ادبیات اسارت، تلخی رنج را با شیرینی امید درهم میآمیزد
به گزارش خبرنگار مهر، آیین رونمایی کتاب «جنگ در الرشید» و «صنم» با حضور راوی و نویسنده آثار، وحید یامینپور و فاطمه بهبودی منتقد ادبی و ساسان ناطق، روز سهشنبه ۹تیر ماه۱۴۰۵ در سالن صفارزاده حوزه هنری انقلاب اسلامی ایران برگزار شد. ساسان ناطق در آیین رونمایی از کتابهای «جنگ در الرشید» و «صنم» با […]
به گزارش خبرنگار مهر، آیین رونمایی کتاب «جنگ در الرشید» و «صنم» با حضور راوی و نویسنده آثار، وحید یامینپور و فاطمه بهبودی منتقد ادبی و ساسان ناطق، روز سهشنبه ۹تیر ماه۱۴۰۵ در سالن صفارزاده حوزه هنری انقلاب اسلامی ایران برگزار شد.
ساسان ناطق در آیین رونمایی از کتابهای «جنگ در الرشید» و «صنم» با اشاره به فعالیتهای دفتر هنر و ادبیات اسارت حوزه هنری انقلاب اسلامی گفت: دفتر هنر و ادبیات اسارت، با وجود آنکه حدود چهار سال از آغاز فعالیتش میگذرد، همچنان دفتری جوان است. در این مدت تنها هفت عنوان کتاب منتشر شده و هنوز بخش بزرگی از مستندات و خاطرات آزادگان سرافراز کشور ثبت و منتشر نشده است.
وی افزود: باید بیش از گذشته به ثبت این خاطرات و الگوسازی از تجربه آزادگان توجه کنیم تا آثار بیشتری در اختیار مخاطبان قرار گیرد. باور ما این است که آزادگان، تجربه زیستی بسیار ارزشمندی دارند و این تجربهها باید در قالب کتاب و روایت مکتوب به نسلهای آینده منتقل شود.
ناطق ادامه داد: در دفتر هنر و ادبیات اسارت تلاش کردهایم سکوت سالهای اسارت را به کلمه تبدیل کنیم؛ کلماتی که در قالب کتاب، به زبان خود آزادگان روایت میشود و میتواند شکوه ایستادگی، مقاومت و پایداری آنان را به مخاطب ایرانی نشان دهد.
وی با اشاره به کتاب «جنگ در الرشید» اظهار کرد: نویسنده و راوی این اثر از استان فارس هستند و این موضوع نشان میدهد که ثبت خاطرات آزادگان نباید محدود به تهران باشد. حضور راویان و نویسندگان از سراسر کشور میتواند به غنای ادبیات اسارت کمک کند.
ناطق در پایان با اشاره به خاطرات دوران خدمت سربازی خود در شیراز گفت: من دوران سربازیام را در شیراز گذراندم و همواره خاطرات خوبی از آن شهر در ذهن دارم. امروز نیز خوشحالم که راوی کتاب «جنگ در الرشید»، آقای حسنشاهی، از استان فارس در این مراسم حضور دارند و امیدوارم روایتهای ارزشمند آنان بیش از پیش در اختیار مخاطبان قرار گیرد.
اسارت ادامه جنگ است
محمدحسن شاهی، آزاده و راوی کتاب «جنگ در الرشید»، در آیین رونمایی از این اثر با اشاره به تجربه سالهای اسارت گفت: سالهای اسارت، سرشار از سختی، مقاومت و درسهای ماندگار بود. ما در آن دوران آموختیم که جنگ با اسارت پایان نمییابد، بلکه تنها شکل آن تغییر میکند و در آن شرایط، مهمترین سلاح اسیر، ایمان و استقامت است.
وی با بیان اینکه اسارت از همان لحظه اسیر شدن آغاز میشود، افزود: دوران بازجویی، زندان و اردوگاه، هر کدام شرایط و دشواریهای خاص خود را داشت. با وجود محدودیتها، تلاش میکردیم ارتباط خود را با ایران و خانوادهها حفظ کنیم. در اردوگاه، برخی از آزادگان برای خانواده سایر اسرا نیز نامه مینوشتند و از سلامت آنها خبر میدادند تا نگرانی خانوادهها کمتر شود.
شاهی ادامه داد: اسارت تنها سختی و شکنجه نبود؛ در کنار همه تلخیها، لحظات شیرین، شعر، ادبیات، دعا و مراسم مذهبی نیز وجود داشت. در اردوگاه، مراسم ماه شعبان، شبهای قدر و دیگر مناسبتهای مذهبی را با امکانات محدود برگزار میکردیم و همین برنامهها روحیه اسرا را حفظ میکرد.
