کد خبر: ۱۵۳۰۰
تاریخ انتشار:۱۹:۴۵ - ۲۲ اسفند ۱۳۹۸
علی مندنی پور
به گزارش عصر دنا،

تسلیت به بازماندگانِ جان باختگانِ ویروسِ کرونا ، قدردانی شایسته و از سرِ احساسِ درد به پزشکان، پرستاران،دانشجویانِ پزشکی، کارکنان بیمارستانها و تمامی آنانی که این روزها به بهای سلامتی‌ جان و روانِ خویش در خطِ مقدّم امنیّت سلامتِ شهروندان قرار گرفته اند و آرزوی رهایی از این برزخ و آرامشِ خیال برای همه.

هیچ، به نقش بی بَدیلِ "کفِ پا"، این عضوِ فرمانبر ،حرف شنو و وظیفه بَلَد، هم او که در همه احوال فشارهای بی امان وارده بر وزنِ بدن را بی قید و شرط تحمّل می کند ،فکر کرده‌ایم؟!
عضوِکارآمد، بی ادّعا، بی حاشیه و کم توّقعی‌که به ندرت قدر و قیمت واقعی اش را دانسته و پاس داشته‌ایم؟!

در صفِ اوّل مبارزه با "ایسم هایی" که در آن روزهای دور از معنی و کارکِردشان هم سر در نمی آوردیم، "کف پا"!

در صفِ اوّل تظاهرات و پیشگام در سر دادنِ شعارهای مرگ بر این و مرگ بر آن ،"کفِ پا" !

در فرمانبُرداری از خواسته های بی قید وشرط بالادستی ها، "کفِ پا"!

پیشگام در گذرِ از میدانِ مین، "کفِ پا"!

در صفِ اوّلِ جبهه و جنگ، "کفِ پا"!

در ریاضت اقتصادی و نشان دادنِ درجه تحمّل گرسنگی و تشنگی، "کفِ پا"!

بیشترین خسارت دیده سیل و زلزله ، تلفات سنگین جاده ای و... ، "کف پا"!
مدافع همیشه حاضر در دفاعِ از ارزش ها، "کفِ پا"!

در نوبتِ انتظارِ نان، شیرخشک ، پوشک بچّه ، دارو ودرمان و نیازهای ابتدایی زندگی و این روزها ماسک، و دست کش و موّاد ضدّ عفونی کننده ، "کف پا"!
بیشترین مراجعان و بیماران بیمارستانها ، "کفِ پا!"

همیشه حاضر ، در پایِ صندوق رای، "کفِ پا"!

در صفِ اوّل "حراجِ " اعضاء بدن ، برای گذرانِ زندگی "کفِ پا" !

در سوءتغذیه ،"کفِ پا"!

مرغِ عزا و عروسی، "کفِ پا"!

مشتری همیشگی نمایشگاهِ مشت‌های گره کرده، کفِ پا !

سنگِ زیرینِ آسیاب ، "کفِ پا"!

تماشاچی پر شرو شور امّا سر به راه و وظیفه بَلَدِ بازی های پیچیده "سیاستمداران" ،"کف پا"!

هم او،که همواره توّرم و گرانی بیشترین فشار را بر زندگی اش وارد آورده و می آوَرَد، کفِ پا!

بیشترین قربانی ارّابه مرگی بنام پراید،"کفِ پا"!

بیشترین قربانی ویروسِ کرونا ، "کفِ پا"!

پیاده نظامِ شناخته شده ی اربابِ قدرت، "کفِ پا"!

زنده ی زندگی"قطره چکانی،" "کفِ پا"!

درست متوّجه شدید، "مستضعفانِ" دیروز و به تعبیر واژه پردازانِ نه چندان خوش قریحه ،"قشرِ آسیب پذیرِ" امروز را می گویم!

همانهایی که، روزگاری نه چندان دور دراین دیار بُرو و بیایی داشتند!

