بحران نان در کهگیلویه و بویراحمد: کشاورزان در سایه وعدههای حمایتی
کشاورزان کهگیلویه و بویراحمد با چالشهای اقتصادی و ناتوانی در تأمین معیشت دست و پنجه نرم میکنند. وعدههای حمایتی دولت نتوانستهاند به واقعیتهای زندگی آنها نزدیک شوند.
**عنوان: بحران نان در کهگیلویه و بویراحمد: کشاورزان در سایه وعدههای حمایتی**
در دل دشتهای سرسبز کهگیلویه و بویراحمد، صدای چرخهای تراکتور در همتنیدگی با نغمههای زندگی روزمره کشاورزان به گوش میرسد. در این مناطق، هزاران کشاورز نه تنها با چالشهای طبیعی و اقلیمی دست و پنجه نرم میکنند، بلکه در سایه نابسامانیهای اقتصادی و وعدههای ناتمام، به دنبال تأمین معیشت خانوادههای خود هستند. اینجا، زندگی در لبههای بحران است؛ جایی که هر کیلوگرم گندم میتواند سرنوشت یک خانواده را دگرگون کند.
عسکری، معاون بهبود تولیدات گیاهی سازمان جهاد کشاورزی استان، در گفتوگویی با خبرنگار ما اعلام کرد که امسال بیش از ۵۸ هزار تن گندم از کشاورزان این استان خریداری شده است. او با افتخار اشاره میکند که ۴۷ هزار تن از این محصول به سیلوها تحویل داده شده است. اما آیا این اعداد و ارقام به معنای بهبود واقعی وضعیت کشاورزان است؟ آیا وعدههای دولت به سرانجامی میرسد که آرامش و امنیت مالی را برای این کشاورزان به ارمغان آورد؟
نرگس، یکی از کشاورزان جوان این منطقه، با چشمانی خسته و دل پر از امید میگوید: «ما هر روز صبح زود به زمینهایمان میرویم و تا شب کار میکنیم. اما اکنون تنها ۲۰ درصد از مطالبات ما پرداخت شده و بقیه همچنان در حالت معلق باقی ماندهاند. چگونه میتوانیم به این وعدهها اعتماد کنیم؟» این سوالی است که بسیاری از کشاورزان با آن دست و پنجه نرم میکنند.
در حالی که قیمت خرید هر کیلوگرم گندم معمولی ۴۹ هزار و ۵۰۰ تومان تعیین شده، بسیاری از کشاورزان به دلیل هزینههای بالای تولید، از این قیمت راضی نیستند. سجاد، یک کشاورز مسنتر، با ناامیدی به ما میگوید: «ما سالهاست که در این زمینها کار میکنیم، اما هر سال که میگذرد، هزینهها افزایش مییابد و ما همچنان در همان نقطهایم. اینجا زندگی سخت است و ما به حمایت واقعی نیاز داریم.»
این وضعیت نه تنها بر زندگی کشاورزان تأثیر میگذارد، بلکه بر اقتصاد محلی نیز سایه میافکند. طبق آمارها، حدود ۴۰ درصد از جمعیت این استان به کشاورزی وابستهاند و ناتوانی در تأمین معیشت میتواند به فقر و بیکاری گستردهتری منجر شود. در این میان، طرحهای حمایتی دولت، نظیر کارت خرید گندم، در عمل نتوانستهاند آنطور که باید به کمک کشاورزان بیایند. عسکری در ادامه میگوید: «کشاورزان میتوانند تا ۳۰ درصد بهای گندم تحویلی خود را برای خرید نهادهها استفاده کنند، اما این تنها یک راهکار موقتی است.»
به نظر میرسد که روابط قدرت و نابرابریهای ساختاری در این استان، بهویژه در عرصه کشاورزی، به چالشی بزرگ تبدیل شده است. کشاورزان به عنوان محرکان اصلی تولید غذا، در برابر تصمیمهای کلان و برنامههای اقتصادی که غالباً از واقعیتهای عینی آنها فاصله دارد، قرار دارند. این وضعیت آنها را به حاشیه رانده و صدایشان را در سیاستهای عمومی کمتر میشنوند.
در پایان، میتوان گفت که وعدههای حمایتی دولت در خرید تضمینی گندم، تنها زمانی معنا پیدا میکند که به واقعیتهای زندگی کشاورزان نزدیک شود. آنچه که امروز در کهگیلویه و بویراحمد مشاهده میشود، نه تنها چالشهای اقتصادی است، بلکه فریادی است از دل زمینها و دشتهایی که سالهاست برای حیات و معیشت کشاورزان میجنگند. اینجا، نان تنها یک محصول نیست؛ بلکه نماد امید و زندگی است.

دیدگاهتان را بنویسید