این آزاده با اشاره به تلاش اسرا برای دسترسی به اخبار گفت: اخبار ایران برای ما اهمیت زیادی داشت. با وجود ممنوعیتها، رادیویی را در اختیار داشتیم و اخبار را بهصورت مخفیانه میان اسرا منتقل میکردیم. پس از شنیدن اخبار، یادداشتها را از بین میبردیم تا اثری از آن باقی نماند.
وی همچنین به ابتکار اسرا برای تأمین برق رادیو اشاره کرد و افزود: زمانی که باتری رادیو از کار افتاد، جمعی از اسرا با استفاده از امکانات بسیار محدود و ابتکار عمل، راهی برای تأمین انرژی آن پیدا کردند و تا پایان دوران اسارت توانستند از همان روش برای استفاده از رادیو بهره ببرند.
شاهی در پایان تأکید کرد: خاطرات دوران اسارت بسیار گسترده و ناگفته است و انتشار آثاری مانند «جنگ در الرشید» میتواند بخشی از این تجربهها را برای نسلهای آینده ثبت و ماندگار کند.
امیدوارم نسلهای آینده جنگ را فقط در کتابها بخوانند
نبیالله کهن، نویسنده کتاب «جنگ در الرشید»، در آیین رونمایی از این اثر گفت: پیش از هر چیز از همه عزیزانی که در این جلسه حضور پیدا کردند تشکر میکنم. حضور شما باعث دلگرمی و خوشحالی ما شد. همچنین لازم میدانم از آقای ساسان ناطق تشکر ویژهای داشته باشم که در طول مراحل آمادهسازی این کتاب همراه و پشتیبان ما بودند تا سرانجام این اثر به چاپ رسید.
وی درباره شکلگیری کتاب «جنگ در الرشید» توضیح داد: چند سال پیش در دفتر جانشین یکی از پادگانها مشغول فعالیت بودم. ایشان میدانستند که به نوشتن علاقه دارم و به من پیشنهاد کردند برای همکاری با بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس مراجعه کنم. در آنجا مسئولیت تدوین مدخل برخی از شهدای نیروی زمینی ارتش، بهویژه شهدای مرکز شیراز، به من سپرده شد.
کهن ادامه داد: هنگام جمعآوری اطلاعات یکی از شهدا، با یکی از همدورهایهای او گفتوگو کردم. ایشان در خلال روایت خاطرات، از محمدحسن شاهی نیز یاد کردند و گفتند که خاطرات اسارت ایشان شنیدنی و ارزشمند است. همانجا تصمیم گرفتم با ایشان ارتباط بگیرم و درباره ثبت خاطراتشان صحبت کنم.
وی افزود: بسیاری از آزادگان به دلیل سالها اسارت و فشارهای روحی ناشی از جنگ، تمایل چندانی به بازگو کردن خاطرات خود ندارند. طبیعی هم هست؛ چرا که تجربههای سخت جنگ و اسارت گاه موجب آسیبهای روحی مانند استرس پس از سانحه میشود. با این حال، آقای شاهی با بزرگواری دعوت ما را پذیرفتند.
نویسنده «جنگ در الرشید» گفت: چون ایشان در شیراز ساکن بودند، قرار گذاشتیم عصرها در یکی از ساختمانهای پادگان دور هم بنشینیم. فضای آن محل، میان درختان و محیطی آرام و دلنشین بود. گاهی تا ساعت پنج، شش و حتی هفت عصر به گفتوگو مینشستیم و خاطرات ایشان را ثبت و ضبط میکردیم. در مجموع، بیش از ۴۰ جلسه با ایشان گفتوگو داشتیم تا روایتها کامل شد.
وی درباره انگیزه خود از نگارش این کتاب اظهار کرد: من از ابتدا به پژوهش و نوشتن علاقه داشتم و ثبت تجربههای رزمندگان و آزادگان برایم یک انگیزه درونی بود. به اعتقاد من، انگیزه درونی قویترین عامل برای ادامه دادن یک مسیر است.
کهن ادامه داد: در ابتدا تصمیم داشتم این کتاب را به یکی از ناشران بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس بسپارم، اما بعدها با آقای ساسان ناطق آشنا شدم. در طول تدوین کتاب، ساعتهای زیادی به صورت تلفنی با ایشان گفتوگو کردیم؛ گاهی هر تماس بیش از ۴۵ دقیقه یا حتی یک ساعت طول میکشید. ایشان نکات ارزشمندی درباره ساختار و محتوای اثر مطرح میکردند و من نیز تلاش میکردم آنها را در کتاب اعمال کنم تا اثر به شکل کنونی برسد.
