عصر دنا

بدرقه پیکر جواد مجابی؛ شاعر میهن زخمی در آغوش معشوق آرام گرفت

۱۹ شهریور ۱۴۰۵
۰۵:۴۵
۸,۴۰۷ بازدید
کد خبر: ۴۱۰۷۵
بدرقه پیکر جواد مجابی؛ شاعر میهن زخمی در آغوش معشوق آرام گرفت

پیکر جواد مجابی، نویسنده، شاعر، طنزپرداز، نقاش و منتقد ادبی و هنری ایران، صبح امروز (چهارشنبه، ۱۸ شهریور) از مقابل خانه‌اش در کوی نویسندگان به سمت امامزاده طاهر کرج تشییع و در جوار بزرگان ادبیات ایران به خاک سپرده شد.

به گزارش عصر دنا، مراسم تشییع پیکر جواد مجابی که ۱۴ شهریورماه در ۸۷ سالگی و پس از یک دوره بیماری در تهران درگذشت، صبح امروز با پخش صدای شعرخوانی او در فضای کوی نویسندگان آغاز شد. دوستداران، اهالی فرهنگ و هنر و جمعی از نویسندگان برای وداع با او گرد هم آمدند.

پوریا سوری، اجرای مراسم را بر عهده داشت و صحبت‌های خود را با شعری با مطلع «دلم را به خاک وطن بسپارید» آغاز کرد و گفت: یکی از خردمندترین، ارزشمندترین و مهم‌ترین نویسندگان و انسان‌های ایران در میان ما نیست و قرار است او را بدرقه کنیم.

امیرحسن چهلتن، داستان‌نویس، در این مراسم ضمن عرض تسلیت به خانواده این نویسنده گفت: آشنایی ما به بیش از ۵۰ سال پیش برمی‌گردد؛ زمانی که من بسیار جوان بودم و این شانس را داشتم که با چهره‌های ادبی حشر و نشر داشته باشم. در این مدت طولانی، دیدارهای بسیاری داشتیم، گپ‌وگفت‌های متعدد و خاطرات زیادی شکل گرفت. او به مرور خاطرات خود با جواد مجابی در ماجراهایی همچون اتوبوس ارمنستان و قتل محمد مختاری و محمدجعفر پوینده پرداخت.

چهلتن در ادامه به یکی از آثار جواد مجابی اشاره کرد و گفت: نزدیک به ۵۰ سال پیش، در تابستان سال ۱۳۵۸، مجابی داستانی در «کتاب جمعه» شاملو با عنوان «مرگ در کاسه سر» منتشر کرد. به نظر من، او در آن داستان چگونگی مرگ خودش را پیش‌بینی کرده بود.

سپس رضا سرور، نمایشنامه‌نویس و منتقد تئاتر، متنی درباره جواد مجابی خواند. در بخش‌هایی از این متن آمده بود: «میراث هنری مجابی دامنه گسترده‌ای دارد و طیف آن از نگارش داستان، شعر، نمایشنامه، فیلمنامه، نقد ادبی، سفرنامه و روزنامه‌نگاری تا تألیف «تاریخ طنز ادبی»، «تاریخ نقاشی معاصر ایران» و شناخت‌نامه‌ها را شامل می‌شود. مجابی به عنوان نویسنده‌ای جامع‌الاطراف، طی شش دهه فعالیت پربار هنری، آثار متنوعی آفرید. در میان این آثار گوناگون، به وضوح می‌توان دید که ذهنیتی واحد در فراسوی آنها نهفته است. این ذهنیت واحد، همواره سه مؤلفه را به دقت در نظر دارد: تاریخ‌نگری، طنز و تمثیل.»

سرور در پایان این متن، با اشاره به یکی از آخرین گفت‌وگوهایش با مجابی گفت: «در بحبوحه جنگ، هنگام صحبت درباره ایران، مجابی به ناگهان مکث کرد و گفت از میان تمام حرف‌هایی که درباره ایران گفته شده، گفتار مصدق را از همه شاعرانه‌تر و زیباتر یافته است: «این وطن معشوقه ماست.» چه درون وطن باشی و چه در غربت، خیال معشوق دمی تو را به خود وام نمی‌دهد. مجابی عمری عاشقانه برای اعتلای فرهنگ وطنش کوشید و عاقبت، تا ساعاتی دیگر، در آغوش معشوق خویش آرام خواهد گرفت.»

محمد حسینی، داستان‌نویس نیز در این مراسم گفت: آقای مجابی شاعر، داستان‌نویس، طنزپرداز و منتقد بود و درباره بزرگی او تردیدی وجود ندارد. اما واقعیت این است که تا کسی از آب این خانه و از در این خانه وارد نشده باشد، نمی‌تواند بداند او چقدر بزرگ بود؛ بسیار بزرگ‌تر از آن چیزی که جامعه فرهنگی و ادبی ایران از او سراغ دارد. مجابی مردی بود که هرگز ناامید نمی‌شد، هرگز نمی‌رنجید و هرگز به شما اخم نمی‌کرد. کوچک‌ترین موفقیت شما را ستایش می‌کرد و به اطرافیانش قوت قلب و اعتماد می‌داد.

