یادداشت/ دکتر سیده فریبا حسینی: ششمین سالگرد درگذشت اولین معلم عشایر استان کهگیلویه و بویراحمد (زنده یاد حاج ابوالحسن حسینی) و پرسشی که بلاتکلیف ماند: "چرا نماینده ما در مجلس شورای اسلامی، او و همکارانش را نشناخت؟"
چند روز پیش،در ششمین سالگرد درگذشت "پدر بزرگم"، اولین معلم استان کهگیلویه و بویراحمد، خانواده و شاگردانش گرد هم آمدند تا یاد او را زنده کنند. مردی که با جان و دل، در سختترین شرایط، الفبا و انسانیت را به کودکان این دیار آموخت و بنیان سواد را در این خطه بنا نهاد. اما در این میان، یک سوال تلخ، فضای یادبود را تحتالشعاع قرار داد: چرا نماینده محترم مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه شهرستان ما(بویراحمد) ، نه تنها در سخنرانی هایش به مناسبت هفته معلم و عشایر نامی از اولین ها نبرد، بلکه حتی نام و جایگاه چنین پیشکسوتانی را نمیشناسد؟
این عدم شناخت، یک بیتوجهی شخصی ساده نیست، بلکه نشانهای از چند شکاف بزرگتر است:
۱. گسست از تاریخ محلی و سرمایههای اجتماعی:
نمایندگان مجلس،به عنوان متولیان قانونگذاری و پیوند دهنده مردم و حکومت، پیش از هر چیز باید شناسنده و پاسدار "سرمایههای اجتماعی" حوزه خود باشند. معلمان اول، به ویژه در استانهای مرزی یا کمتربرخوردار، تنها معلم نبودند؛ آنها "سازندگان فرهنگ"، "معماران هویت اجتماعی" و "قهرمانان خاموش توسعه" بودند. نشناختن آنها، یعنی نادیده گرفتن ریشههای فرهنگ و پیشرفت منطقهای که برایش ادعای نمایندگی داریم.
۲. اولویتبندی نادرست در دغدغههای نمایندگی:
بسیاری از نمایندگان،در دام "سیاستهای کلان انتزاعی" یا "مناسبات روزمره سیاسی" گرفتار میشوند و از "سیاستِ مبتنی بر مردم و تاریخ" غافل میمانند. حضور در سالگرد یک معلم بنیانگذار، نه یک عمل تشریفاتی، بلکه یک "پیام قدرشناسی از خادمان خود" و یک "الگوسازی برای نسل جوان" است. این کار، هزینه مالی ندارد، اما سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی میآفریند.
۳. ضعف سیستم پژوهش و مشاوره در دفتر نمایندگان:
یک دفتر نمایندگی کارآمد،باید دارای بخش "مطالعات محلی" باشد که تاریخ شفاهی، شخصیتهای مؤثر، چهرههای فرهنگی و پیشکسوتان حوزه را رصد و ثبت کند. عدم آگاهی نماینده از اولین معلم عشایر استان، نشان میدهد یا چنین سیستمی وجود ندارد، یا بسیار ضعیف عمل میکند. این ضعف، نماینده را در تصمیمگیریهای فرهنگی و اجتماعی نابینا میکند.
۴. نگاه ابزاری به فرهنگ و معلم:
متأسفانه گاهی قدردانی از معلمان و پیشکسوتان فرهنگی،تنها به مناسبتهای رسمی و فرمالیته (مانند روز معلم) محدود میشود و پس از آن، نام و خاطره آنها در طاقچه فراموشی مینشیند. این نقد، خطاب به همه نهادهای مسئول است که چرا برنامه منسجمی برای "تاریخ شفاهی آموزش و پرورش استان" و "شناسایی و تجلیل دائمی معلمان مؤثر" ندارند؟
· خطاب به نماینده مجللس، پیشنهاد میشود دفتری برای "مطالعات و تاریخ محلی" تشکیل دهد و با همکاری اداره کل آموزش و پرورش استان و پیشکسوتان، فهرست و زندگینامه معلمان اول و مؤثر حوزه را تهیه کند.
شایسته است رسانههای محلی، پرچمدار این مطالبه باشند. زندگینامه معلمان اول را منتشر کنند، از نمایندگان در این زمینه سؤال کنند و افکار عمومی را نسبت به این گسست تاریخی حساس نگه دارند.
می طلبد آموزش و پرورش استان، "تالار افتخارات معلمان استان" را به صورت دیجیتال و فیزیکی ایجاد کند و معرفی این چهرهها را در دستور کار مدارس قرار دهد.
نشناختن "اولین معلم استان" توسط نماینده مردم، فقط یک اشتباه شخصی نیست؛ یک "شکست نمادین" است. شکست در درک این که توسعه واقعی، ریشه در احترام به گذشته و سازندگانش دارد. اگر نمایندهای نتواند قهرمانان فرهنگی حوزه خود را بشناسد، چگونه میتواند برای آیندهای فرهنگی و آموزشی آن چارهاندیشی کند؟
امید است این رویداد، نه به عنوان یک شکایت خانوادگی، که به عنوان "زنگ خطری برای تمام نمایندگان و مسئولان" در نظر گرفته شود تا پیوند خود را با تاریخ زنده و مردان و زنان سازنده سرزمینشان بازتعریف کنند. قدردانی از معلم، تنها با یک پیام در روز معلم محقق نمیشود، با شناخت، حفظ حافظه تاریخی و الگوسازی دائمی ممکن میشود.
انتظار پاس داشتن فرهنگ و نکوداشت این بزرگمرد تاریخ بویراحمد، از ایشان نداشته باشید که در فهمشان نمی گنجد.