وی با اشاره به اهمیت ثبت خاطرات آزادگان گفت: انتشار کتاب، در واقع تبدیل تجربهها و دانش نهفته یک انسان به دانشی مکتوب و ماندگار است؛ دانشی که میتواند به نسلهای آینده منتقل شود. این کتاب تنها روایت یک اسیر نیست، بلکه بخشی از تاریخ و تجربه ملت ایران را ثبت میکند.
کهن در ادامه ابراز امیدواری کرد: آرزو دارم روزی برسد که جنگ از زندگی بشر رخت بربندد و انسانها جنگ را فقط در کتابهای تاریخ بخوانند. البته همانطور که برخی اندیشمندان نیز گفتهاند، اگر انسان نتواند خصلت پرخاشگری را کنترل کند، زمینه بروز خشونت و جنگ همچنان وجود خواهد داشت. امیدوارم جهان به سمتی برود که دیگر شاهد چنین حوادثی نباشیم.
وی در پایان خطاب به مخاطبان گفت: از همه عزیزانی که این کتاب را مطالعه میکنند خواهش میکنم اگر نقد یا نظری درباره «جنگ در الرشید» دارند، آن را با من در میان بگذارند. یقین دارم هدف از نقد، کمک به رشد و ارتقای نویسنده است و من با کمال میل از همه دیدگاهها استقبال میکنم.
کهن در پایان بار دیگر از حاضران، دستاندرکاران برگزاری مراسم و ساسان ناطق برای حمایت از انتشار این اثر قدردانی کرد.
اراده و ایمان راوی، روایت اسارت را ماندگار کرد
ابراهیم امیدی، نویسنده کتاب «صنم» در این مراسم گفت: آقای تدین با وجود سختیهای بازگویی خاطرات دوران اسارت، با اراده و ایمانی مثالزدنی پذیرفتند که روایت خود را ثبت کنند. برای نگارش این کتاب، حدود ۱۵ تا ۱۶ ساعت با ایشان گفتوگو داشتیم و در این جلسات، خاطرات ارزشمند و جزئیات بسیاری از دوران اسارت ثبت شد. خوشبختانه حافظه ایشان در مرور وقایع بسیار دقیق بود و همین موضوع به روند نگارش کتاب کمک زیادی کرد.
وی افزود: در مسیر تدوین این اثر، دوستان بسیاری همراه ما بودند و با دقت و سختگیری، روند آمادهسازی کتاب را دنبال کردند. از همه کسانی که در شکلگیری و انتشار این اثر نقش داشتند، بهویژه همکاران دفتر هنر و ادبیات اسارت، صمیمانه قدردانی میکنم و امیدوارم ثبت و انتشار خاطرات آزادگان همچنان با جدیت ادامه پیدا کند.
شرایط اسارت با زندان عادی قابل مقایسه نبود
سید محمدرضا تدین، راوی کتاب «صنم»، در این مراسم گفت: تا زمانی که وارد خاک ایران نشدیم، خانوادهها از زنده بودن یا نبودن بسیاری از ما اطلاعی نداشتند. برخی از آزادگان از طریق رادیو با خانوادههایشان ارتباط گرفته بودند، اما من هیچ خبری از خانوادهام نداشتم. وقتی به اسلامآباد غرب رسیدیم، از مسئول آنجا خواهش کردم که فقط به خانوادهام اطلاع بدهد زندهام و به کشور بازگشتهام. ایشان هم لطف کردند و خبر دادند که من برگشتهام و فقط از خانواده خواستند به دنبال من نگردند، چون خودم به خانه خواهم رفت.
وی ادامه داد: زمانی که اسیر شدم، سه فرزند داشتم؛ یک پسر دو ساله، یک دختر و یک پسر که در سن مدرسه بود. با وجود اینکه امکان عقبنشینی و بازگشت داشتم، به دلیل مجروح شدن دو نفر از همرزمانم نماندم و آنها را تنها نگذاشتم. آنها دوستانم بودند و نمیتوانستم رهایشان کنم.
تدین با اشاره به شرایط دشوار اسارت گفت: در اردوگاه، بیماری میان اسرا شیوع پیدا کرده بود و تعداد زیادی از بچهها بیمار بودند. امکانات درمانی بسیار محدود بود، اما با تلاش یکی از پزشکان که از نیروهای بسیجی و از عشایر بود، درمانگاهی راهاندازی شد تا بتوانیم بخشی از مشکلات را مدیریت کنیم.
