عصر دنا- در چند ماه اخیر، که ماههای پرحادثهای در کشور و استان بود رسانه دولت در کهگیلویه و بویراحمد (خبرگزاری ایرنا) هیچ اثر و نشانه ای نداشت به نحوی که بود و نبود این اداره در استان هیچ تفاوتی نمی کرد. این بی خاصیتی خبرگزاری دولت در استان، بیش از آنکه یک غفلت مقطعی یا خطای تحریریهای تلقی شود، نشانهای نگرانکننده از اختلال عمیق در کارکرد رسانهای نهادی است که اساساً برای روایتگری بهموقع، مدیریت افکار عمومی و دفاع حرفهای از منافع دولت و نظام طراحی شده است. در شرایطی که طی هفتههای اخیر، استان کهگیلویه و بویراحمد نیز همانند بسیاری از نقاط کشور، تحتتأثیر فضای ملتهب ناشی از اغتشاشات سراسری قرار گرفت و افکار عمومی در انتظار تبیین، روشنگری و روایت دقیق تحولات بود، رسانه رسمی دولت در استان عملاً به سکوتی معنادار فرو رفت؛ سکوتی که نه تنها کمکی به آرامسازی فضا نکرد، بلکه میدان را برای روایتهای ناقص، جهتدار و بعضاً مخرب رسانههای غیررسمی و شبکههای اجتماعی رها کرد.
این در حالی است که در سطح ملی، خبرگزاری دولت با اتخاذ راهبردهای مشخص رسانهای، تلاش کرد ضمن پرهیز از هیجانزدگی، تصویری کنترلشده، مستدل و اثرگذار از تحولات ارائه دهد و تا حدی نقش خود را در مهار جنگ روایتها ایفا کند. تضاد آشکار میان عملکرد رسانه دولت در مرکز و انفعال آن در استان، پرسشهای جدی درباره چرایی این شکاف، ضعف ساختاری و احتمالاً نبود اراده یا توان حرفهای در سطح استانی ایجاد میکند؛ پرسشهایی که بیتردید نیازمند بررسی دقیق نهادهای مسئول است، چرا که استمرار چنین وضعیتی نه یک خطای ساده، بلکه تهدیدی برای کارآمدی نظام رسانهای دولت محسوب میشود.
خبرگزاری ایرنا در کهگیلویه و بویراحمد، نه تنها در بزنگاههای امنیتی و اجتماعی اخیر نتوانست نقش مرجعیت خبری و روایتگری فعال را ایفا کند، بلکه در یک نگاه کلیتر، در حوزه حمایت حرفهای، اقناعی و هوشمندانه از دولت در استان نیز کارنامه قابل دفاعی از خود به جا نگذاشته است. رسانهای که قرار است بازوی نرم دولت در بهبود افکار عمومی باشد، عملاً نتوانسته ارتباط مؤثری میان عملکرد اجرایی دولت و مطالبات، دغدغهها و انتقادات جامعه محلی برقرار کند و در نتیجه، نه تنها به ترمیم شکاف اعتماد کمک نکرده، بلکه با سکوت و انفعال خود، این شکاف را عمیقتر ساخته است.
در این میان، مقایسه عملکرد رسانه دولتی با رسانههای بخش خصوصی در استان، تصویر روشنتری از عمق بحران ارائه میدهد. رسانههای خصوصی، با وجود محدودیتهای مالی و ساختاری، در بسیاری از موارد هم در دفاع از کلیت نظام و هم در حمایت انتقادی و واقعگرایانه از دولت، چابکتر، بهروزتر و مؤثرتر عمل کردهاند و توانستهاند با زبان جامعه سخن بگویند و در میدان افکار عمومی حضور فعالتری داشته باشند. این واقعیت تلخ، این پرسش را پیش میکشد که آیا ادامه تزریق منابع عمومی به رسانهای که از ایفای حداقلیترین وظایف خود بازمانده، توجیهپذیر است یا خیر.
اگر رسانه دولت در سطح استانی نتواند در شرایط عادی و بحرانی، نقش پیشبرنده، تبیینگر و اعتمادساز ایفا کند، بازنگری در ساختار، مدیریت و حتی سیاست تخصیص منابع به آن، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است. شاید زمان آن رسیده باشد که دولت، به جای اصرار بر حفظ یک بدنه رسانهای کمتحرک و کماثر، با نگاه واقعبینانهتری به ظرفیت رسانههای خصوصی بنگرد و بخشی از هزینههای خود را صرف تقویت رسانههایی کند که نشان دادهاند بهتر میتوانند با جامعه ارتباط برقرار کنند، روایت بسازند و در میدان واقعی افکار عمومی اثرگذار باشند. در غیر این صورت، خواب خرگوشی رسانه دولت در استان، میتواند به بهای از دست رفتن فرصتهای مهم اقناعی و تشدید بحران اعتماد اجتماعی تمام شود.
خبرگزاری به درد نمی خورند باشند یا نباشند فقط در خدمت مافیای ثروت و قدرت هستند خارج دولت مانند صدا و سیما ایران یا رادیو آنها
سیاست های خبرگزاری ایرنا را اول مطالعه بفرمایید و کارش درسته