فرزندسالاری به وضعیتی اطلاق میشود که در آن خواستههای کودک بر تصمیمگیریهای خانواده تأثیر میگذارد و نقش والدین را کمرنگ میکند. روانشناسها به بررسی ریشهها و پیامدهای این وضعیت پرداختهاند.
شبنم دوستی، روانشناس، درباره فرزندسالاری و نحوه شکلگیری آن در خانوادهها اظهار داشت: فرزندسالاری وضعیتی است که در آن تصمیمات خانواده تحت تأثیر خواستههای کودک قرار میگیرد و نقش والدین در خانواده به تدریج کمرنگ میشود. این وضعیت میتواند ریشههای مختلفی از جمله محبت بیش از حد داشته باشد که اثرات منفی بر رشد روانی کودک و تعادل ساختار خانواده و رابطه زوجین میگذارد.
وی افزود: فرزندسالاری به وضعیتی اطلاق میشود که در آن تصمیمها و قواعد خانواده بهجای آنکه براساس هدایت و مسئولیتپذیری والدین شکل بگیرد، بیش از اندازه تحت تأثیر خواستهها و واکنشهای کودک قرار میگیرد. در چنین شرایطی، والدین به تدریج نقش هدایتگر خود را از دست میدهند و رفتار کودک به عامل اصلی تصمیمگیری تبدیل میشود.
دوستی بیان کرد: این وضعیت معمولاً از حدود دو تا سه سالگی و همزمان با آغاز استقلالطلبی کودک قابل مشاهده است. اگر قوانین و مرزهای خانواده بهطور مداوم براساس رفتار کودک تغییر کند، به تدریج فرزندسالاری شکل میگیرد.
وی یکی از مهمترین نشانههای فرزندسالاری را تغییر مداوم تصمیمهای والدین در برابر گریه، قهر و اصرار کودک عنوان کرد و افزود: در این خانوادهها، قوانین ثبات کافی ندارند و به موضوعی قابل مذاکره تبدیل میشوند. همچنین ممکن است برنامههای خانواده براساس خواستههای کودک تنظیم شود یا مسئولیتهای متناسب با سن به او واگذار نشود.
دوستی در ادامه گفت: در فرزندپروری سالم، والدین میان نیازهای واقعی کودک و خواستههای لحظهای او تفاوت قائل میشوند. شنیدن پاسخ «نه» بخش طبیعی از فرایند رشد محسوب میشود و به کودک کمک میکند تحمل ناکامی و خودتنظیمی را بیاموزد. اما زمانی که والدین برای جلوگیری از ناراحتی کودک از مرزهای تربیتی خود عقبنشینی میکنند، زمینه فرزندسالاری فراهم میشود.
این روانشناس افزود: والدینی که به سمت فرزندسالاری میروند، معمولاً ناخواسته این کار را انجام میدهند و این روند از محبت، نگرانی و احساس گناه ناشی میشود. برآورده کردن سریع خواستههای کودک بهعنوان نشانه عشق و حمایت تصور میشود، در حالی که این الگو به تدریج مرزهای تربیتی را تضعیف میکند.
دوستی همچنین به پیامدهای فرزندسالاری بر رشد روانی و اجتماعی کودک اشاره کرد و گفت: این وضعیت میتواند باعث کاهش تحمل ناکامی، دشواری در خودتنظیمی و واکنشهای هیجانی شدیدتر شود. کودکانی که در چنین شرایطی بزرگ میشوند، ممکن است در سازگاری اجتماعی و روابط عاطفی با مشکلاتی مواجه شوند.
وی با تأکید بر تأثیر فرزندسالاری بر ساختار خانواده و رابطه زوجین بیان کرد: زمانی که کودک محور اصلی تصمیمهای خانواده میشود، اختلافنظر والدین درباره شیوه تربیت افزایش مییابد و زمان و انرژی خانواده صرف مدیریت خواستههای کودک میشود. این موضوع به تدریج رابطه زن و شوهر را به حاشیه میرانده و تعادل کلی خانواده را آسیب میزند.
دوستی در پایان گفت: شبکههای اجتماعی نیز میتوانند در تقویت فرزندسالاری نقش داشته باشند، چراکه برخی محتواها بر همدلی با کودک تأکید میکنند و اهمیت مرزگذاری و شنیدن «نه» را نادیده میگیرند. زندگی دیجیتال و دسترسی مداوم به سرگرمیهای فوری نیز این روند را تشدید میکند.


دیدگاهتان را بنویسید