شهروندانی که، نه به کام شان، که به نام شان انقلابی بزرگ نام گذاری امّا ،جز برای معدودی ، هنوز هم‌، در بر همان پاشنه پیشین برایشان می چرخد، که می چرخید!

همانهایی که، در روزهائی نه چندان دور، بِِرَندی نام آشنا و شناخته شده برای سر و دست و چشم و گوش و زبانِ پیکر جامعه آنروز بودند و گُل سرسبدِ گلستانِ انقلاب!

چهار دهه پیش را خوب بیاد داریم و بیاد دارید ، جماعتی را که از سرِ خلوص ، به شوقِ دیدار و در حمایت مادی و معنوی از آنان(مستضعفان) سر از پا نمی شناختند، تو گویی به زیارت خانه خدا مشرّف شده باشند!

کم‌نبودند،انقلابی های هیجان زده ای که برای وصالِ گل روی این "عزیران" شتاب داشتند، تا شاید دستی از باب تبرّک بر لباس خاکی و ژنده ی آنان کشیده و از سرِ شانس با این بندگان ژنده پوشِ خدا عکسی یادگاری گرفته و زینت آلبومِ افتخارات خویش نمایند و چه خوب و هنرمندانه هم به این آرزو رسیدند!

گذرِ زمان مهر تائیدی بود بر این واقعیّت ، چه ، آنگونه که دیدیم و دیدید ، این "جماعتِ محبوب" نه در شعار، که در عمل برای بسیاری از صاحبان قدرت نقشِ نرده بان ترّقی را ایفاء نموده و ابزاری بیش نبوده اند!
بگذریم، قصّه ی دراز و ملال آوریست.

هم میهنان عزیز،همدردیم و خوب هم میدانیم، این روز ها همه درگیر، نگران و دغدغه مندیم.
چونان مسافرانِ کشتی طوفان زده، ناخواسته به سمتی می رویم، که خود نیز از فرجام اش بی خبریم! خوب میدانیم، شیرازه ی زندگی مان از هم‌‌پاشیده، سفره هامان خالی واینکه چرا و چگونه به اینجا رسیده ایم، جایی برای گِله و آه و ناله وشِکوه و شکایت و متّهم کردن این و آن نیست! شاید به وقت دیگر!
تجربه نشان می دهد، به مسئوولان نیز آنگونه که شایسته و بایسته است‌، امیّد چندانی نمیتوان بست.
چه، اگر به وظیفه شرعی و قانونی شان به تمام و کمال عمل می کردند،امروزِ روز نیاز به خواهش و التماس، آن هم از مردمی که خود به حدّ اقل ها نیاز مند اند و در وضعیّت روحی بسیار نامناسبی ،روز را به شب و شب را به صبح می رسانند ، نبود!
.آزمون سختی پیش روی داریم.بیائید و بیائیم، هر یک در حدّ توان، نوع دوستی ذاتی مان را به نمایش گذاشته قدردان و تیمارگر "کف پا،" ی خسته،کوفته،درمانده و تاول زده ی پیکره جامعه مان، هم آنانی که به نان شبی محتاج و در برزخی این چنین گرفتار آمده اند، باشیم.
آزمون بزرگ و استثنایی در پیش روی‌مان قرار گرفته است.
.بگذارید و بگذاریم، از این آزمون بزرگ تاریخی سربلند بیرون آئیم.
کرونا این میهمان بَد منظر و ناخواسته میلیون ها هم میهن را از زندگی ساقط کرده و ترکش های سهمگین روحی-روانی اش هیچ تنابنده ای را بی نصیب نگذاشته همه را خانه نشین کرده و در این میانه سفره ی خانواده ها به ویژه "ندارها" را بد نشانه گرفته است.
در خوشبینانه ترین، حالت ،حالا حالاها این میهمان ناخواسته وبالِ گردن ماست.
روی سخنم با هم نوعانی است، که دست شان به دهانشان می رسد.در روزهایی که در آن قرار داریم ،میلیون ها کارگر روزمزد ، دست فروش ، مزد بگیر و... ممرّ معاش شان را از دست داده اند.
اجازه ندهیم، دغدغه نان زود تر از "کرونا" آنان را از پای در آوَرَد!
چه، پیش بینی می شود، تا چند هفته آینده ، نانی هم برای خوردن و زنده ماندن در سفره شان نخواهند داشت!
بیائید و بیائیم ،هریک از ماها به اندازه ی وُسع و‌توانمان ، بدون سر وصدا ،بگونه ای آبرومندانه و با حفظ ارزش های فرهنگِ دیر پای ایران زمین در دایره نیازمندان نزدیک به خود با هر روشِ ارزشمندی که صلاح می دانیم ، در انجام این مهّم گامِ خدا پسندانه ای برداریم.

