اشکهایش آرام روی گونههایش میلغزیدند؛ نه برای فقدانی تازه، که برای حسرتی قدیمی. حسرت رسیدن به جایی که سالها در آرزوی دیدنش زندگی کرده بود.
اشکهایش آرام روی گونههایش میلغزیدند؛ نه برای فقدانی تازه، که برای حسرتی قدیمی. حسرت رسیدن به جایی که سالها در آرزوی دیدنش زندگی کرده بود.
ارسال نظر (0)