وی افزود: غذا بسیار اندک بود؛ سهم هر نفر گاهی از نصف لیوان هم کمتر میشد و آب نیز به سختی پیدا میشد. شرایط اسارت در زندانهای عراق با زندانی که در کشور خودش دوران محکومیت را میگذراند، قابل مقایسه نبود. ما در اختیار استخبارات عراق بودیم و حتی از ابتداییترین امکانات مانند آب کافی و آب گرم هم محروم بودیم.
خانوادههای اسرا رنجی کمتر از خود اسیران نکشیدند
داوود حسینپور، از آزادگان دوران دفاع مقدس، در آیین رونمایی از کتاب «جنگ در الرشید» با تسلیت ایام محرم و گرامیداشت شهدای اخیر گفت: امروز فضای این مراسم با نشستهای طنزی که پیشتر درباره خاطرات اسارت برگزار میشد متفاوت است و در فضایی جدی گرد هم آمدهایم. امیدوارم بتوانیم حق مطلب را درباره اسارت و آزادگان ادا کنیم.
وی با تأکید بر اهمیت پرداختن به اسرا در آثار مرتبط با دفاع مقدس اظهار کرد: به اعتقاد من، هر نویسندهای که درباره جنگ تحمیلی مینویسد، اگر در اثر خود به اسرا و آزادگان نپردازد، کتابش کامل نیست. جنگ بدون روایت اسارت، بخش مهمی از واقعیت خود را از دست میدهد. من در سالهای پس از آزادی، آثار بسیاری از آزادگان را خواندهام؛ بهویژه خاطرات آزادگان دهساله و نوشتههایی که درباره مرحوم سیدعلیاکبر ابوترابی منتشر شده است، اما بسیاری از این آثار به دلیل کلیگویی و تکرار خاطرات مشترک، کمتر وارد جزئیات زندگی اسارت شدهاند.
حسینپور افزود: ویژگی مهم کتاب «جنگ در الرشید» این است که واقعیتها را با زبانی ساده، روان و صمیمی بیان کرده است. نویسنده همان لحن و بیان راوی را حفظ کرده و همین باعث میشود حتی نسل جوان و مخاطبانی که هیچ آشنایی با فضای اسارت ندارند، بتوانند به راحتی با کتاب ارتباط برقرار کنند. این سادگی و صداقت، یکی از مهمترین امتیازهای کتاب است.
وی ادامه داد: نکته ارزشمند دیگر این اثر، توجه به جایگاه مادران، همسران و خانوادههای اسراست. در بسیاری از کتابهای خاطرات اسارت، بیشتر از شکنجهها، بیماریها و سختیهای اردوگاهها گفته شده، اما کمتر به خانوادههایی پرداختهاند که سالها در بیخبری و انتظار زندگی کردند. من یک نفر اسیر بودم، اما بیش از صد نفر از اعضای خانوادهام چشمانتظار بودند؛ از پدر و مادر گرفته تا خواهر، برادر، عمو، دایی، خاله، خواهرزاده و برادرزاده. همه آنها سالها در بیخبری زندگی کردند و این رنج، کمتر از سختی اسارت نبود.
این آزاده با اشاره به بخشی از کتاب گفت: در کنار روایت بیماریها، شکنجهها و مشکلات اردوگاه، به سختیهایی که خانوادهها متحمل شدند نیز پرداخته شده و این موضوع، ارزش کتاب را دوچندان کرده است.
حسینپور با بیان اینکه آثار اسارت هنوز هم زندگی آزادگان را تحت تأثیر قرار میدهد، اظهار کرد: بسیاری از بیماریها و آسیبهایی که در دوران اسارت به وجود آمد، هنوز همراه آزادگان است. اگر آمار فوت آزادگان را بررسی کنیم، میبینیم طی سالهای اخیر تعداد زیادی از آنها در سنین پایین از دنیا رفتهاند. تنها در سال جاری نیز تعدادی از آزادگان پیش از رسیدن به ۶۵ سالگی فوت کردهاند. این مسئله نشان میدهد عوارض اسارت همچنان ادامه دارد.
وی سپس به نقش ارتش در آغاز جنگ اشاره کرد و گفت: از ویژگیهای دیگر این کتاب، پرداختن به نقش نیروهای ارتش است. در مهر ۱۳۵۹، زمانی که هنوز نیروهای مردمی به شکل گسترده وارد جبههها نشده بودند، نیروهای ارتش و ژاندارمری در خطوط مقدم حضور داشتند و بیشترین آسیبها، محاصرهها و اسارتها نیز متوجه همین نیروها بود. بسیاری از آنان در همان روزهای نخست جنگ به اسارت درآمدند و این بخش از تاریخ باید بیشتر روایت شود.
