به گزارش عصر دنا، تاریخ راهآهن پر از طرحها و ماشینهایی است که شباهت چندانی به قطارهای معمولی ندارند؛ از واگنهایی که با موتور جت حرکت میکردند تا قطارهایی مجهز به ملخ هواپیما، مونوریلهایی که با ژیروسکوپ تعادل خود را حفظ میکردند و حتی سامانههای معلقی که بیشتر به هواپیما شباهت داشتند.
وقتی صحبت از قطار میشود، معمولاً تصویری آشنا از واگنهایی که روی دو ریل حرکت میکنند در ذهن شکل میگیرد؛ اما تاریخ راهآهن پر از طرحها و ماشینهایی است که شباهت چندانی به قطارهای معمولی ندارند. مهندسان در دورههای مختلف ایدههای عجیبی را برای حملونقل ریلی آزمایش کردهاند.
بسیاری از این طرحها هرگز به تولید انبوه و استفاده گسترده نرسیدند، اما هر کدام نمایانگر بخشی از تلاش مهندسان برای افزایش سرعت، عبور از مسیرهای دشوار یا تغییر کامل مفهوم قطار بودند.
برفروب چرخشی؛ هیولایی برای بلعیدن برف
در مناطقی که زمستانهای بسیار سخت و بارش سنگین برف دارند، پاکسازی خطوط راهآهن میتواند به یک چالش بزرگ تبدیل شود. برفروب چرخشی یا Rotary Snowplow برای مقابله با همین شرایط ساخته شد. این ماشین عظیم در قسمت جلویی خود به یک چرخ بزرگ و چرخان مجهز است که با سرعت بالا حرکت کرده و تودههای بزرگ برف را خرد میکند. برخلاف برفروبهای معمولی که برف را به طرفین هل میدهند، این سامانه میتواند در برفهای بسیار عمیق و متراکم نیز مسیر ایجاد کند. ظاهر عجیب و ابعاد بزرگ این وسیله باعث شده برفروبهای چرخشی بیشتر به ماشینآلات صنعتی عظیم یا تجهیزات فیلمهای علمی تخیلی شباهت داشته باشند تا یک وسیله معمولی راهآهن.
Schienen-Straßen-Omnibus؛ اتوبوسی که روی ریل هم حرکت میکرد
یکی دیگر از طرحهای جالب تاریخ حملونقل، Schienen-Straßen-Omnibus یا اتوبوس جادهای-ریلی آلمان بود. همانطور که از نام آن مشخص است، این وسیله ترکیبی از اتوبوس و قطار محسوب میشد. این خودرو میتوانست در جاده مانند یک اتوبوس معمولی حرکت کند و سپس با استفاده از تجهیزات ویژه هدایت روی ریل، وارد خطوط راهآهن شود. هدف از ساخت چنین وسیلهای، ایجاد انعطافپذیری بیشتر در حملونقل و استفاده از یک وسیله برای حرکت در جاده و مسیر ریلی بود. اگرچه چنین طرحی از نظر ایده بسیار جذاب به نظر میرسید، اما پیچیدگیهای عملیاتی و محدودیتهای فنی باعث شد این نوع وسایل هرگز به بخش اصلی حملونقل عمومی تبدیل نشوند.
اشتوسبان؛ قطاری که در شیب فوقالعاده حرکت میکند
راهآهن اشتوسبان (Stoosbahn) در سوئیس شاید در نگاه اول به اندازه قطارهای جتموتور عجیب نباشد، اما فناوری آن واقعاً منحصربهفرد است. این قطار برای حرکت در یک مسیر کوهستانی بسیار شیبدار طراحی شده و در بخشهایی از مسیر با شیب حیرتانگیز ۱۱۰ درصد روبهرو میشود. چنین شیبی برای عبور یک قطار معمولی تقریباً غیرممکن است. ویژگی جالب اشتوسبان، کابینهای ویژه آن است. هر کابین میتواند هنگام حرکت روی شیب تغییر زاویه دهد تا کف محل قرارگیری مسافران همواره در حالت تقریباً افقی باقی بماند. به همین دلیل، مسافران حتی هنگام بالا رفتن از شیبهای شدید نیز احساس تعادل بیشتری دارند. اشتوسبان امروزه به عنوان شیبدارترین راهآهن مسافری جهان شناخته میشود.
