آزمون مدیران جوان یا بازتولید بوروکراسی؟ نقدی بر طرح جذب ۵۰۰ مدیر دولتی
۵۰۰ مدیر جوان؛ مسکن موقت برای بحران عمیق مدیریت دولتی؟
عصر دنا: ابزار انتخاب مدیر محل تردید است. آزمون کتبی، هرچند میتواند دانش عمومی و بخشی از توان تحلیلی داوطلبان را بسنجد، اما برای ارزیابی شایستگیهای مدیریتی ابزاری ناکافی است. مدیریت، بیش از آنکه مهارت تستزنی باشد، ترکیبی از تجربه، قضاوت موقعیتی، مهارت ارتباطی، توان تصمیمگیری در شرایط مبهم و قدرت اقناع است. اگر فرآیند جذب به آزمونی مشابه آزمونهای استخدامی رایج تقلیل یابد، نتیجه آن تربیت «مدیران مدرکمحور» خواهد بود نه مدیران مسئلهمحور.
عصر دنا- اعلام برگزاری آزمون جذب ۵۰۰ مدیر جوان، در ظاهر حامل پیامی امیدوارکننده درباره نوسازی بدنه مدیریتی دولت است، اما اگر این طرح را از لایه خبر عبور دهیم و در سطح سیاستگذاری اداری بررسی کنیم، پرسشها و ابهامات جدی خود را نشان میدهد؛ ابهاماتی که اگر پاسخ داده نشوند، این ابتکار نیز میتواند به سرنوشت بسیاری از طرحهای شعاری در نظام اداری دچار شود.
نخستین نقد، به منطق مسئلهیابی طرح بازمیگردد. آیا چالش اصلی نظام اداری کشور کمبود «مدیر جوان» است یا فقدان نظام شایستهسالار، ضعف سازوکارهای ارزیابی عملکرد، و غلبه روابط غیررسمی بر انتصابات؟ اگر ساختار تصمیمگیری و ارتقا همچنان معیوب باقی بماند، تزریق ۵۰۰ مدیر جوان نهتنها درمان درد نیست، بلکه ممکن است صرفاً بازتولید همان الگوهای ناکارآمد در چهرهای جوانتر باشد. جوان بودن بهخودیخود مزیت مدیریتی ایجاد نمیکند، مگر آنکه در چارچوب نهادی سالم و پاسخگو تعریف شود.
دوم، ابزار انتخاب مدیر محل تردید است. آزمون کتبی، هرچند میتواند دانش عمومی و بخشی از توان تحلیلی داوطلبان را بسنجد، اما برای ارزیابی شایستگیهای مدیریتی ابزاری ناکافی است. مدیریت، بیش از آنکه مهارت تستزنی باشد، ترکیبی از تجربه، قضاوت موقعیتی، مهارت ارتباطی، توان تصمیمگیری در شرایط مبهم و قدرت اقناع است. اگر فرآیند جذب به آزمونی مشابه آزمونهای استخدامی رایج تقلیل یابد، نتیجه آن تربیت «مدیران مدرکمحور» خواهد بود نه مدیران مسئلهمحور.
سوم، این طرح با خطر نمادین شدن جوانگرایی مواجه است. در سالهای اخیر، مفهوم جوانگرایی بارها در گفتار رسمی تکرار شده، اما در عمل یا به انتصابهای محدود و نمایشی انجامیده یا در مواجهه با مقاومت لایههای میانی بوروکراسی خنثی شده است. اگر این ۵۰۰ مدیر جوان، بدون اختیار واقعی، بدون مسیر ارتقای شفاف و بدون حمایت نهادی وارد ساختار اداری شوند، بهسرعت یا جذب منطق محافظهکار سیستم میشوند یا به حاشیه رانده خواهند شد.
چهارم، عدد ۵۰۰ خود نیازمند توضیح است. نظام اداری ایران با دهها هزار پست مدیریتی در سطوح مختلف مواجه است. جذب ۵۰۰ مدیر، اگر بدون پیوند با یک برنامه جامع اصلاح ساختار مدیریت دولتی باشد، بیشتر به یک اقدام نمایشی شباهت دارد تا یک سیاست تحولگرا. پرسش این است که این مدیران دقیقاً در کدام سطوح و با چه اختیاراتی به کار گرفته میشوند و چه نسبتی با مدیران موجود خواهند داشت؟
در نهایت، مهمترین نقد به فقدان پیوست اصلاحی این طرح بازمیگردد. جوانگرایی زمانی معنا پیدا میکند که همزمان با آن، نظام ارزیابی عملکرد، نظام پاداش و تنبیه، شفافیت انتصابات و پاسخگویی مدیران اصلاح شود. در غیر این صورت، آزمون جذب مدیران جوان، هرچند با نیت مثبت، در بهترین حالت تأثیری محدود و در بدترین حالت به سرخوردگی یک نسل جدید از نیروهای مستعد منجر خواهد شد.
به بیان دیگر، مسئله اصلی نه «ورود جوانان به مدیریت»، بلکه تغییر قواعد بازی مدیریت در نظام اداری است؛ قاعدهای که اگر اصلاح نشود، جوان و غیرجوان را به یک اندازه در خود مستهلک میکند.
*عصر دنا ، معتقد به آزادی بیان و لزوم نظارت مردم بر عملکرد مسئولان است؛ لذا انتشار حداکثری نظرات کاربران روش ماست. پیشاپیش از تحمل مسئولان امر تشکر می کنیم. *طبیعی است، نظراتي كه در نگارش آنها، موازین قانونی، شرعی و اخلاقی رعایت نشده باشد، یا به اختلاف افكنيهاي قومي پرداخته شده باشد منتشر نخواهد شد. خواهشمندیم در هنگام نام بردن از اشخاص به موازین حقوقی و شرعی آن توجه داشته باشید. *چنانچه با نظری برخورد کردید که در انتشار آن دقت کافی به عمل نیامده، ما را مطلع کنید. *اگر قصد پاسخ گویی به نظر کاربری را دارید در بالای کادر مخصوص همان نظر، بر روی کلمه پاسخ کلیک کنید.