این آزاده دوران دفاع مقدس با اشاره به تجربه شخصی خود افزود: من از سال ۱۳۶۵ و عملیات کربلای ۵ در جبهه حضور داشتم و پس از آن به اسارت درآمدم. امروز هم معتقدم اگر نظم و فرماندهی ارتش نبود، شاید بسیاری از ما زنده نمیماندیم. خود من زنده بودنم را مدیون فرماندهای هستم که با انضباط و مدیریت صحیح نیروها را هدایت میکرد.
حسینپور در ادامه با بیان خاطرهای از بازگشت به کشور گفت: روزی که آزاد شدم و به ایران بازگشتم، اولین کسی که دیدم پدرم بود. وقتی او را دیدم، از سفیدی موها و پیری چهرهاش تعجب کردم. از او پرسیدم چرا اینقدر پیر شدهای؟ آن روز تازه فهمیدم پدران، مادران، همسران و فرزندان اسرا در سالهای اسارت، رنجی کمتر از خود اسرا نکشیدهاند؛ بلکه در بسیاری از موارد، سختی آنان بیشتر بوده است.
وی همچنین به خاطرهای از مادرش اشاره کرد و گفت: مادرم تعریف میکرد که برای پیدا کردن نشانی از من، هر جا خبری از اسرا پخش میشد، آن را دنبال میکرد. یک بار به او گفته بودند که فرزندت در زندان ابوغریب است. آنها از این موضوع اطلاع داشتند، اما من که خودم اسیر بودم، حتی نام آن زندان را نشنیده بودم. در آن دوران، نام پادگان الرشید نیز برای اسرا مترادف با بازجوییهای سخت و شرایط دشوار بود و همه از انتقال به آنجا هراس داشتند.
وی افزود: ما حتی امکانات درمانی اولیه هم نداشتیم. در اردوگاه، یکی از اسرا که دوره بهیاری دیده بود، مسئول رسیدگی به بیماران شد و با امکانات بسیار محدود تلاش میکرد به مجروحان کمک کند، اما در همان شرایط یکی از دوستانمان پس از تزریق آمپول جان خود را از دست داد. این واقعیتها بخشی از سختیهای اسارت است که در کتاب نیز به آنها پرداخته شده است.
حسینپور در پایان با قدردانی از راوی و نویسنده کتاب «جنگ در الرشید» گفت: این کتاب علاوه بر روایت دقیق اسارت، به نقش مادران، همسران و خانوادههای آزادگان نیز توجه کرده و امیدوارم نویسندگان دیگر نیز بیش از گذشته به این بخش مهم از تاریخ دفاع مقدس بپردازند. از راوی و نویسنده کتاب برای ثبت این خاطرات ارزشمند صمیمانه تشکر میکنم و برای همه حاضران آرزوی سلامتی دارم.
خاطرات اسارت نیازی به اغراق ندارد
جواد خواجویی، از آزادگان دوران دفاع مقدس، در آیین رونمایی از کتابهای «جنگ در الرشید» و «صنم» با قدردانی از دفتر هنر و ادبیات اسارت حوزه هنری گفت: از برگزارکنندگان این برنامه و بهویژه دفتر هنر و ادبیات اسارت تشکر میکنم که اجازه دادند آثار و خاطرات آزادگان با دقت و بدون اغراق منتشر شود.
وی با اشاره به تفاوت این آثار با برخی روایتهای گذشته اظهار کرد: در سالهای گذشته بعضی نویسندگان، چون شناخت کافی از فضای اسارت نداشتند یا با آزادگان گفتوگوهای عمیقی انجام نداده بودند، تصور میکردند هرچه روایتها را اغراقآمیزتر کنند، اثر جذابتر میشود. همین نگاه باعث شد در برخی کتابها و فیلمها، صحنههایی خلق شود که با واقعیت اسارت فاصله زیادی داشت.
خواجویی با انتقاد از برخی آثار سینمایی درباره اسارت افزود: گاهی در فیلمها صحنههایی میبینیم که هیچ شباهتی به واقعیت ندارند؛ در حالی که آنچه بر اسرا گذشته، به اندازه کافی تلخ، پرحادثه و تأثیرگذار بوده و نیازی به بزرگنمایی ندارد.
