در حالی که سیاستهای کلان کشور در سالهای اخیر با تأکید مکرر بر «فرزندآوری»، «حمایت از خانواده» و «تسهیل شرایط مادران شاغل» تدوین و تبلیغ میشود، روایتهای میدانی از استان کهگیلویه و بویراحمد تصویر متفاوتی را نشان میدهد؛ تصویری که در آن، فاصله میان بخشنامهها و اجرا، به منبعی تازه برای فشار، استرس و بیاعتمادی اجتماعی تبدیل شده است.
نمونه واضح آن در گلایه یک شهروندخبرنگار مشاهده میشود؛ مادری شاغل که در پیام ارسالی خود به «عصر دنا» از وضعیتی سخن میگوید که به باور او، شعارهای پررنگ مسئولان درباره حمایت از مادران، در عمل نهتنها محقق نشده، بلکه گاه به ابزاری برای تحمیل فشار مضاعف بدل شده است. او میگوید: «مدام از فرزندآوری حرف میزنند، اما وقتی نوبت به عمل میرسد، مادران شاغل، بهویژه آنهایی که فرزند شیرخوار دارند، عملاً تنها گذاشته میشوند.»
بر اساس این روایت، در مرحله نخست، برخی دستگاهها اعلام کردهاند که مادران شاغل دارای فرزند شیرخوار، برخلاف انتظار، مشمول «پاس شیر» یا تسهیلات ویژه نمیشوند و باید همانند سایر کارکنان، حضور کامل در محل کار داشته باشند. این در حالی است که چنین برداشتی با روح قوانین حمایتی و حتی بخشنامههای بالادستی همخوانی ندارد. پس از بروز اعتراضها، استانداری کهگیلویه و بویراحمد با صدور ابلاغیهای صریح، بر لزوم کاهش ساعت کاری این مادران و امکان استفاده از «دورکاری» تأکید میکند؛ اقدامی که در نگاه نخست، میتوانست نشانهای از اصلاح مسیر و پاسخ به مطالبه اجتماعی باشد.
اما مشکل، به گفته این شهروندخبرنگار، درست از همینجا آغاز میشود. او میگوید دستگاههایی که باید مجری و حتی مروج این سیاستها باشند، از جمله مراکز بهداشت و مجموعه علوم پزشکی استان، خود به مانعی تازه تبدیل شدهاند. به گفته او، این مراکز بهصورت «خودسرانه» تفسیر دیگری از ابلاغیه ارائه داده و به مادران اعلام کردهاند که امکان استفاده از دورکاری وجود ندارد؛ تفسیری که نهتنها با متن ابلاغ استانداری در تعارض است، بلکه عملاً اثر آن را خنثی میکند.
این تضاد آشکار میان دستور رسمی استانداری و رفتار برخی مدیران اجرایی، پرسشهای جدیتری را پیش میکشد؛ پرسشهایی درباره میزان اقتدار مدیریت استان و حدود اختیارات مدیران دستگاهها. آیا استاندار، در ساختار اجرایی استان، توان و ابزار لازم برای الزام مدیران به اجرای مصوبات خود را دارد؟ یا آنگونه که منتقدان میگویند، استانداری به نهادی «دکوری» تقلیل یافته که بخشنامههایش بیشتر جنبه نمایشی دارد تا الزامآور؟
در گزارشهای غیررسمی و گفتوگوهای میدانی، برخی کارکنان دولت در استان میگویند بیاعتنایی به دستورهای استانداری، پدیدهای تازه نیست. به باور آنها، برخی مدیران، یا به دلیل ترس از کاهش بهرهوری اداری، یا به واسطه نگاه سنتی به مقوله اشتغال زنان، ترجیح میدهند مسیر خود را بروند و مسئولیت تبعات اجتماعی آن را نیز نپذیرند.
نتیجه این رویکرد، به گفته منتقدان، چیزی جز افزایش فشار روانی بر مادران شاغل نیست؛ مادرانی که همزمان باید نقش نیروی کار تماموقت، مراقب کودک و پاسخگوی انتظارات اجتماعی را ایفا کنند.
در این میان، آنچه بیش از همه جلب توجه میکند، سکوت نهادهای نظارتی و نبود سازوکار روشن برای رسیدگی به این تعارضهاست.
شهروندخبرنگار «عصر دنا» در پیام خود با لحنی آمیخته به گلایه و ناامیدی میپرسد: «کی باید صدای ما را بشنود و پاسخ عادلانه بدهد؟» پرسشی که فراتر از یک مطالبه فردی، به دغدغهای جمعی بدل شده و مستقیماً با اعتماد عمومی به سیاستهای جمعیتی گره خورده است.
تجربه استان کهگیلویه و بویراحمد نشان میدهد که سیاستهای تشویقی فرزندآوری، اگر صرفاً در سطح شعار و ابلاغیه باقی بمانند و در لایه اجرا با مقاومت یا تفسیر سلیقهای مواجه شوند، نهتنها به هدف خود نمیرسند، بلکه میتوانند نتیجهای معکوس داشته باشند. برای مادران شاغل، آنچه اهمیت دارد، نه تیترهای پرطمطراق و وعدههای کلی، بلکه اجرای دقیق، یکسان و بدون تبعیض قوانین حمایتی است؛ اجرایی که در آن، هیچ مدیری نتواند «سرخود» تصمیم بگیرد و هزینه آن را بر دوش ضعیفترین حلقه، یعنی مادران و کودکان، بیندازد.
در نهایت، این پرونده کوچک اما معنادار، بار دیگر این واقعیت را یادآوری میکند که شکاف میان سیاستگذاری و اجرا، اگر پر نشود، به فرسایش سرمایه اجتماعی میانجامد. پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا مدیریت استان خواهد توانست این شکاف را ترمیم کند و نشان دهد که دستورهایش صرفاً روی کاغذ نمیماند، یا روایت «استاندار دکوری» به یک برچسب پایدار در ذهن افکار عمومی تبدیل خواهد شد؟
خاک عالم بر ما که رای خودمونو حروم بهرامی بیسواد، بی خاصیت و ترسو کردیم
بویراحمد کلآ بیصحاب هست
همون روشنفکر ۱۰۰درصد مدیران رو تعویض کرد و حداقل ۸۰ درصد مدیران رو از بویراحمد گذاشت
بهرامی ایندفعه برای تغییر رآی آورد، حالا که نمیتونه مدیر تغییر بده اگر دفعه بعدی یک چهارم این آرا قبلی رو برد، اونوقت مرد گرانی هست....فقط ی حلقه از نزدیکانش در بلهزار و ی حلقه از اقوام خانمش ارجمندهای سرابتاوه ، بقیه هم کشک....اصلآ از راه روشن نذار از گروه منتظریان یا خرامین یا مقدم بذار، ولی حداقل مدیرها رو تغییر بده