به گزارش عصر دنا، سوپرمارکتها به یکی از محبوبترین مقاصد گردشگران در جهان تبدیل شدهاند؛ از راهروهای ساندویچ تخممرغ در توکیو تا قفسههای لبنیات یونانی، گردشگران به دنبال تجربهای اصیل از فرهنگ غذایی محلی هستند.
به گزارش عصر دنا، براساس مطلب منتشر شده در بیبیسی، این روزها راهروهای ساندویچ تخممرغ در یک سوپرمارکتِ توکیو یا راهروی لبنیات یونانی در یک هایپرمارکت، بهصورت آشکار به یکی از محبوبترین تجربیات سفر گردشگران تبدیل شدهاند. فرهنگی نو که احتمالاً از گرانی مواد غذایی ناشی از چند جنگ در جهان و احساس جهانوطنی مردم شکل گرفته است.
استفاده از خوراکیها و نوشیدنیهای محلی موجود در سوپرمارکتها که اصولاً براساس سلیقه و ذائقه محلی کشورها بهینه شده، از دیگر عوامل ورود گردشگران به سوپرمارکتهاست. کار به جایی رسیده که صنایع نیز متوجه محبوبیت سوپرمارکتها شدهاند و برخی از فروشگاههای زنجیرهای جهان نام خود را به عنوان مقصد گردشگری ثبت کردهاند. در این گزارش، گستره محبوبیت سوپرمارکتها و خوراکیهای محلی کشورهای جهان بررسی شده و نویسنده درباره محبوبیت فروشگاههای زنجیرهای یا هایپرمارکتها به عنوان مکانهای توریستی مینویسد.
گزارشگر مینویسد: «ساعت 10 صبح در فروشگاه 7-یازده توکیو هستم، من شانه به شانه دهها گردشگر ایستادهام. همه آنها سبدهایی پر از اجناس تقریباً مشابه را در دست دارند. ساندویچهای مایونز تخممرغ، نان کاتسو با طعم کاری، کیتکتهای ماچا و قوطیهای قهوه گرم “باس” که از قفسه مختص به محصولات گرم بیرون کشیده شده است. پشت سر من کسی قبل از رسیدن به صندوق از خریدهایش عکس میگیرد. هر چند ثانیه یک بار، صدای آشنای زنگ فراخوان کارمندان در فروشگاه به گوش میرسد. هیچ کس در لاین ویژه خمیردندان حضور ندارد زیرا این محصول به کلی تمام شده است». به نظر میرسد اکثر گردشگران تجربه چنین خریدی در سوپرمارکتهای خارج از کشور خود را داشتهاند.
او در ادامه میگوید: دریافتهام که شخصاً در حال تکرار این رسم مسافرتی در سراسر جهان هستم. زمانی، یک بعد از ظهر گرم و سوزان را صرف پیدا کردن شیشههای کِرِم پسته در یک زیرزمین فروشگاه “مارکادونا” بارسلون اسپانیا کردم. یک بار در شعبه فروشگاه “تریدر جوز” میامی آمریکا خرید مواد غذایی اصلی را رها کردم و 6 شیشه ادویه خریدم و قبل از پرواز به خانه چمدانم را دوباره بستهبندی کردم. چیزی که به عنوان یک نیاز تعطیلات در نظر گرفته میشد، به تدریج به یکی از علایق من در سفر تبدیل شده است. این روند بهصورت غیرمنتظره به یکی از برنامههای سفر تبدیل شده و دیگر برنامه اضافهای محسوب نمیشود. و از قرار معلوم من تنها فردی نیستم که سوپرمارکتگردی میکند.
گزارش روندهای 2026 هیلتون نشان داد که 77 درصد مسافران از بازدید خواروبار فروشی یا سوپرمارکتهای خارج از کشور لذت میبرند. اخیراً موسسه Condé Nast Traveller نیز گردشگری مواد غذایی را یکی از بزرگترین روندهای سفر 2026 خوانده است. صنایع نیز متوجه این موضوع شدهاند. در اوایل سال جاری میلادی “کی-سوپر مارکت”، یکی از بزرگترین فروشگاههای زنجیرهای مواد غذایی فنلاند، رسماً شعب خود را به عنوان جاذبه گردشگری در وبسایت تحلیلی- توریستی “تریب ادوایزر” ثبت و فهرست کرد.
یکی از این فروشگاهها در هلسینکی کندوهای عسل روی پشت بام فروشگاه قرار داده و عسل فروشی خود را بهصورت کاملاً بومی تولید میکند. فروشگاه دیگری نیز به خاطر تولید نوشیدنیهای جو دستساز مورد تحسین قرار گرفته است. هر دو این فروشگاهها بهصورت مستقل اداره میشوند و با جوامع محلی سازگار هستند.
جدا از گشتوگذارهای سنتی، رفتن به یک فروشگاه مواد غذایی محلی همچنان شگفتانگیز و در عین حال تجربهای نو برای سفر است. هیچ چیز در طبقهها برای افراد خارج از کشور مشخص نشده یا مهر تأیید هیئت گردشگری را ندارد. در عصر موزههای زمانبندی شده و عکسهای مکانهای مختلف که سریعاً وایرال میشوند، گشتوگذار در لاینهای فروشگاههای محلی مواد غذایی به طرز عجیبی بیبرنامگی به نظر میرسد. بناهای تاریخی فاش میکنند که یک کشور چگونه گذشتهاش را به یاد میآورد اما یک سوپرمارکت نشان میدهد که یک کشور چگونه امروزش را زندگی میکند. شما به سرعت درمییابید مردم آن منطقه برای صبحانه چه میخورند، آیا پوشکها پشت پیشخوان نگهداری میشوند یا خیر، و آن کشور چند نوع ماهی کنسرو را قابل قبول و ارائه به مشتری میداند.