چه، حمایتِ ازاین "هم میهنان" حمایتِ از اخلاق و انسانیّت و در واقع حمایتِ از تامین امنیّت سلامت و پویایی جامعه و در نهایت نجاتِ آینده خودِ ما و آیندگانِ ماست.
ایرانی جماعت نشان داده ، در "روزِ مبادا"، در نوع دوستی و احسانِ به هم نوع، پیشگام و سرآمد بوده وهست!
تاریخ روابط اجتماعی مان در گذرِ از بُرهه های حسّاس زندگی ،گواه صادقی بر این مدّعاست.
کاری بکنیم ، در این آزمون بزرگ رو سفید بیرون آئیم.
دیر یا زود روزهای تاریک به سر خواهند آمد و روشنایی بر پهنه این بزرگ سر زمین به زببایی خواهد تابید.
دایره این مصیبت نه فقط کشور ما، که همه کشورهای دنیا را در بر گرفته و رویارویی اصولی با این ویروسِ فراگیر و خسارت بار نه فقط وحدت ملّی، که همبستگی و همکاری تّام وتمام همه کشورهای جهان را به جدّ می طلبد.
بیایید و بیائیم، به قدر وُسع و توان مان و به سیره ی پسندیده گذشتگان این سرزمین اهورایی، شادی هایمان را ( گر چه از بدِحادثه ،همه چیز دست در دست هم داده، تااین نعمت از ما روی گردان شود )از چهاردیواری های محصور این روزهای زندگی مان با کمک مادی و معنوی با این هم میهنانِ نیازمند، قسمت نمائیم.
تردیدی نیست،"کفِ پا" بیش از این تحمّل این همه بار و فشار را ندارد، طاقت اش، طاق شده است!
تا فرصت باقیست، این عضوِ تاوَل زده وناتوان را در یابیم.

به امیّد فردایی روشن.
حقّ یار و یاور تان باد.

به قلم دکتر علی مندنی پور
رئیس اسبق کانون وکلای کشور

ارسال به دوستان
گزارش خطا
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
*عصر دنا ، معتقد به آزادی بیان و لزوم نظارت مردم بر عملکرد مسئولان است؛ لذا انتشار حداکثری نظرات کاربران روش ماست. پیشاپیش از تحمل مسئولان امر تشکر می کنیم.
*طبیعی است، نظراتي كه در نگارش آنها، موازین قانونی، شرعی و اخلاقی رعایت نشده باشد، یا به اختلاف افكني‌هاي‌ قومي پرداخته شده باشد منتشر نخواهد شد. خواهشمندیم در هنگام نام بردن از اشخاص به موازین حقوقی و شرعی آن توجه داشته باشید.
*چنانچه با نظری برخورد کردید که در انتشار آن دقت کافی به عمل نیامده، ما را مطلع کنید.
*اگر قصد پاسخ گویی به نظر کاربری را دارید در بالای کادر مخصوص همان نظر، بر روی کلمه پاسخ کلیک کنید.