وداعی تلخ: مرگ، پایان داستان نیست
صبح یاسوج در سکوتی دلخراش آغاز شد؛ خانوادهای در بیمارستان نه به امید معجزه، بلکه برای وداع با مردی که سالها تکیهگاه زندگیشان بود، گرد هم آمده بودند. مرگ او نه تنها پایان زندگیاش، بلکه آغاز داستانی جدید برای بازماندگانش خواهد بود.
صبح یاسوج در سکوتی دلخراش آغاز شد؛ خانوادهای در بیمارستان نه به امید معجزه، بلکه برای وداع با مردی که سالها تکیهگاه زندگیشان بود، گرد هم آمده بودند. مرگ او نه تنها پایان زندگیاش، بلکه آغاز داستانی جدید برای بازماندگانش خواهد بود.
به گزارش عصر دنا
تیتر: وداعی دردناک: مرگ پایان قصه نیست
متن خبر:
یاسوج- ایرنا- صبح هنوز به طور کامل آغاز نشده بود. راهروهای بیمارستان در سکوتی سنگین غرق شده بودند؛ سکوتی که تنها گاهی با صدای چرخ برانکاردی که از دور به سمت آنها میآمد یا بوق کوتاه دستگاههای مانیتورینگ علائم حیاتی شکسته میشد. در پشت یکی از درهای بخش مراقبتهای ویژه، خانوادهای گرد هم آمده بودند؛ نه با امید به یک معجزه، بلکه برای وداع با مردی که سالها پایه و اساس زندگیشان بود.


دیدگاهتان را بنویسید