این آزاده دفاع مقدس با اشاره به کتاب «صنم» گفت: یکی از نکاتی که برای من بسیار جالب بود، روایت خالکوبی نام همسر، فرزندان و مادر راوی روی دستش بود. اگر چنین موضوعی سالها قبل روایت میشد، شاید برخی آن را باور نمیکردند یا به آن شاخوبرگ اضافه میکردند، اما در این کتاب همانگونه که رخ داده، صادقانه روایت شده است.
وی ادامه داد: راوی هنگام اسارت سه فرزند داشته است. امروز که خودم پدر هستم و این کتاب را خواندم، بهتر میتوانم درک کنم که دوری از همسر و سه فرزند در سالهای اسارت چه رنج بزرگی بوده است.
خواجویی ضمن قدردانی از راویان و نویسندگان این آثار گفت: به آقای تدین، آقای حسن شاهی، آقای امیدی، تبریک میگویم و امیدوارم این مسیر ادامه پیدا کند و خاطرات بیشتری از آزادگان ثبت و منتشر شود.
وی با تأکید بر اینکه این آثار بر پایه تجربه واقعی شکل گرفتهاند، اظهار کرد: این کتابها داستان یا خیالپردازی نیستند؛ روایت واقعیتهایی هستند که نویسندگان و راویان آنها را با تمام وجود لمس کردهاند. بهویژه کتاب «صنم» ظرفیت تبدیل شدن به یک فیلم سینمایی را دارد، زیرا هر صفحه آن یک فیلمنامه آماده است.
این آزاده در پایان گفت: ای کاش به جای ساخت آثاری که با واقعیت فاصله دارند، چنین کتابهایی مبنای تولید فیلم و سریال قرار بگیرند. امروز کتابهای ارزشمند بسیاری درباره اسارت منتشر شده، اما هنوز آنگونه که شایسته است به مخاطبان معرفی نشدهاند. امیدوارم دفتر هنر و ادبیات اسارت همچنان با همین دقت و حساسیت، انتشار خاطرات واقعی آزادگان را ادامه دهد.
روایتهای آزادگان باید بیش از پیش خوانده شوند
وحید یامینپور، منتقد ادبی، در آیین رونمایی از کتابهای «جنگ در الرشید» و «صنم» با اشاره به علاقه شخصی خود به ادبیات اسارت گفت: من از جمله مخاطبانی هستم که تنها به خواندن کتاب اکتفا نمیکنم، بلکه تلاش میکنم با شخصیتهای آثار زندگی کنم. بارها پس از مطالعه کتابهایی مانند «نورالدین پسر ایران» یا «کوچه نقاشها»، نویسندگان یا راویان آنها را پیدا کردهام و با آنها گفتوگو کردهام، زیرا معتقدم ارتباط با شخصیتهای واقعی این آثار، فهم عمیقتری از روایتها به مخاطب میدهد.
وی افزود: ادبیات آزادگان و اسارت برای من همواره جذاب بوده است، زیرا از کودکی با این فضا زندگی کردهام. یکی از داییهای من از آزادگان جنگ بود و خودم نیز در مدرسهای تحصیل میکردم که فرزندان شهدا و آزادگان در آن حضور داشتند. بعدها نیز با خانواده یکی از آزادگان وصلت کردم و همین موضوع باعث شد خاطرات اسارت برای من تنها روایتهای مکتوب نباشد، بلکه بخشی از تجربه زیسته خانوادهام باشد. هنوز نامههایی را که در سال ۱۳۶۷ برای دایی خودم با دستخط کودکانه خود نوشتهام، نگه داشتهام.
یامینپور ادامه داد: پدر همسرم از آزادگان اردوگاه موصل است و با وجود اینکه کمتر درباره دوران اسارت سخن میگوید، همین سکوت نیز برای من معنا دارد. هنگام مطالعه این دو کتاب، شباهتهای میان زندگی آزادگان در اسارت و زندگی خانوادههای آنان در ایران را بهخوبی احساس کردم. این پیوند میان دو سوی ماجرا، از مهمترین ظرفیتهای ادبیات اسارت است.
این منتقد ادبی با اشاره به کتاب «صنم» اظهار کرد: یکی از ویژگیهای مهم این اثر، پرداختن به زندگی خانوادگی راوی است. برخلاف بسیاری از روایتهای اسارت که مخاطب کمتر با زندگی شخصی راوی آشنا میشود، در این کتاب با خانواده، همسر و فضای زندگی شخصیت اصلی ارتباط برقرار میکنیم. همین رفتوآمد میان فضای اسارت و زندگی خانواده، روایت را برای مخاطب باورپذیرتر و تأثیرگذارتر کرده است. هرچند راوی کتاب «جنگ در الرشید» مجرد بوده و طبیعتاً این بخش از زندگی در آن کمتر دیده میشود، اما در «صنم» این وجه به شکل پررنگی حضور دارد.
