را میتوان «نقدینگی آماده خرج شدن» و شبهپول را «نقدینگی در حال پسانداز» دانست. هرچه سهم پول از نقدینگی بیشتر شود، یعنی بخش بیشتری از نقدینگی آماده گردش در بازارهاست.
بررسی دادهها نشان میدهد در دوره قبل از سال ۱۳۹۹، نسبت پول به شبهپول نسبتا پایین بود، زیرا تورم تا حدی قابل پیشبینی بود و سود بانکی بخش مهمی از کاهش ارزش پول را جبران میکرد. اما از اواخر دهه ۱۳۹۰، با شتاب گرفتن رشد قیمتها، نرخ سود حقیقی منفی شد و سپردهگذاری جذابیت خود را از دست داد. در چنین شرایطی، افراد به جای نگهداری پول در سپردههای مدتدار، آن را به حسابهای دیداری منتقل کردند تا در فرصت مناسب داراییهایی مانند ارز، طلا، خودرو، مسکن و سهام خریداری کنند.
از نگاه اقتصاددانان، یکی از ابزارهای بانک مرکزی برای کنترل تورم، تنظیم نرخ سود بانکی است. افزایش نرخ سود میتواند سرمایهگذاران را به سپردهگذاری بلندمدت تشویق کرده و باعث تبدیل پول به شبهپول شود؛ اتفاقی که سرعت گردش پول و تقاضای سفتهبازی را کاهش میدهد.
نرخ سود بانکی در اواخر سال ۱۴۰۱ افزایش یافت و همزمان نسبت پول به شبهپول تا حدی کاهش پیدا کرد، اما این اثر پایدار نبود. پس از چند ماه، با منفی شدن دوباره نرخ سود حقیقی، نسبت پول به شبهپول بار دیگر روندی صعودی گرفت. در نتیجه، تصمیم افراد برای سپردهگذاری صرفا تابع نرخ سود نیست؛ بلکه بیش از آن، به انتظارات آنها از آینده اقتصاد و تورم بستگی دارد.


دیدگاهتان را بنویسید