ام-۴۹۷ سوسک سیاه؛ قطاری با موتور جت
در دهه ۱۹۶۰ میلادی، راهآهن آمریکا نیز به سراغ یک آزمایش عجیب رفت. نتیجه این پروژه، واگن ریلی ام-۴۹۷ سوسک سیاه بود؛ وسیلهای که به جای استفاده از نیروی محرکه متعارف، به دو موتور جت هواپیما مجهز شده بود. در سال ۱۹۶۶، مهندسان دو موتور جت را روی سقف یک واگن نصب کردند تا توانایی استفاده از نیروی پیشران جت در حملونقل ریلی را آزمایش کنند. این قطار آزمایشی توانست به سرعتی بیش از ۲۹۰ کیلومتر بر ساعت برسد؛ سرعتی چشمگیر برای یک واگن ریلی در آن دوران. با وجود موفقیت آزمایش، استفاده گسترده از موتور جت برای قطارها منطقی و اقتصادی نبود. مصرف سوخت بالا و هزینههای عملیاتی باعث شد سوسک سیاه بیشتر به عنوان یک آزمایش جالب در تاریخ راهآهن باقی بماند.
هواپیمای ریلی بنی؛ ترکیب قطار و هواپیما
در دهه ۱۹۳۰، مهندسی به نام جورج بنی ایدهای متفاوت برای آینده حملونقل ارائه کرد. طرح او که هواپیمای ریلی بنی (Bennie Railplane) نام داشت، ترکیبی عجیب از قطار، مونوریل و هواپیما بود. کابینهای این سامانه به جای حرکت روی زمین، از یک مسیر ریلی در ارتفاع آویزان میشدند. برای حرکت نیز از ملخ استفاده میشد؛ درست مانند هواپیما. ایده اصلی این بود که یک سیستم حملونقل سریع و بدون تداخل با مسیرهای زمینی ایجاد شود. کابینهای معلق میتوانستند بالای سطح زمین حرکت کنند و فضای زیر خود را برای جادهها و سایر وسایل نقلیه آزاد بگذارند. با این حال، پروژه هواپیمای ریلی بنی نتوانست سرمایه و حمایت کافی برای توسعه گسترده به دست آورد و در نهایت به یک نمونه آزمایشی تاریخی تبدیل شد.
مونوریل ژیروسکوپی برنان؛ قطاری که روی یک ریل تعادل داشت
یکی از عجیبترین طرحهای تاریخ راهآهن بدون شک مونوریل ژیروسکوپی برنان (Brennan Gyro Monorail) است. این وسیله در سال ۱۹۰۷ توسط مخترعی به نام لوئیس برنان توسعه داده شد. قطار برنان تنها روی یک ریل حرکت میکرد؛ اما برخلاف آنچه انتظار میرود، واژگون نمیشد. راز این فناوری در استفاده از دو ژیروسکوپ بزرگ بود که با سرعت بسیار بالا میچرخیدند. نیروی حاصل از چرخش ژیروسکوپها به قطار کمک میکرد تعادل خود را حفظ کند. به این ترتیب، وسیلهای نسبتاً بزرگ میتوانست روی یک ریل باریک حرکت کند، بدون اینکه به طرفین سقوط کند. این پروژه از نظر مهندسی بسیار پیشرفته بود، اما پیچیدگی سیستم و نیاز به فناوریهای خاص مانع از گسترش آن شد.
شینن زپلین؛ قطاری با ملخ هواپیما
در میان عجیبترین قطارهای جهان، شینن زپلین (Schienenzeppelin) آلمان جایگاه ویژهای دارد. این قطار آزمایشی که در دهه ۱۹۳۰ ساخته شد، شباهت زیادی به یک هواپیما داشت که روی ریل قرار گرفته باشد. شینن زپلین از یک موتور هواپیما و یک ملخ بزرگ در قسمت عقب استفاده میکرد. همین طراحی غیرمعمول باعث شد بتواند در سال ۱۹۳۱ به سرعتی بیش از ۲۳۰ کیلومتر بر ساعت برسد و رکورد سرعت قابل توجهی در راهآهن ثبت کند. با وجود سرعت بالا، طراحی آن مشکلات زیادی داشت. وجود ملخ بزرگ در قسمت عقب میتوانست برای کارکنان و مسافران خطرناک باشد و استفاده از چنین قطاری در شبکههای شلوغ ریلی نیز دشوار بود. با این حال، شینن زپلین یکی از نمادینترین پروژههای تاریخ قطارهای پرسرعت محسوب میشود.