وی با تأکید بر جایگاه ادبیات آزادگان گفت: امروز این حوزه به بلوغ قابل توجهی رسیده و آثار ارزشمندی در آن تولید شده است. به اعتقاد من، ادبیات اسارت سنگبنای گونهای متفاوت از ادبیات پایداری است؛ ادبیاتی که نه صرفاً روایت حماسه است و نه فقط بیان رنج، بلکه آمیزهای از هر دو را در خود دارد.
یامینپور افزود: اگر بخواهیم این تجربه را با یک مثال توضیح دهیم، باید بگوییم همانگونه که از ترکیب دو ماده غذایی، طعمی تازه پدید میآید، ادبیات اسارت نیز از درهمآمیختن تلخی رنج و شیرینی امید، تجربهای جدید خلق میکند. اگر چنین آثاری وجود نداشت، شاید هرگز نمیتوانستیم معنای واقعی این ترکیب را درک کنیم. جذابیت اصلی این ادبیات نیز دقیقاً در همین همنشینی امید و رنج نهفته است؛ امیدی که مخاطب را تا پایان روایت با خود همراه میکند.
وی درباره دو کتاب رونماییشده نیز گفت: در هر دو اثر این ویژگی را احساس کردم. البته این کتابها بیشتر به روایت مستند و گزارشگونه نزدیک هستند و نویسندگان کمتر وارد لایههای ذهنی و احساسات درونی راوی شدهاند؛ شاید هم به دلیل فاصله زمانی طولانی از وقوع حوادث، چنین رویکردی انتخاب شده است. با این حال، همین روایتهای مستند نیز صحنههای بدیع و جذابی را پیش روی مخاطب قرار میدهند.
این منتقد ادبی ادامه داد: برای مثال، روایت شکلگیری یک بهداری در دل زندان، یا چگونگی اداره زندگی روزمره اسرا، از جمله صحنههایی است که ظرفیت بالایی برای جذب مخاطب دارد. همچنین بخشهایی که به روابط میان اسرا میپردازد، بسیار قابل توجه است؛ اینکه انسان سالها زیر یک سقف با افرادی زندگی کند که نه میتواند کاملاً به آنها اعتماد کند و نه میتواند از آنها فاصله بگیرد. این وضعیت، گاهی به اختلاف و گاهی به دوستی و همدلی میانجامد و همین پیچیدگیهای انسانی، روایت را جذابتر میکند.
یامینپور تصریح کرد: این ویژگیها، از مختصات ادبیات اسارت ایران است و کمتر میتوان نمونه مشابهی برای آن در روایتهای دیگر کشورها یا حتی خاطرات اسرای عراقی یافت. آنچه این آثار را متمایز میکند، حضور همزمان ایمان، امید، لطافت روحی و استقامت در دل سختترین شرایط است.
وی در پایان گفت: از مطالعه هر دو کتاب «جنگ در الرشید» و «صنم» لذت بردم و این آثار برای من یادآور بسیاری از خاطرات شخصی و خانوادگی بود. از نویسندگان این دو کتاب و راویانی که با حوصله تجربههای خود را در اختیار مخاطبان قرار دادهاند، قدردانی میکنم، زیرا این آثار سرمایهای ارزشمند برای ادبیات پایداری و ادبیات اسارت به شمار میروند.
نقش مادران و همسران در روایتهای دفاع مقدس باید پررنگتر شود
فاطمه بهبودی، منتقد ادبی، در آیین رونمایی از کتابهای «جنگ در الرشید» و «صنم» با اشاره به ویژگیهای روایت مستند در ادبیات پایداری گفت: نگاه من بیش از آنکه یک نگاه صرفاً منتقدانه باشد، مبتنی بر تجربه کار در حوزه روایت مستند است. روایتهای مستند معمولاً با در نظر گرفتن وجوه مختلف شخصیتی راوی نوشته میشوند و شیوه پرداخت به این ابعاد در مصاحبه و گفتوگو اهمیت زیادی دارد. روایت نباید تنها به بیان اتفاقات نظامی محدود شود، بلکه باید زندگی فرد، دغدغهها، دلمشغولیها، روابط خانوادگی و حتی جزئیات زندگی روزمره را نیز در بر بگیرد.