پوریا عالمی، نویسنده و طنزپرداز نیز در این مراسم گفت: در روزهای تاریکی و خستگی، چراغ این خانه همیشه روشن بود. در روزهایی که سکوت سراسری و فراگیر بود، امکان گفت‌وگو در این خانه شعله کوچک شمعی بود که ترس ما را از شب می‌ریخت. جواد مجابی نویسنده‌ای گشاده‌دست و جاری بود که در کنار خود فرصت رشد را برای نهال‌ها و جوان‌ترها فراهم می‌کرد و به آنها فرصت سایه‌گستری در کنار درختان کهنسال این خانه را می‌داد. گریه و حزن به پوریا عالمی مجال ادامه سخنرانی را نداد.

ناستین جوادی، همسر جواد مجابی، در این مراسم گفت: اینک و امروز رفیق روشنفکر ما، شاعر میهن زخمی ما، تصویرگر دوران، جان ما، روزنامه‌نگار دوران جنون‌آمیز ما، سرپرست خانواده فرهنگی ما، همسر و پدرمان، ما را تنها گذاشته است، اما راه پایان نیافته است. خانواده فرهنگی او که طی ۵۰ سال بر نظم و هندسه‌ای مشخص بنیان نهاده شده، راهش را ادامه خواهد داد. دریغ و درد که درست در فرصت دستیابی به مهم‌ترین دغدغه زندگی‌اش که با شوق و هیجانی زایدالوصف شب و روزش یکی شده بود، آن موجود موذی که مغز او را هدف گرفت و او نتوانست کار شگرفش را به پایان برساند.

او افزود: دیدن سیل خودجوش و خروشان فرزندان نادیده‌مان که از عصر روز شنبه، ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، فضای مجازی را فروزان کرد، مهر تأییدی بود بر اینکه جواد مجابی مسیر درستی را پی نهاده و پیموده است. پرتو ستاره‌های روشن و درخشان از قلب کلمات و عکس‌ها زبانه کشید و به عیان دیدم که تکه‌های جان بی‌تاب شاعر در تک‌تک آنان سوگوار و هم‌پیوسته، جهان او را گسترش می‌دهند.

پوپک مجابی، دختر جواد مجابی، نیز در مراسم بدرقه پدرش گفت: زمانی که این مجموعه قرار بود منتشر شود، پدرم به دلیل مشغولیت، گردآوری آن را به من سپرد. در جریان گردآوری این اشعار دریافتم که برای پدرم، «معشوق» از «میهن» جدایی‌ناپذیر است و در نهایت این مجموعه حول سه محورِ محبوب، میهن و یاران از دست‌رفته شکل گرفت. او در ادامه با خواندن بخش‌هایی از شعرهای پدرش، از نسبت عمیق او با ایران، مردم و سرزمینش گفت و به شعری اشاره کرد که به باورش حال‌وهوایی پیشگویانه دارد؛ شعری که در آن از رفتن، ماندن و خاطره‌ای سخن گفته می‌شود که پس از رفتن شاعر نیز در این شهر و در شعر این کشور باقی خواهد ماند.

در پایان محمود دولت‌آبادی، نویسنده پیشکسوت، نیز در مراسم بدرقه جواد مجابی گفت: یکی از جنبه‌هایی که درباره او کمتر گفته شده، آشنایی عمیقش با ادبیات قدیم ایران بود. در بیش از ۱۰ سال اخیر، در گفت‌وگوهایی که با هم داشتیم، بیشتر درباره ادبیات قدیم صحبت می‌کردیم. گاهی جواد در تماس تلفنی نزدیک به یک ساعت درباره یک بیت از یک قصیده صحبت و آن را تفسیر می‌کرد و من بیشتر شنونده بودم. او با اشاره به خانواده مجابی گفت: ناستین فقط همسر جواد نبود؛ برای او مانند مادر بود و در تمام این سال‌ها با عشق و صبوری از او مراقبت کرد. دولت‌آبادی در پایان در حالی که به شدت متاثر بود با خواندن چند بیت شعر از فقدان این نویسنده و شاعر یاد کرد.

در مراسم تشییع پیکر جواد مجابی افرادی همچون محمود دولت‌آبادی، هوشنگ گلمکانی، یغما گلرویی، اصغر همت، شهاب مقربین، پری ملکی، توکا ملکی، اسدالله امرایی، گلی امامی، علیرضا مجابی، یوسف علیخانی، محمد حسینی، محمد قاسم‌زاده، علیرضا رئیس‌دانایی، نگار اسکندرفر، مهشید میرمعزی، قباد آذرآیین، پوریا عالمی، حافظ موسوی، مهرو نونهالی، مهشید نونهالی، محمدعلی جعفریه، امیر حسین‌زادگان، احمد غلامی، ابوالحسن تهامی، احترام برومند، احمد پوری، فرهاد عابدینی، بهرنگ و کاوه کیائیان، محمد ولی‌زاده، کاظم سادات اشکوری، علی مسعودی‌نیا، علیرضا بهنام، سجاد گودرزی، بهزاد شیشه‌گران، کاوه فولادی‌نسب و… حاضر بودند.

مراسم خاکسپاری این نویسنده، شاعر، نقاش و منتقد ادبی و هنری ظهر امروز در امام‌زاده طاهر کرج برگزار شد و او در نزدیکی مزار احمد محمود، احمد شاملو، هوشنگ گلشیری، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده در خانه ابدی‌اش آرام گرفت.

نظرات کاربران (۰)

ارسال دیدگاه شما