مطمئناً فرد بومی که در کنار شما در صف ایستاده برای گشتوگذار آنجا نیست و احتمالاً مواد غذایی برای شام و ناهار را میخرد. برای چند دقیقه نیز گردشگران در کنار مردم محلی در یک فضای مشترک قرار میگیرند و همان روال را دنبال میکنند.
اما چرا مواد غذایی در یک فروشگاه خارجی خوشمزهتر به نظر میرسند؟ یک توضیح علمی در این باره وجود دارد. چارلز اسپنس، روانشناس تجربی آکسفورد، در پاسخ به اینکه چرا مواد غذایی سوپرمارکتی دیگر کشورها در ذهن انسان کیفیتی تقریباً افسانهای مییابند، به نسخه “کمزرقوبرق” از پدیده “پارادکس رز پروانس” اشاره کرد. در این پدیده، مزه نوشیدنیای که شما در تعطیلات تابستانی میچشید یا مینوشید هرگز شبیه مزه همان نوشیدنی در یک شب سرد زمستانی و بارانی در خانه خودتان نخواهد بود. در راهروهای سوپرمارکتهای خارجی نیز این پدیده صادق است. همه ما چیزی شبیه این را تجربه کردهایم. به عنوان مثال، طعم چیپس از برندی معروف که هرگز نخوردهاید روی یک بالکن زیر آفتاب ملایم در تعطیلات هرگز به مزه همان چیپس در خانه نخواهد رسید. به گفته اسپنس، کشفیات سوپرمارکتی نیز همین گونه عمل میکنند. ساندویچ تخممرغ در توکیو یا یک بسته چیپس که از خارج از کشور خریداری شدهاند تنها براساس طعم قضاوت نمیشوند، بلکه فضا و محیط نیز بخشی از تجربه چشایی هستند.
در روسیه حتی یک سوپرمارکت معمولی طیف گستردهای از ماهی کنسرو به گردشگران ارائه میکند. از طرفی برای گشتوگذار در یک سوپرمارکت به بودجه هنگفتی هم نیاز نیست. شاید همه ما نتوانیم از پس هزینههای یک وعده غذایی در یک رستوران ستارهدار میشلن یا تور خصوصی با وعدههای غذایی بربیاییم، اما تقریباً بیشتر مردم میتوانند با 10 یورو یک سبد را با اسنک محلی، نوشیدنیهای بومی و مواد غذایی که قبلاً هرگز ندیدهاند، پر کنند. برخلاف موزه یا تور گردشگری، یک سوپرمارکت به ما تجربه خاصی ارائه نمیدهد بلکه ما خودمان آن را مهیا میکنیم.
کیت نایتینگل، روانشناس حوزه مصرفکنندگان کالا و بنیانگذار “هیومنایزینگ برند”، معتقد است که روند سوپرمارکتها نشاندهنده روند تغییرات گستردهتری از خواستهای گردشگران و مسافران است. یعنی براساس نیاز و خواست گردشگران برنامهریزی میشوند. نایتینگل میگوید: ما بهشکل فزاینده به دنبال لحظاتی هستیم که اصیل، مشارکتی و در دسترس باشد و میخواهیم به جای ارزیابی مقصد، خود را بخشی از آن بدانیم. یک سوپرمارکت خارجی دقیقاً همین را ارائه میدهد. چیدمان و روال آن تقریباً برای همگان قابل درک است. ما میدانیم چگونه یک سبد برداریم، در راهروها بگردیم و به صف بپیوندیم. در شهر و کشور خانه، سوپرمارکتها جایی هستند که با سرعت وارد و از آن خارج میشویم. اما در خارج از کشور آنها ما را بیشتر جذب میکنند. ما روی میوههایی که قبلاً هرگز ندیدهایم مکث میکنیم، سعی میکنیم با دقت متوجه رنگها و تصاویر شویم، یا متوجه میشویم چندین دقیقه به قفسههای جلبکهای دریایی خیره ماندهایم.
با این حال نقطهای وجود دارد که گردشگری سوپرمارکتی را به خودخوری وا میدارد. در کاواگوچیکوی ژاپن، یک فروشگاه زنجیرهای لاوسن به دلیل نمای کوه فوجی مملو از بازدیدکنندگانی شد که در آنجا عکس میگرفتند. به همین دلیل مسئولان و مأموران امنیتی موانع ترافیکی و تیمهای کنترل جمعیت برای مدیریت هرجومرج مستقر کردند و در نهایت یک صفحه سیاه بزرگ را برای مسدود کردن نمای کوه در این منطقه نصب کردند. این نکته را نمیتوان نادیده گرفت که یک سوپرمارکت فقط به عنوان بخشی از زندگی عادی عمل میکند؛ وقتی تعداد گردشگران از مردم محلی بیشتر شود، آنجا دیگر یک فروشگاه معمولی نیست. روزی در یک سوپرمارکت در مقابل یخچال لبنیات در آتن ایستاده بودم و به ردیفهایی از ظرفهای سفید با برچسبها و نوشتههایی که برایم نامفهوم بود نگاه میکردم. همه آنها را وارسی میکردم و به دنبال واژهای آشنا میگشتم. در این میان یک خانم از کنارم گذشت و بدون آنکه سرعت چرخدستی خود را کند کند، یک ظرف سفید برداشت. من هم همان را برداشتم و هنوز هم بهترین ماستی است که تا به حال خوردهام.
ارسال نظر (0)