وی افزود: در روایتهای رسمی جنگ، معمولاً با آمار، ارقام، نقشهها، عملیاتها و شرح پیروزیها و شکستها مواجه هستیم، اما نویسنده خاطره از این فضای رسمی فاصله میگیرد و به سراغ خاطرات تلخ و شیرین و تجربه زیسته افراد میرود؛ همان بخشهایی که در روایتهای رسمی جایی ندارند. بسیاری از افرادی که جنگ را تجربه کردهاند، هنگام تعریف خاطراتشان میگویند: «شما نمیدانید آن لحظه چه بر ما گذشت.» دقیقاً همین بخشهاست که موضوع اصلی خاطرهنگاری است.
بهبودی با اشاره به نقش زنان در ادبیات دفاع مقدس اظهار کرد: در دهه ۹۰ آثار متعددی با روایت زنان منتشر شد؛ از زنانی که در پشت جبهه به آشپزی، شستوشوی لباس رزمندگان، بافتنی و پشتیبانی مشغول بودند تا امدادگران، پرستاران، خبرنگاران، عکاسان و حتی زنانی که بهعنوان رزمنده در جنگ حضور داشتند. با این حال، همچنان روایتهای جنگ بیشتر با صدای مردان شنیده میشود، در حالی که پشت سر هر رزمنده، مادری، همسری یا خواهری حضور داشته که با اشک و دعا او را بدرقه کرده است.
وی ادامه داد: روایت مادران شهدا نمونهای روشن از این استواری است. برای مثال، مادر شهیدان زینالدین که پیش از آن نیز فرزندی را در کودکی از دست داده بود، پس از شهادت مهدی و مجید زینالدین با وجود داغ سنگین، در حرم حضرت معصومه(س) سخنرانی محکمی ایراد کرد. همان روز بسیاری از رزمندگان لشکر علیبنابیطالب(ع) با لباس کفن آمده بودند و میگفتند دیگر به جبهه بازنخواهند گشت، اما سخنان کوتاه این مادر چنان اثرگذار بود که بسیاری از آنان از همانجا دوباره عازم جبهه شدند.
این منتقد ادبی با اشاره به نقش همسران شهدا گفت: همسران شهدا نیز نقش بسیار مهمی در مدیریت فضای خانواده و پشتیبانی از رزمندگان داشتند. به عنوان نمونه، همسر شهید اسماعیل جوانی پیش از اعزام همسرش به عملیات کربلای چهار، غذای مورد علاقه او را آماده کرد و با آرامش او را بدرقه کرد. این مدیریت و استحکام زنان در سالهای جنگ نباید در روایتها نادیده گرفته شود.
بهبودی درباره کتاب «صنم» اظهار کرد: به نظر من این کتاب توانسته صدای زنان را از خلال روایت راوی به مخاطب منتقل کند. نویسنده با استفاده از فلشبکها، پیوند راوی با مادر و همسرش را به تصویر کشیده و این موضوع به روایت عمق بیشتری داده است. به اعتقاد من، دو صحنه در این کتاب بسیار درخشان است؛ نخست، صحنهای که راوی پس از خروج از پادگان و در شرایطی آکنده از اضطراب با پیرزنی مواجه میشود و فضای نامعلوم اسارت را تجربه میکند، و دیگری صحنهای که خانوادههای مفقودان با عکس فرزندان و همسرانشان به دنبال خبری از عزیزان خود میگردند و راوی تلاش میکند اگر اطلاعی دارد به آنان منتقل کند و اگر خبری نیست، دستکم دلگرمشان کند.
وی درباره «جنگ در الرشید» نیز گفت: اگرچه راوی این کتاب مجرد بوده، اما تعلق خاطر او به مادرش در بخشهای مختلف کتاب به چشم میخورد. در ابتدای کتاب، هنگام اعزام، از نگرانی و گریه مادرش یاد میکند و پس از تحمل شکنجه نیز وقتی دختران اسیر را میبیند، بیش از درد جسمی خود، از وضعیت آنان متأثر میشود. همچنین در زمان آزادی، نخستین کسی که چشمش به دنبال او میگردد، مادرش است و این بخشها از تأثیرگذارترین قسمتهای کتاب محسوب میشود.
بهبودی در پایان گفت: به نظر من اگر در روند مصاحبهها، پرسشهای بیشتری درباره مادر، خانواده و روابط عاطفی راویان مطرح میشد، ظرفیتهای بیشتری برای روایت این بخش از زندگی آنان فراهم میشد. با این حال، همین میزان پرداخت نیز ارزشمند است و هر دو کتاب توانستهاند تصویری انسانی از زندگی آزادگان ارائه دهند و نشان دهند که ادبیات اسارت، تنها روایت رنج و مقاومت نیست، بلکه روایت خانواده، امید، انتظار و زندگی نیز هست.


دیدگاهتان را بنویسید