گالوپینگ گوس شماره ۷؛ خودرویی که به قطار تبدیل شد
همه قطارهای عجیب تاریخ بزرگ، سریع یا مجهز به موتورهای جت نبودند. برخی از آنها به دلیل سادگی و ظاهر غیرمعمول خود مشهور شدند. گالوپینگ گوس شماره ۷ یکی از همین نمونههاست. این وسیله در سال ۱۹۳۶ با استفاده از فناوری خودروهای جادهای ساخته شد و میتوانست مسافر، نامه و بار حمل کند. ظاهر آن بیشتر به یک خودرو یا اتوبوس تغییرشکلیافته شباهت داشت تا یک قطار. گالوپینگ گوس بخشی از تلاش شرکت ریو گرانده ساوترن (Rio Grande Southern) برای ادامه فعالیت با هزینه کمتر بود. استفاده از وسایل سبکتر و ارزانتر میتوانست هزینههای بهرهبرداری از خطوط ریلی کممسافر را کاهش دهد. امروزه این وسیله یکی از جذابترین نمونههای تاریخ حملونقل ریلی آمریکا به شمار میرود.
جنرال موتورز اروترین؛ قطاری از آینده که مسافران دوستش نداشتند
در دهه ۱۹۵۰، شرکت جنرال موتورز تلاش کرد با معرفی اروترین (Aerotrain) تصویری مدرن و آیندهنگر از قطارهای مسافری ارائه دهد. واگنهای این قطار طراحی بسیار متفاوتی داشتند و ظاهر آنها از خودروها و اتوبوسهای مدرن الهام گرفته شده بود. بدنه سبک و طراحی آیرودینامیک باعث میشد اروترین در نگاه اول بسیار پیشرفته به نظر برسد. اما ظاهر آیندهنگر همیشه به معنای موفقیت نیست. مسافران و خدمه از مشکلاتی مانند سر و صدای زیاد و حرکت نسبتاً ناهموار شکایت داشتند. در نتیجه، اروترین نتوانست آنطور که سازندگانش انتظار داشتند آینده حملونقل ریلی را تغییر دهد. با وجود این شکست تجاری، طراحی اروترین همچنان یکی از نمادهای جذاب دوران خوشبینی فناوری در دهه ۱۹۵۰ محسوب میشود.
وقتی مهندسان مرزهای راهآهن را جابهجا کردند
تاریخ راهآهن فقط داستان لوکوموتیوهای بخار، دیزل و قطارهای برقی نیست. در طول بیش از یک قرن، مهندسان بارها تلاش کردهاند تعریف قطار را تغییر دهند. برخی از آنها به سراغ موتور جت رفتند، بعضی ملخ هواپیما را روی واگن نصب کردند و گروهی دیگر تلاش کردند قطارهایی بسازند که روی یک ریل حرکت کنند یا از مسیرهای هوایی و معلق عبور کنند. بسیاری از این پروژهها هرگز وارد استفاده گسترده نشدند، اما شکست یا موفقیت آنها اهمیت چندانی از جذابیتشان کم نمیکند. این ماشینهای عجیب نشان میدهند که پیشرفت فناوری همیشه از مسیرهای معمولی عبور نکرده و گاهی ایدههایی که در ابتدا عجیب و غیرعملی به نظر میرسند، زمینهساز نوآوریهای آینده میشوند. قطارهای جتموتور، مونوریلهای ژیروسکوپی، قطارهای ملخدار و سامانههای معلق شاید امروز بیشتر به موزهها و کتابهای تاریخ تعلق داشته باشند، اما همچنان یادآور دورانی هستند که مهندسان برای ساخت آینده، از آزمایش عجیبترین ایدهها هراسی نداشتند.